سریال «عشق ابدی»، یک رئالیتی‌شوی ایرانی در ژانر دوست‌یابی و ازدواج، از ۸ اردیبهشت ۱۴۰۴ (۲۸ آوریل ۲۰۲۵) در پلتفرم یوتیوب با اجرای پرستو صالحی آغاز به پخش کرده است. این برنامه که با الهام از نمونه‌های خارجی مانند «جزیره عشق» ساخته شده، گروهی از جوانان مجرد را در ویلایی لوکس در بودروم ترکیه گرد هم می‌آورد تا از طریق چالش‌ها و گفت‌وگوها، شریک عاطفی خود را پیدا کنند. با وجود استقبال برخی مخاطبان به دلیل قالب سرگرم‌کننده، این برنامه به دلیل محتوای جنجالی و به‌ویژه عادی‌سازی خشونت علیه زنان، واکنش‌های گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی برانگیخته است.

آنچه این سریال را موردتوجه قرار می‌دهد، فرم تازه و ساختارشکنانه‌ای است که دارد، چرا که پیش از این در هیچ رسانه‌ای این آزادی عمل برای نمایش روابط عاشقانه جوانان ایرانی وجود نداشته است. عشق و روابط عاشقانه، به شکلی سانسور شده و به گونه‌ای که در موازین و قوانین جامعه بگنجد، در صفحه‌ی تلویزیون ایرانیان دیده شده است. برای مخاطب ایرانی فاصله‌ی بین روابطی که در واقعیت و سطح جامعه شکل می‌گیرد، هرگز با آنچه در سینما و تلویزیون دیده می‌شود؛ یکی نیست. عشق ابدی اولین فضایی است که در آن جوانان ایرانی بدون حجاب اجباری به روی صحنه رفته‌اند و مخاطبین بدون حضور قوانین سرکوب‌گر، شکل‌گیری روابط را می‌بینند. این ویژگی را می‌توان به عنوان نقطه‌ی قوت عشق ابدی در نظر گرفت. 

اما در بررسی دقیق‌تر، مخاطبی که در مرحله‌ی فکری متفاوت از جمهوری اسلامی و قوانین زن‌ستیزانه‌ی آن قرار دارد، هر چه بیشتر به رفتارهای بینافردی این برنامه دقت می‌کند؛ بیشتر و بیشتر به واقعیت پشت پرده‌ی آن و تعبیر ساختارشکنانه‌‌اش شک می‌کند. به عنوان مثال در حال تقویت و بازتولید تصویر کلیشه‌ای زنان است. آنان در این برنامه حسود، پرخاشگر و در حال رقابت برای به دست آوردن مردان به تصویر کشیده می‌شوند. از آنجایی که از دایره لغات افراد حاضر به نظر می‌رسد، این برنامه از پیش تعیین شده و حتی متن گفتگوها نوشته شده است؛ بار مسئولیت رفتارها بر دوش نویسنده و کارگردان به عنوان تصمیم‌گیرنده خواهد بود. البته که خبری از پشت‌صحنه و سازندگان این برنامه نیست. گرچه که به عنوان برنامه‌ای که بازدید میلیونی می‌گیرد، می‌توانست برای سازنده و کارگردان فرصتی برای مشهور شدن باشد. اما تنها چهره‌ به غیر از شرکت‌کنندگان، پرستو صالحی است. 

از طرفی دیگر کمتر با دقت در گفتگوها و صحبت‌ها این سوال پیش می‌آید که با وجود جنبش زن، زندگی، آزادی، شبکه‌های اجتماعی و تاکید بر روی حقوق زنان چرا همچنان زنان این برنامه به مردانی که کمتر از یک ماه است دیده‌اند؛ اجازه می‌دهند که برای پوشش و یا رفتارهایشان تصمیم‌گیری کنند؟ به وضوح کنترل‌گری در قالب انتقاد و گاها خشونت از رفتارها و پوشش زنان در این برنامه خودش را نشان می‌دهد. یکی از بارزترین نمونه‌های رفتار زن‌ستیزانه در عشق ابدی، اظهارات پرستو صالحی، مجری برنامه، درباره پوشش زنان است. در یکی از قسمت‌ها، در جریان بحثی درباره میزان پوشیدگی و برهنگی لباس‌ها، صالحی اظهار داشت که زنان از اینکه شریک عاطفی‌شان به آن‌ها دستور دهد چه لباسی بپوشند یا نپوشند، احساس خوشحالی می‌کنند. او در ادامه گفت که ممکن است بعضی از زنان از غیرت و حسودی مردان خوششان نیاید، در حالی که این رفتار نشان دهنده‌ی میزان علاقه است. گرچه کسی حق ندارد که به زنان بگوید چه بپوشند. این اظهارات به دلیل ترویج ایده کنترل زنان توسط مردان، به شدت مورد انتقاد قرار گرفت. کاربران شبکه‌های اجتماعی این سخنان را «ضد زن» خواندند و معتقد بودند که چنین دیدگاهی فشارهای اجتماعی و فرهنگی بر زنان را تقویت می‌کند. این اظهارات نه تنها به عادی‌سازی کنترل زنان کمک می‌کند، بلکه به بحث‌های گسترده‌ای در فضای مجازی منجر شد که نشان‌دهنده حساسیت جامعه نسبت به این موضوع است. در واقع آنچه بخش امیدوارکننده و قابل تامل است بازخوردی است که نسبت به اظهارات پرستو صالحی در شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شود. گروهی بازیگران عشق ابدی را به خاطر بازتولید خشونت علیه زنان و عادی‌سازی آن، گروه کفتارها خوانده‌اند و کمپینی برای آنفالو کردن آنها در شبکه‌های اجتماعی به راه انداخته‌اند. نتیجه‌ی جالب‌توجه این است که تعداد فالوورهای بازیگران به شکل قابل توجهی کاهش پیدا کرده است و این واکنش می‌تواند نشان‌دهنده‌ی موضع جامعه و اکثریت در مقابل تفکر حاکم بر عشق ابدی باشد. 

اما آنچه همچنان لزوم صحبت درباره‌ی این برنامه را بیشتر می‌کند، تاثیرات عمیقی است که می‌تواند همچنان بر تعداد زیادی از مخاطبین داشته باشد. عادی‌سازی خشونت علیه زنان به ویژه در جامعه‌ای شبیه به ایران که در آن مسائل مربوط به حقوق زنان و برابری جنسیتی از حساسیت بالایی برخوردار است، نگران‌کننده است. کافی است نگاهی به قتل‌‌ زنان در ایران بیندازیم که با نام ناموس و غیرت عجین شده‌اند. این زنان توسط شوهر، پدر و یا برادرشان به قتل رسیده‌اند تنها به این دلیل که طبق خواسته‌ی آنها زندگی نکرده‌اند. مونا حیدری در نهایت خشونت توسط همسرش کشته شد. رومینا اشرفی به دست پدرش به خاطر حق انتخاب دوست پسرش کشته شد. گلبهار، به خاطر فرزند نامشروع با کودکش سوزانده شد. تمامی این قتل‌ها و هزاران رفتار خشونت‌امیزی که حتی گزارش نمی‌شود، تحت پوشش همین تفکر ناموس و غیرت اتفاق می‌افتاد. انتظاری که زنان را شبیه به عروسکی خیمه‌شب‌بازی می‌بیند که هیچ اراده و تفکری از خود ندارد و باید تن به خواسته‌ی مرد یا مردانی دیگر بدهد. گرچه این کنترل‌گری به شکلی مدرن‌تر به نمایش کشیده شده است. زنان لباس‌هایی که دوست دارند، می‌پوشند، اما حدی برای آنها وجود دارد. پژمان یکی از شخصیت‌ها در گفتگویی با نگار دوم اظهار می‌کند که گاهی در جمعی و محیطی به خاطر دیگر مردان، وابستگاه زن متوجه می‌شوند که لباس زن مناسب نیست. زنان باید در چنین مواردی به خواسته‌ی مرد احترام بگذارند و پوشش خود را تغییر دهند. این نگاه، بازتولید خواسته‌های جمهوری اسلامی و اسلام در ظاهری مدرن است. چرا که زنان را مسئول نگاه دیگری می‌داند و چاره‌ در تغییر در پوشش و آزادی زن است. گرچه در این گفتگو، نگار به این نگاه اعتراض کرد و در کنار اکثریت جامعه ایستاد. در جایی دیگر، ترانه یکی از بازیگران عشق ابدی، چندین بار توسط مهبد و سیاوش مورد خشونت بدنی و رفتاری قرار گرفت و بدون هیچ واکنشی این صحنه‌ها به تصویر کشیده شد، بدون اینکه بازخواستی برای این رفتارهای خشونت‌آمیز صورت بگیرد. گرچه کاربران شبکه‌های اجتماعی پرستو صالحی را برای این رفتارها مورد بازخواست قرار دادند، و این واکنش‌ها مرحله‌ای امیدوار کننده است که میزان آگاهی زنان و مردان را نشان می‌دهد. آگاهی که در مقابل رفتارهای زن‌ستیزانه حتی در قالبی مدرن می‌جنگد و خواستار درک کامل آزادی و حق انتخاب زنان است. 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)