بسته جبهه اصلاحات، بازنگری در سیاستهای نظام در بستر ضعف مفرط خامنهای
جبهه اصلاحات ایران به ریاست آذر منصوری، در تاریخ یکشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۴ «بسته پیشنهادی راهبردی جبهه اصلاحات ایران به رئیس جمهور برای عبور از بحران» را منتشر کرده و در آن از پزشکیان خواسته است تا تغیرات بنیادین و اساسی در سیاستهای کلان کشور انجام دهد!
بیانیه جبهه اصلاحات با مقدمهچینی و لفاظیهای مربوطه نوشته است «جنگ دوازده روزه…، بیش از گذشته ناترازیها و ناکارآمدیهای… در حوزههای تکنولوژی نظامی، امنیت اطلاعاتی جاسوسی، روانی و رسانهای، و… را آشکار کرد.»
بیانیه افزوده «اکنون دیگر تردیدی وجود ندارد که برای جبران این ناترازیها و ناکارآمدیها، کشور بیش از هر چیز نیازمند بازنگری در سیاست ها و رویکردها و نیز مدیریت چابک، قاطع و منسجم است تا با پرهیز از روزمرگی و آشفتگی گفتمانی به اقدامات اصولی و اصلاحات ساختاری اقدام کند.»
سخنگوی جبهه اصلاحات سپس افزوده «رخدادهایی نظیر مصوبه اخیر مجلس در تعلیق همکاری با آژانس، تعلل در پیوستن به FATF، و نهایتاً تصویب نیمبند آن، سیاستهای تبلیغاتی جنگی و تروریستی صدا و سیما علیه دولت، نشان دهنده آن است که وفاق شکل نگرفته است».
بیانیه میافزاید «از سوی دیگر ضعفها و نارساییها و عدم انسجام و هم افزایی کادر مدیریت اجرایی کشور» و در ادامه «مماشات، سکوت و انفعال دولت در قبال اقدامات خسارت بار» در جامعه ایران به احساس نوعی بیدولتی دامن زده است.»
۳ تابلو ترسیمی سخنگوی جبهه اصلاحات برای پزشکیان
بیانیه جبهه اصلاحات سپس ۳ تابلو را برای دولت پزشکیان و در مقیاس کلیتر حاکمیت ملایان ترسیم کرده است: «اول: شروع مجدد جنگ و تخریب زیر ساختهای کشور. دوم ادامه وضعیت نه جنگ و نه صلح و محاصره کامل سیاسی اقتصادی و انزوای کامل ایران و در نتیجه تشدید بحرانهای کنونی… و سوم تجدید نظر در سیاستهای گذشته و اتخاذ راهبرد توسعه همه جانبه و تعامل سازنده با جهان به جای راهبرد ستیز و بقا که خروج ایران از انزوا و توسعه و پیشرفت… را در پی خواهد داشت.»
بیانیه جبهه اصلاحات سپس تابلو سوم را به پزشکیان پیشنهاد میدهد که «لازمه چنین انتخابی بازنگری در رویههای گذشته و اتخاذ سیاستها و تصمیمات اصولی و سرنوشت ساز در عرصههای داخلی و خارجی و نیز چالاکی، قاطعیت و ابتکار عمل در سطح مدیریت اجرایی کشور است.»
سخنگوی جبهه اصلاحات سپس با افزودن اضافات موهومی از قبیل «وحدت ملی»، برخود «فرض» دانسته و یک «بسته پیشنهادی راهبردی» به پزشکیان ارائه میدهد.
بسته پیشنهادی در ۸ محور آورده شده که خلاصه هر محور ذیلا نقل میشود:
۱.مستندسازی «جنایات اسرائیل» و رسیدگی فوری به قربانیان و عدم پنهانکاری و عدم اطلاعرسانی شفاف و عدم تکرار روایتسازیهای کاذب که جز بر بیاعتمادی مردم نمیافزاید
۲.سخنگوی جبهه اصلاحات بر ناکارآمدی روندهای گذشته دولت و حاکمیت انگشت گذاشته و بر فقدان آمادگی در برابر شرایط احتمالی آتی تاکید کرده و به دولت پزشکیان توصیه کرده که از حالت بیتصمیمی خارج شود و یا مسیر (اشتباه) گذشته را طی کند یا راهبردی جدید اتخاذ کند.
۳.در محور ۳ بیانیه جبهه اصلاحات از پزشکیان خواسته به جای «راهبرد ستیز راهبرد توسعه» را پیش بگیرد و اصلاحات کلی و نه قطرهچکانی انجام دهد اما بلافاصله مجبور شده اذعان کند که در «بخشهای دیگر حاکمیت» (بخوانید خامنهای و سپاه) نشانهای از چنین اصلاحاتی و تعاملی دیده نمیشود.
ادامه بسته پیشنهادی
۴. سخنگوی جبهه اصلاحات در محور بعدی مدعی سراب «تحقق آشتی ملی و تقویت بنیادهای مشارکت اجتماعی» شده که شامل اصلاح سیاستهای داخلی، عدم رویکرد امنیتی در کشور، نخبهگزینی، عفو عمومی، اصلاح صدا و سیما، راهاندازی کارزار گفتگوی ملی، رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی و تامین آزادیهای سیاسی و مدنی، رفع کامل فیلترینگ میشود و افزوده این امور «بسیجی به سوی اتحاد میهنی» علیه تهدید خارجی میشود!
۵. بیانیه جبهه اصلاحات در محور پنجم خواستار برخورد پایهای با نفوذ به جای دستگیریهای کور و عوامل دست چندم شده است. سپس سقلمهای به باند خامنهای، سپاه، بسیج و گشتهای ایستبازرسی زده و افزوده «ممانعت از مداخلات و اقدامات مخرب نهادهای غیرپاسخگو ضروری است.»
در ادامه اقدامات این قماش شامل، تهدیدات تروریستی مقامات کشورهای دیگر، قطع همکاری با آژانس، تهدید به خروج از انپیتی، را مرتبط با نفوذ پیچیده و مستقیم دانسته و خواستار «اعمال وحدت مدیریت و کنترل مراکز و مراجع مذکور و سازگار ساختن آنها با راهبردهای کلان نظام، ضمن تأمین انسجام گفتمانی حاکمیت در سطح سیاست خارجی و داخلی» شده است.
۶.ذیل محور ۶ بیانیه جبهه اصلاحات، انگشتگذاشتن بر تعارض و تضاد اضداد دوگانه دیپلماسی و میدان است که از زمان ظریف و سلیمانی برجسته شد. سخنگوی این جبهه آن را برای حاکمیت زیانبار خوانده و خواستار خلع ید از این «نهادهای فاقد صلاحیت» و «مداخلات مؤثر نهادهای غیرمسئول» (بخوانید باند خامنهای و سپاه و…) شده است.
حمایت از پزشکیان و چند نکته پیرامون بسته پیشنهادی
۷. بیانیه جبهه اصلاحات در محور بعد، خواستار لزوم مذاکره همهجانبه با آمریکا شده و تجربه مذاکرات با عراق، آمریکا، برجام و… مثال آورده و میافزاید به رغم حمله نظامی، ترک میز مذاکره فاقد توجیه منطقی بوده و مذاکره را «لازمه انتخاب راهبرد توسعه همهجانبه به جای راهبرد بقا و سیتز» و حلال مشکلات کشور معرفی میکند که همزمان و ضمن اخذ تضمینهای امنیتی، قدرت چانهزنی ملایان را در مذاکرات افزایش خواهد داد!
در محور ۸ و آخر آذر منصوری، سخنگوی جبهه اصلاحات بر «ضرورت اتخاذ موضع فعال و روشن در قبال تحولات منطقهای» (بخوانید تروریسم و حمایت از گروههای نبابتی) تاکید کرده و میافزاید این موضوع باعث انزوای ملایان شده و خواهان همکاری و تعاون با شرکای منطقهای مانند عربستان و مصر میشود.
در پایان منصوری در قامت سخنگوی جبهه اصلاحات خطاب به پزشکیان میافزاید این پیشنهادات مشترک همه اصلاحطلبان قلابی، به مشکلات مزمن و بحرانزای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی پایان میدهد! و در این راستا حمایت خود را از پزشکیان اعلام میدارد.
شایان ذکر است این نامه در ۲۹ تیر نوشته شده در تاریخ ۳۱ تیر در اختیار پزشکیان گذاشته شده و در تاریخ ۵ مرداد رسانهای شده است.
بیانیه و مولفهها همه عیانند و بینیاز از بیان. اما ذکر چند نکته پیرامون آن ضروری است:
اول: قطع یقین این بیانیه مورد هجوم باند خامنهای و قلمبهمزدان آن قرار خواهد گرفت چرا که محتوای بسته، تلویحا خواستار خلع ید از خامنهای و هژمونی وی و سپاه و… از قدرت اجرایی میباشد.
دوم: اما این هجوم و جنگ صرفا جنگی باندی و برای قدرت است و نه برای مردم ایران و مصالح آنان.
چه کسی سیاستهای جزئی، کلی و خود ولایت فقیه را تغییر خواهد داد؟
سوم: ضمن مرزبندی قاطع با باند خامنهای در هجوم به این بیانیه، باید افزود که اصلاحطلبان قلابی از دوران رویانی و جنینی، صرفا برای حفظ اوجب واجبات ملایان، یعنی حفظ نظام مونتاژ شده و در حال حاضر نیز به همان وظیفه مشغولند. امری که با نکته اول در تناقض آشکار است ولی این پارادوکس کاملا واقعی است.
چهارم: پزشکیان مخاطب بیانیه، حتی به اندازه «محمد خاتمی تدارکاتچی» نیز قدرت نداشته و از ابتدا خود را «ذوب در ولایت» معرفی کرده است از این رو انتظار برآوردهسازی چنین اهدافی، دویدن در پی سراب اندر سراب است.
پنجم: اما نکته کلیدی در اینجاست که این بیانیه را به نوعی میتوان همراستا با بیانیه میرحسین موسوی در بستر ضعف مفرط خامنهای و تشتت در حاکمیت، به رغم تبلیغات فراوان و گوشپرکن «وحدت ملی» و پارهشدن خیمه خامنهای دید و تفسیر کرد.
ششم: ضمن تکرار مرزبندی با مواضع اصولگرایان مرتجع، این بیانیه هر چند استمرارخواهی عمر خامنهای و حکومتش را در بطن خود دارد اما مهمتر از آن نشان از ضعف مفرط خامنهای در چنین شرایطی دارد، خواه جبهه قلابی اصلاحات بدان توجه داشته باشد خواه نه.
حرف آخر آن که، آن که اصلاحات بنیادین در مورد سیاستهای ولایت فقیه رقم خواهد زد نه جبهه اصلاحات است و نه پزشکیان، آن مردم ایران و مقاومت سازمانیافته آنان است که نه سیاستهای کلی و جزئی، بلکه کل ولایت فقیه را تغییر خواهند داد.
[شکست خامنهای در جنگ و زباندرازی باند اصلاحات]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.