وحدت ملی: روایتی ساختگی در بحبوحه شکاف با مردم
در روزهای پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، حکومت ایران تلاش مذبوحانهای را برای به ثبت رساندن «وحدت ملی» آغاز کرد. این در حالی است که کوچکترین همبستگی یا تعاملی از سوی مردم در این جنگ مشاهده نشد. سه اعتراض بزرگ دی ۹۶، آبان ۹۸، و اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ با شعارهای آشکارا که خواهان براندازی حکومت ایران همراه بودهاند موید امر است. شعارهایی نظیر «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» و «دشمن ما همین جاست دروغ میگن آمریکاست» بیانگر عدم «وحدت ملی» است.
دروغ بودن ادعای «وحدت ملی» همچنین در ۳ نمایش اخیر ریاستجمهوری و مجلس با مشارکت حداقلی و تحریم بیسابقه مردم ایران نمایان شده بود.
اما در بحبوحه حمله خارجی قطع یقین مردم تحت تاثیر آن قرار میگیرند. حکومت اما سعی کرد آن را مصادره به مطلوب کند و به اسم «وحدت ملی» نداشته به ثبت بدهد.
تصدیق آنکه پس از جنگ ۱۲ روزه، تیراندازی نیروهای نظامی و لباس شخصی حکومت ایران به کشته شدن حداقل ۲ جوان در ۱۰ تیر و ۴ نفر در ۲۶ تیر منجر شد.
رئیس قضائیه ملایان، اژهای، نیز از بازداشت حداقل ۲۰۰۰ نفر پس از جنگ ۱۲ روزه خبر داد.
پس از حمله اسرائیل به ایران، رسانههای حکومتی و مقامات دولتی فوراً بر واژگانی چون «انسجام» و «وحدت ملی» تأکید کردند.
برای مقامات حکومت ایران، این موضوع اهمیت زیادی داشت. باقر قالیباف، رئیس مجلس، در ۲۹ تیر ۱۴۰۴ گفت: «بزرگترین ضربه به دشمن در جنگ ۱۲ روزه را مردم حکومت ایران وارد کردند.» او افزود: «مهمترین عامل بازدارنده، انسجام ملی است که دنیا آن را دید.»
پیمان جبلی، رئیس صداوسیما، نیز از «معجزاتی نظیر انسجام و وحدت ملی» در «دفاع مقدس ۱۲ روزه» سخن گفت.
اما این «معجزه» کجا و کی رخ داد که مردم ایران از آن نه تنها در آن زمان که اکنون نیز بیخبرند؟!
انسجام سربازان با خامنهای و وارونهگویی وحدتی!
آیا همبستگی واقعی و فراگیر شکل گرفت؟ یا آنچه تبلیغ شد، بازتولید الگوی ساخت «وحدت ملی» از بالا بود؟
آنچه آغاز شد، یک پروژه گسترده تلاش برای بازسازی مشروعیت نداشته داخلی ملایان بود. این پروژه از ۲۳ خرداد کلید خورد. در هفتههای بعد، در خطبهها، بیانیهها و سیاستهای جدید تکرار و تثبیت شد. با این حال، نشانهای از آن در میان مردم نبود.
با آغاز جنگ ۱۲ روزه بین حکومت ایران و اسرائیل در ۲۳ خرداد، روایت «وحدت ملی» بهسرعت در ادبیات رسمی حکومت ایران صدرنشین شد.
مقامات ارشد، رسانههای حکومتی، و نهادهای تبلیغاتی تلاش کردند. آنها از همان ساعات نخست، تصویری از انسجام مردمی در برابر تجاوز خارجی ترسیم کنند.
بیانیههایی با عباراتی چون «ملت شریف حکومت ایران» و «حفظ انسجام ملی»، فضای عمومی را اشباع کردند. این در حالی بود که هیچ نشانه روشنی از واکنشهای جمعی یا حضور خیابانی وجود نداشت.
خبرگزاریهای حکومتی، از مهر تا ایرنا، گزارشهایی از «تجمعات مردمی در حال برگزاری» منتشر کردند. این در حالی بود که در متن خبرها صرفاً وعده این تجمعات داده شده بود.
در ساعات اولیه صبح، خبرهایی که از حضور مردمی در جمکران منتشر شد، بیشتر یک تجمع کوچک زائران بود تا امری خودجوش مردمی. این نشان میدهد ادعای «وحدت ملی»، بیشتر یک فضاسازی رسانهای بود.
«شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی» با فراخوانهای رسمی، از حضور مردم پس از نماز جمعه خبر داد. این شورا اعلام کرد ملت ایران برای «انتقام قاطع» به صحنه خواهند آمد.
همزمان، خبرگزاریها تجمعات محدود را با عناوینی چون «فریاد عدالتخواهی در قلب ایران» پوشش دادند. آنها این تجمعات را بهعنوان نماد وحدت ملی معرفی کردند.
اما شعارهای تکراری مانند «ما همه سرباز توییم خامنهای» در این تجمعات اولیه، جایگاه وحدت را نه در تفاهم اجتماعی، بلکه در اطاعت سیاسی بخشی از جامعه نسبت به خامنهای تثبیت میکرد.
«وحدت ملی» دروغ هر چه بزرگتر و تکرارشوندهتر، اما این بار کسی باور نمیکند!
در کنار این روایت رسانهای، مقامات بلندپایه نیز با سخنانی هماهنگ وارد میدان شدند. علی لاریجانی، مشاور خامنهای، پس از حمله اسرائیل در ۱۰ صبح در صداوسیما، ابراز امیدواری کرد.
او به نگاه راهبردی مردم ایران در شرایط جنگی اشاره کرد. وی گفت با این رویکرد، این رخداد «به یک دستاورد بزرگ ختم» خواهد شد.
سیدحسن خمینی، حدود یک ساعت بعد، در پیامی گفت: «امروز، وحدت حول محور حکومت ایران اسلامی راه حفظ کشور از تجاوزات است.» او تأکید کرد: «باید اختلافات و دستهبندیها را پیش پای عظمت نام ایران قربانی کرد.»
در مجموع، آنچه در ۲۳ خرداد طی چند ساعت اولیه روز رخ داد، نه جوشش «وحدت ملی»، بلکه اجرای یک سناریوی رسانهای و سیاسی بود. هدف آن ساختن تصویر همبستگی بود.
مردم در این روایت نه بهعنوان سوژههای کنشگر، بلکه ابزارهای مشروعیتبخش بازنمایی شدند. وحدتی که در بیانیهها، تیترها و سخنان رسمی ساخته شد، بیش از آنکه واقعیتی اجتماعی باشد، تلاشی برای مدیریت افکار عمومی بود. هدف آن، تحکیم گفتمان وفاداری به ساختار قدرت در لحظه بحران بود.
حکومت ایران رویکرد خود مبنی بر حلول «وحدت ملی» را در بیش از یک ماه گذشته تغییر نداده است. هر روز در مورد آن سخن گفته میشود.
ادامه تأکید بر انسجام ملی، به ابزاری برای سیاستگذاری و مشروعیتبخشی تبدیل شده است. این ابزار برای بازسازی تصویر داخلی شکافبرداشته حکومت ایران مثل مواردی چون بیانیه موسوی مورد استفاده قرار گرفت.
خامنهای در ۵ تیر از «اتحاد فوقالعاده ملت ایران» سخن گفت. بار دیگر در ۲۵ تیر نیز بر آن تأکید کرد. او حتی این موضوع را در سطح سیاسی نیز میبیند.
وی با توهمی سرابگونه میگوید: «کسی باور نمیکرد و شد. این افراد با جهتگیریهای گوناگون و وزن مذهبی متفاوت، کنار هم ایستادند و این وحدت ملی را به وجود آوردند.»
کشتار و دستگیری مردم با سیاست «وحدت ملی»!!!
در دولت پزشکیان همین آش و کاسه بود! در ۲۴ تیر، مسعود پزشکیان گفت: «وحدت و انسجام ملی، پاسخ قاطع حکومت ایران به توطئههای اسرائیل بود.»
اسکندر مؤمنی، وزیر کشور، «همبستگی ملی را برجستهترین دستاورد جنگ» دانست. او از همراهی اقشار مختلف مردم با هر عقیده و پوشش بهعنوان «شگفتانهای برای دنیا» یاد کرد. او در راستای حفظ «وحدت ملی»، بیآنکه جزئیات زیادی بدهد، از طرح «محلهمحوری» نیز سخن گفت.
رویکردهایی که در این مدت در اطراف وهمی به نام «وحدت ملی» به وجود آمد، دو محور عمده داشت. خطیبان نماز جمعه «وحدت ملی» را عامل پیروزی در «جنگ ترکیبی» دانستند. آن را در گرو اطاعت از خامنهای معرفی کردند.
اما مقامات دیگر از لزوم تغییر در رویکرد نظام سیاسی گفتند. آنها آن را عامل ثبات وحدت دانستند. علیاکبر ولایتی، مشاور خامنهای، در شبکه اجتماعی خود نوشت: «مردم خود را اثبات کردند، حال نوبت مسئولان است.»
اما تا موسوی بیانیه رفراندوم و تاسیس مجلس موسسان و تغییر قانون اساسی داد «وحدت ملی» به ناگهان به «وحشت حاکمیتی» تبدیل شد و مشت ملایان را باز کرد.
[وحدت ملی باسمهای ازهم گسست؛ میرحسین موسوی خواهان تغییر قانون اساسی شد!]
با گذشت یک ماه از پایان جنگ، روایت «وحدت ملی» همچنان ستون اصلی گفتار رسمی حکومت ایران است. این روایت نه بر پایه مشاهده کنشهای جمعی مردم، بلکه از همان ساعات نخستین جنگ، از دل بیانیهها و تیترهای رسانههای حکومتی سر برآورد.
به نظر میرسد حکومت با برجستهسازی جستار «وحدت ملی»، در پی پنهانکردن شکاف فزاینده خود با جامعه است. این اقدام، تلاشی موقت برای پوشاندن نارضایتیهای روبهگسترش است.
در چنین چارچوبی، «وحدت ملی»ریشهای در زیست جمعی مردم ندارد؛ بلکه کارکردی مسکنوار ایفا میکند.
چنانچه در بدایه امر گفته به محض آتشبس کشتار شهروندان و بازداشتهای گسترده البته در راستای «وحدت ملی» از نوع آخوندی شروع شد!!!

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.