در روزهایی که ایران هدف تجاوز آشکار نظامی از سوی آمریکا و اسرائیل قرار گرفت، چشم بسیاری از مردم به کشورهای شرقی، بهویژه روسیه و چین بود؛ دو قدرتی که طی سالهای گذشته در قالب روابط استراتژیک، اقتصادی و سیاسی، شریک مهمی برای ایران به شمار میرفتند.
اما عدم مداخله نظامی مستقیم این کشورها در دفاع از ایران، برای برخی بهانهای شد تا به این دو کشور برچسب «خیانت» بزنند. این داوری اگرچه از دل خشم و حس تنهایی ملت ایران بیرون میآید، اما اگر دقیقتر به ماجرا نگاه کنیم، نهتنها سطحی و نادرست است، بلکه موجب گمراهی ما از شناخت خیانت واقعی و لحظات تعیینکننده تاریخ خواهد شد.
### 🔹 چرا عدم ورود نظامی، خیانت نیست؟
واقعیت این است که ایران با روسیه و چین هیچ پیمان دفاعی یا تعهد نظامی متقابل ندارد. برخلاف کشورهایی که در قالب پیمانهایی چون ناتو ملزم به دفاع نظامی از یکدیگرند، روابط ایران با این دو کشور عمدتاً بر پایه منافع مشترک، مقابله با هژمونی غرب و تبادل راهبردی است؛ نه تعهد به مداخله نظامی در صورت جنگ.
بنابراین، عدم مشارکت نظامی مستقیم این دو کشور را نمیتوان خیانت نامید. هرچند از منظر اخلاقی یا احساسی، چنین انتظاری قابل درک است، اما در عرف روابط بینالملل، تنها زمانی عدم مداخله خیانت تلقی میشود که تعهدی رسمی در کار بوده باشد.
### 🔹 اما خیانت واقعی کجاست؟
خیانت واقعی در جایی رخ میدهد که یک کشور در برابر ظلم آشکار، ساختاری و بینالمللی، سکوت میکند و جایگاه خود را بر سازوکارهای فاسد نظم جهانی فعلی تثبیت میکند.
اگر فرض کنیم یکی از کشورهای اروپایی «مکانیسم ماشه» را فعال کند و تحریمهای شورای امنیت علیه ایران دوباره برقرار شوند، این نهتنها تجاوزی به استقلال ایران، بلکه نشانهای از فروپاشی مشروعیت حقوق بینالملل خواهد بود. چرا که مکانیسم ماشه در شرایطی اجرا میشود که ایران از توافقی (برجام) خارج نشده، بلکه طرف غربی سالهاست آن را زیر پا گذاشته است.
در چنین شرایطی، ادامه عضویت ایران در سازمان ملل متحد و به رسمیت شناختن سازوکار شورای امنیت، مشروعیتبخشیدن به ظلم ساختاری خواهد بود.
### 🔹 مسئولیت تاریخی روسیه و چین
در این نقطه است که لحظه داوری تاریخی برای روسیه و چین فرامیرسد. اگر این دو کشور در برابر احیای تحریمهای شورای امنیت سکوت کنند و همچنان در چارچوب همان نظمی باقی بمانند که بر پایه “حق وتو” و برتری پنج قدرت بنا شده، آنگاه دیگر نمیتوان آنها را بازیگران مستقل، عادل یا ضد امپریالیسم دانست.
اگر روسیه و چین در چنین لحظهای تاریخی، از ساختار فاسد سازمان ملل خارج نشوند، اگر همراه ایران دست به تاسیس هسته اولیهی یک نظام جهانی جایگزین نزنند، آنگاه خیانت رخ داده است؛ نه خیانت به ایران، بلکه خیانت به خودشان**، به **مردم جهان**، و به **آینده نظم بینالملل.
### 🔹 نظم ظالمانه را نمیتوان اصلاح کرد، باید جایگزین کرد
روسیه و چین اگر واقعاً خود را مخالف هژمونی غرب و خواستار نظمی چندقطبی میدانند، باید از این فرصت تاریخی استفاده کنند. باقیماندن در شورای امنیتی که پنج کشور میتوانند در آن بدون پاسخگویی هر ظلمی را وتو کنند، به معنای تثبیت همان هژمونی است که مدعی مبارزه با آناند.
اگر ایران، پس از تجربه جنگ، تحریم و تهدید، تصمیم به ترک سازمان ملل بگیرد، آنگاه جهان شاهد آزمایشی واقعی خواهد بود:
آیا روسیه و چین جرأت و صداقت همراهی دارند؟ یا صرفاً بازیگرانی منفعتجو در دل همان نظم پوسیدهاند؟
### 🔹 و در نهایت…
اگر روسیه و چین در این نقطه تاریخی با ایران همراه نشوند، حذف ایران آغاز پایان آنها خواهد بود. غرب پروژه خود را متوقف نخواهد کرد. امروز ایران؛ فردا آنها. تنها راه جلوگیری از این مسیر، ایجاد نظمی نوین و مستقل است؛ نظمی که باید از دل همین بحران، با شجاعت، عقلانیت و اتحاد شکل گیرد.
و این، نه یک انتخاب، بلکه یک مسئولیت تاریخی است.
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.