فیلترینگ در حکومت ایران: ابزاری برای سانسور و بهانه نفوذ
فیلترینگ در حکومت ایران، به یک ابزار کنترلی، به تبدیل شده است. این سیاست ابعاد گوناگونی را تحت تأثیر قرار میدهد، بهویژه در حوزه اقتصاد دیجیتال. اکنون بهانه نفوذ و جاسوسی نیز بر ابعاد آن افزوده حال آنکه به نظر میرسد جاسوسان از جای دیگری به جز فیبرهای نوری و اینترنت آمده و در بیخ گوش خامنهای لانه کردهاند!
کاربران در ایران، مانند سایر جوامع جهانی، برای ارتباط، کسبوکار و آموزش به شبکههای اجتماعی و خدمات بینالمللی نیاز دارند. فیلترینگ این نیاز را از بین نمیبرد، بلکه آنها را به استفاده از ابزارهای دور زدن فیلترینگ سوق میدهد. این ابزارها شامل ویپیانها، پروکسیها و تونلهای رمزنگاری شده هستند.
رسانههای وابسته به حکومت، از خطرات امنیتی ناشی از این وضعیت سخن میگویند. آنها معتقدند که «در این فرآیند ترافیک کاربران از مسیرهایی عبور میکند که عمدتا در خارج از کشور قرار دارد. این امر دسترسی نهادهای امنیتی به دادههای کاربران را به حداقل میرساند. این وضعیت، نظارت و شناسایی فعالیتهای مشکوک یا خرابکارانه را تضعیف میکند. از دیدگاه امنیتی، این یک بحران پنهان اما واقعی است. نهادهای مسئول، در پی رصد دقیق جریانهای اطلاعاتی برای مقابله با تهدیدات هستند. اما آنها درگیر فضایی مبهم و چندلایه شدهاند که با ابزارهای فیلترینگ شکل گرفته است.»
آنها اذعان دارند که «آنچه در گذشته بهعنوان پایش و پیشگیری از نفوذ ممکن بود، اکنون ناممکن شده است. لایههای رمزنگاری، آیپیهای خارجی و سرورهای ناشناس، شرایطی ایدهآل برای عوامل نفوذی فراهم آوردهاند. استفاده از فیلترشکنها به معنای پنهانکاری سیستماتیک است. این پنهانکاری نه فقط برای کاربران عادی، بلکه برای عاملان جاسوسی یک مزیت راهبردی محسوب میشود. در واقع، سیاست فیلترینگ که قرار بود دیوار دفاعی باشد، اکنون به پلی برای عبور بیصدا تبدیل شده است.»
نفوذ و جاسوسی، بهانهای برای تشدید فیلترینگ
فیلترینگ باید توجیه شود و جملات بالا در این راستا قلمفرسایی شدهاند.
اما در حالی که حکومت ایران به بهانه نفوذ و جاسوسی، به تشدید فیلترینگ روی آورده است، صداهایی واقعیتر از جاهای دیگر به گوش میرسد. این صداها نشان میدهند که نفوذ و جاسوسی، از سوی نزدیکترین افراد حاکمیتی صورت میگیرد.
در ۳ مرداد ۱۴۰۳، اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات دولت رئیسی، اعلام کرد: «شبکه و توانمندیهای موساد در حکومت ایران از بین رفت». وی متلاشی کردن این شبکه را نقطه عطفی در عملکرد وزارت اطلاعات دولت رئیسی دانست. وی افزود: «توانمندیهای نفوذ موساد که شخصیتهای علمی ما را ترور میکرد از بین رفت».
اما دقیقا یک هفته بعد، این سخنان خنده حضار را برانگیخت. در ۱۰ مرداد ۱۴۰۳، رهبر حماس، پس از مراسم تحلیف پزشکیان در قلب تهران، ترور شد.
در ۱۱ دی ۱۴۰۳، احمد علمالهدی، نماینده خامنهای، اعلام کرد: «دشمن برای نفوذ، جاسوس به مجلس نمیفرستد». او اضافه کرد: «دشمن جاسوس استخدام میکند و مجلس محلی مناسب برای انتخاب جاسوس است». این بدان معناست که والی خامنهای خراسان، «مجلس انقلابی»اش را متهم به جاسوسی کرده است.
۷ ماه بعد، در جنگ ۱۲ روزه، خامنهای ضربات مهلکی از حوزه نفوذ و جاسوسی متحمل شد. این امر باعث بلندشدن فریادهای بسیار وانفوذا و واجاسوسا شده است.
یکشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۴، پاسدار سالار ولایتمدار (آبنوش)، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس خامنهای، اعلام کرد: «اگر نفوذ نبود، شاید بسیاری از عزیزان خود را از دست نمیدادیم». او اضافه کرد: «دولت باید نفوذیها را شناسایی کند و وطنفروشان را اخراج نماید».
[بهترین جا برای استخدام جاسوس در ایران کجاست؟]
بالاخره جاسوسخانه کجاست؟
تا بدینجای کار، علمالهدی مجلس را جاسوسخانه میداند. پاسدار مجلس خامنهای نیز دولت را محل نفوذیها و جاسوسخانه میداند.
در روز چهارشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۴، جواد ظریف اظهار داشت: «ما باید بفهمیم نفوذ از کجا میآید». او پرسید: «بفهمیم کاترین شکدم چگونه به کشور ما آمد؟». ظریف اضافه کرد: «باید بفهمیم چه چیزی باعث شده جای فرماندهان ما به اسرائیلیها لو برود». وی تأکید کرد: «باید منشأ این نفوذ را درک کنیم».
مجید نصیرپور، عضو مجلس نیز، در ۲۵ تیر ۱۴۰۴ اعلام کرد: «عمق نفوذ دستگاههای اطلاعاتی دشمن بیش از تصور ما بود…. با ارسال پیامک، نمایندگان را تهدید و به رئیسجمهور و وزیر خارجه توهین میکنند».
همچنین در همین روز، خبر رسید که مجلس «انقلابی» خامنهای، «طرح مقابله با نفوذ سرویسهای اطلاعاتی بیگانه» را اعلام وصول کرد. هدف، تبدیل این طرح به قانون است.
اما این تمام ماجرای اذعان به نفوذ و جاسوسان خودی نیست. پیش از این، محمود علوی، وزیر اطلاعات دولت روحانی، تایید کرده بود: «مسئولین تدارکات و ترور فخریزاده، دانشمند هستهای، عضو نیروهای مسلح بودهاند».
پیشتر نیز محمود احمدینژاد اعلام داشته بود: «بالاترین فرد مسئول کنترل جاسوسان خارجی، خودش جاسوس از کار درآمده است!».
به نظر میرسد، جاسوسان خودی، که تا پستوی خانه خامنهای رخنه کردهاند، بلایی بر سر حکومت او آوردهاند. به نحوی که هر کسی دیگری را به نفوذ و جاسوسی متهم کند.
سیاست فیلترینگ، که قرار بود امنیت بیافریند، و مانع نفوذ و جاسوسی شود نه تنها نشده، بلکه خامنهای هم از اینجای امنیت خودش و هم از آنجای فیلترینگ باز مانده است. جاسوسان خودی در بیخ گوش خامنهای جا خوش کردهاند.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.