درباره زیبایی تا ندای مظومیت جنبش “زن، زندگی، آزادی” و نقش ظالمانه آخوندیسم و لایسم علیه مردان تنهای آزاده…
در جامعه سنتی زده و دین زده و مذهب زده و فرسوده از جنگهای فرایشی چند هزارساله برخودر تمدنها در محدود فلات ایران و پیرامونش، که موجویدت بخشی از انسانیت به نام زن، بهانه و دلیل انواع ظلمها و خشونتها و تقاصها و قصاصها و ناموسکشی و خسادت و جنگها و آزارهای کلمی و برهم خوردن رفاقتها و ایجاد دشمنها بوده است، زن بهانه شده ابری جدالهای حسودانه تا سوءظن گرایانه میان دوستان تا دیگرانی که نقشی نداشتند در زندگی مردان تنهای آزاده، مگر در تکثیر و تعمیق آزار و رنجش، خانه نشین کردن مردان تنها از بس آنها در دعواهایی تورش انحطاط ناموس پرستی و توحش رقابت بر سر کنترل زن بعنوان ناموس (همسر، دختر، خواهر، مادر و… بوده است، توحش اغلب پنهان و در پوشش سنتهای به اصطلاح فرهنگی، در خانه، در محل کار، در صحنهای کوی وبرزن زندگانی تا زده مانی، توحش پنهانی نوکهای کوههای یخشن گاهی به صورت متلکت خیابانی لاتیسمی، تا زد و خورد وحشیانه عریانهای لاتیسمی، چوب و چماق و چاقو تا مشت و لگدهای لاتیسمی، اینجاست که اخوندیسم با ادعای اخلاق و نهی از منکر و امر به معروف، میخواهد این توحش به ظاهر رام و درواقع همچون آشغال زیر فرش مخفی کند، متعه و کنیز و چهار زنی در اسلامش مطرح میشود تا عطش مردان جذاب و پولدار موجه کند، سهم اخوندیسم در این همیاری به توحش لاتیسم، افازیش جمعیت مسلمان زاده و خمس و اعانات و دربارهای مساجد و معادبد و مراکز اسلامی استف سهم سلاطین محمودغنویها…تا این اواخر، نیز موجه سازی گشرکشایی و غنیمت گیری از طلا و جواهر تا نیز، سهم خونریزی و ارضای حس توحش کشتن و لذت نشان دادن قدرت در آدمکشی!
زن، زندگی، آزادی، جنبشی شد که جامعه توحش زده چندین هزارله فلت ایرن و پیرامونش، این همه پلشتی استفراق کند بر بدن فرسیوده فلات آکنده از پلیدیهای تمدنهای پوسیده و خودخواهانه و توهمات سنتها تا ادین و مذاهب و شرکت سهامی دزدسالاری چند هزارله اخوندیسم و لاتیسمف هر از گاهی به اسمی بخ نام دین و آیینی رخ نمایانده است، اخوندیسم لاتیسم از اسم و فرقه، طی چند هزار سال تغییر ظاهر داده و اما ماهیت کمابیش یکی است.
توحش بیماریهای عقده جنسی و سرکوب شده مردان تنها مظلوم تا وحوش حرامسرادار مردان جذاب و ثروتمند، زن نمادی است همچون خانه و ماشین و خدم و حشم در دستان مردان جذاب و ثروتمند تا با تحقیر و محرومیت مردان تنها، آنها ارضا کند توحش لاتیسم و اخوندیسمی همیار همیشگی اش است.
توحس در پس ساختمانها و در پس دعواها و دزدی و کلاهبردری اسثمار مردان تنها و مظلوم، زخمهای جسمی روحی مردان تنها طی هزران سال تحمل کرده، دق مرگی تا خودکشی، یا مستقیم به قتل رساندشان، یا آنکه در شورشها تظلم خواهانه توسط تیر و چماق کشته شده و در زندانها پوسیده و یا بر سر دار و میدان تیر، آخرین نقش خودشان برای وحوش لاتیسم مردان جذاب و ثروتمند بازی کنندف نقش قربانی و نمایش مرگ!
و نقش زنها فریب خورده و مجذوب توحش مردان لاتیسمی، چه بسا اوقات و مواقع، عامل هستند، آنها مردان تنهای آزاده را تحقیر و آزار میدهند تا حس همیاری و همارهی با لاتیسم و آخوندیسم داشته باشند، سهمشان از این توحش چند هزارساله بگیرند. خودفروشانه به اسم حرامسراهای مختلف…
مردان تنها میانسال تا مسن، اگر زنده مانی شان طول کشیده، در نایت ازشدت فرایش و غم دق کرده ویا بالاخره ه بهانه به چنگال دژخیمی اعدام یا به قتل خواهد رسید. تا همچنان لاتیسم جان و خون نوش کند برای تدوام توحش.
لاتیسم، تنها مردان و زنانی شامل نمشود از ظاهر سطح مدرک تحصیلی پایین دارند، انهایی حت لیسلنس و دکتری دارند، لاتیسم به لطف انحطاط مدک گرایی، به پول و ظاهر شکیل است، توحش لاتیسم، همه اش ان مردان وزن چروکیده تا زنده پوش وبد ریخت نیست، بلکه گاه به ظاهر شیک هستند، لاتیسم در ظاهر استثمارگر مدیران مرکز اموزشی تا روئسای شرکتها و سران مافیایی است.
لاتیسم و لاتیسمی ها، به شدت آلوده شبه امراض ضد انسانی مانند سادیسم و مردم آزاری هستند….، استثمار و کلاهبردرای و فقیر کردن و تحقیر مردان تنها آزاده، از مهمترن جنایات لاتیسم و آخوندیسم حامی لاتیسم است.
https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/edalatensani
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.