نسخهبرداری از «گرنیکا»ی پیکاسو
«بهمناسبت هفتاد و هفتمین سالگرد آفرینش این اثر»
موسی اکرمی
Copying of Picasso’s Guernica by Musa Akrami
روزنامۀ ایران، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳
الف. اشارهئی به خلق گرنیکا
امسال هفتاد و هفتمین سالگرد خلق گرنیکای پیکاسو است.
پیکاسوی نابغه در جهان نقاشی از حساسیتهای ویژه نسبت به مسائل سیاسی کشورش، دست کم در بُرشهای ویژهئی از زندگی حرفهیی خود، برخوردار بود.
او از ۱۹۰۴ در فرانسه سکنی گزیده و از اعلام جنگ داخلی در جولای ۱۹۳۶ آن را به تبعیدی خودخواسته تبدیل کرده بود بی آن که از مسائل و مصائب کشور غفلت کند.
خلق گرنیکا، بنابر گزارش تاریخی، به سفارش دولت جمهوری اسپانیا برای یک نقاشی بزرگ دیواری صورت گرفته است که قرار بوده است برای نمایش در غرفۀ اسپانیا، در نمایشگاه بینالمللی پاریس، آماده شود. خبر بمباران شهرک گرنیکا در ۲۶ آوریل ۱۹۳۷ را پیکاسو در چهارم ماه می از راه روزنامه دریافت کرد و تصمیم گرفت آن را موضوع آفرینش تابلوی ویژه برای نمایشگاه کند.
پیکاسو در این اثر سیاست و تاریخ و جنگ و اسطوره و دین و خلاقیت هنری و سبک ویژۀ خود را به کار میگیرد تا نه تنها سیاسیترین و متعهدترین اثر خود بلکه سیاسیترین و متعهدترین نقاشی سدۀ بیستم را بیافریند.
ب. ابعاد تحلیلی و تفسیری تابلو
نقاشیپژوهان و مفسران و منتقدان نقاشی در بارۀ این اثر در زمینههای زیر سخنها گفتهاند:
- تاریخچه و سرگذشت خلق اثر، توجه به حدود ۴۷ طرح اولیه برای ترکیب نهایی و بررسی هریک از آن طرحها و نقش و اهمیت هر یک؛
- چگونگی خلق گرنیکا بر متن زندگی خصوصی-خانوادگی پیکاسو، توفانهای سهمگین این زندگی و تأثیر آنها در چگونگی عناصر سازندۀ تابلو؛
- سبک ویژۀ گزارشی تابلو با توجه به چگونگی اطلاعیابی پیکاسو تأثیرگذاری آن در سبک گزارش رویداد فاجعهآمیز؛
- بهرهگیری از هنرهای کولاژ و کارتون در ترکیب ویژۀ عناصر؛
- رنگ سیاه و سفید و خاکستری در بازتاب دهی رویداد و اهمیت هر یک از سه رنگ و ترکیب آنها؛
- عناصر تجسمی شکلدهندۀ تابلو و اهمیت هر یک: از گاو و اسب تا زنان و کودک و سرباز و پرنده و لامپ و مشعل و شمشیر و نیزه و شعلههای آتش و گّل
- وحشت متجلی در همۀ چهرهها در خدمت مفهوم یا پیام ویژه؛
- نحوۀ نمایش عناصر چهره و اندام ها، از چشم و گوش و دهان تا انگشتان و کف دست؛
- فضای بستۀ داخلی و ترکیب درهمتنیدۀ عناصر سازنده؛
- انتخاب شب برای زمان وقوع فاجعه؛
- توجه دقیق نقاش به عناصر واقعیت اجتماعی-سیاسی-فرهنگی محل وقوع فاجعه، از خود رویداد بمباران گرنیکا تا تعلق محل فاجعه به کشوری با نمادهای فرهنگی ویژه؛
- بهرهگیری از عناصر اسطورهیی و دینی، از نقش گاو و اسب در سنت اسطورهیی و جایگاه آنها در نقاشیهای کلاسیک تا جایگاه باکرۀ مقدس و فرزندش مسیح در گزارشها و بهویژه شمایلها و تابلوها؛
- تأکید بر زاده شدن این فرزند به صورت مرده یا، به هر روی، مرده بودن او در تابلو، ولو آن که بعداً مرده باشد؛
- چگونگی چینش عناصر تشکیلدهندۀ تابلو در پیوند با معنای کلی تابلو، یا چگونگی پیوند عناصر تابلو با هم به منظور خلق معنا یا معناها (ی گوناگون مرتبط با هم)، با توجه به معنای تک تک عناصر و معنای آنها در پیوند با هم و در متن کل تابلو؛
می توان به فهرست بالا فقرههای دیگری را افزود.
پ.سه بعدی که من بر آنها تأکید دارم
من قصد دارم در ادامه تنها بر سه نکته تأکید ورزم:
۱) ترکیب عناصر گوناگون برای خلق اثری ماندگار با برخورداری از نشانههای اجتماعی-سیاسی-تاریخی-فرهنگی ویژه
در پیوند با ترکیب عناصر گوناگون اجتماعی-سیاسی-تاریخی-فرهنگی برای خلق اثر میتوان بر بهرهگیری پیکاسو از گونهئی سبک واقعگرایانه (در بهرهگیری از عناصر سیاسی-تاریخی-فرهنگی واقعاً موجود یا به وقوع پیوسته) و ترکیب آن با عناصر اسطورهیی-دینی-سوررئالیستی در خدمت سبک ویژۀ فردی که مشحصۀ پیکاسو است تأکید ورزید. البته توجه داریم که پیکاسو از یک سو بر ویژگی خودزندگینامهیی (اتوبیوگرافیک) آثار خود، همانند ویژگی خوزندگینامهیی آثار دیگر هنرمندان، بویژه شاعران، تأکید ورزیده و از سوی دیگر در بسا موارد از بیان قصد آشکار خود گریخته و بازخوانی آثار و کشف معانی و مفاهیم را به دیگران واگذار کرده است.
۲) پیوند شکل و محتوا در ایجاد اثری ماندگار
بی گمان سبکها شکلها یا عناصر شکلی ویژه ای را در آثار نقاشان صاحب سبک تثبیت میکنند به گونهئی که یک نقاش صاحب سبک ویژه تنها محتواهای خاص متناسب با شکلهای مرتبط با آن سبک را به نمایش میگذارد. با آن که پیکاسو را بنیادگذار یا تکاملبخش سبک کوبیسم دانستهاند، ولی گاهی او خود با بهرهگیری از این اصطلاح مخالفت کرده است. نمونهئی از نگنجیدن او در سبک کوبیسم همین تابلوی گرنیکا است. او از عناصر شکلی ویژه در چارچوب عام نگرش خود به هنر نقاشی بهره میگیرد تا روایتی یا نمایشی را از فاجعۀ واقعی خاصی عرضه کند. هنر او هنری بهراستی مدرن است که همزمان، بر پایۀ وفاداری به واقعیت بمباران گرنیکا، قصد دارد واقعیت را بازنمایی کند، بازنمایی در قالب گونهئی گزارش بر متن نشانههای ویژه در فرهنگ و سنت اسطورهیی و سیاسی.
۳) تداوم حیات گرنیکا در جسمیت ویژۀ آن، تکثیر آن، اقتباسهای گوناگون از آن، و دستکاری در آن
گرنیکا مانند همۀ آثار نقاشی مهمی که از موجودیت فیزیکی برخورداراند هر ساله شاهد خیل عظیم مشتاقاناند که از سراسر جهان برای تماشای آنها صف میبندند. فزون بر آن میلیونها نسخه از آن به گونههای کوچک و بزرگ بر روی کاغذ و سفال و پارچه و … تکثیر میشود. ولی نمونهای دیگر از تداوم حیات این تابلو، همانند تداوم حیات تابلوهائی چون مونالیزا (لبخند ژوکوند) کپی کردن آن ها، بویژه همراه با دستکاریها، است.
کپی کردن یک نقاشی برای بسا کسان تجلی دلبستگی آنان به اصل آن اثر و گونهئی همدلی و همفکری و هم احساسی با خالق آن اثر است. اهمیت این کپی کردن زمانی بیشتر است که کپی کردن با دستکاری در آن اثر همراه گردد. کپی میتواند با درجهئی از موفقیت همراه شود. به همین سان دستکاری نیز میتواند قرین درجه ای از موفقیت باشد.
گرنیکا بارها و بارها، با درجات گوناگونی از موفقیت (با هر تعریفی از موفقیت) کپی شده است و کپی خواهد شد. در بسا کپیها دستکاریهائی، با درجات گوناگونی از موفقیت (با هر تعریفی از موفقیت) وجود داشته است و وجود خواهد داشت. کپی کردن مشتاقانۀ یک نقاشی گونهئی کوشش برای بازآفرینی تجربۀ نقاش اصلی است. کپی کردن مشتاقانۀ یک نقاشی همراه با دستکاری در آن بازتاب شوق مشارکت کپیکننده در تجربۀ نقاش اصلی و تجلی بخشیدن به اندیشهها و احساسهای خصوصی کپیکننده بر متن تابلو و گونهئی به هنگام سازی درست یا نادرست، و تطبیقدهی درست یا نادرست آن با برداشتهای ویژۀ کپیکننده است.
ت.کپی برداری من از تابلوی گرنیکا
من خود نقاشی را بسیار دوست دارم. این علاقه همواره در من وجود داشته است. نخستین تجلی آن در حاشیۀ کتابهای بزرگ خطی پدرم در آن روزگارانی بود که هنوز خواندن و نوشتن نمیدانستم. در دبستان معلمی نداشتیم که به نقاشی بیاموزد. در دبیرستان بود که کلاسهائی نه چندان جدی برای درس نقاشی داشتیم. بیشتر نقاشی ما در حد نقشۀ ایران و نقشۀ جهان و درخت و پرنده و اسب و تصویر چند شخص بود. خارج از چارچوب برنامههای دبیرستانی با شماری از نقاشان مطرح جهان و ایران، از داوینچی تا پیکاسو و بهمن محصص، آشنا شدم و تعداد اندکی تابلوی ساده را تا کلاس پنجم دبیرستان، سال ۱۳۵۰، با مداد رنگی یا آبرنگ کپی کردم چنان که کپی من از «جنگ ویتنام» بهمن مخصص از آثار برگزیده در سال ۱۳۵۰ بود که در نمایشگاهویژهای، به کوشش آقای ولیالله شمشیربندی، در تالار شهرداری اراک به نمایش درآمد. سالها بعد، تنها یکبار در سال ۱۳۶۳ محل زندگیام را با یک خودکار مشکی نقاشی کردم. پس از آن فرصتی برای نقاشی پیش نیامد. مدتها بود که آرزو داشتم برای خود چند تابلو، از جمله گرنیکا، را کپی کنم.
امسال که هفتاد و هفتمین سالگرد خلق این اثر است، عزم را جزم کردم تا آن را در اندازهئی نه چندان بزرگ، در واقع ۱۲۰ در ۶۰ سانتیمتر، کپی کنم و گرنیکای خودم را داشته باشم. در این روزهای ناگوار توانستم دوازده ساعتی را به کپی کردن این تابلو، با چند دستکاریِ پذیرفتنی یا ناپذیرفتنی، اختصاص دهم.
ث.دستکاریهای من در تابلوی گرنیکا
من ضمن حفظ کلیت تصویری تابلوی گرنیکای پیکاسو چند دستکاری جزئی در آن دارم که ممکن است با موافقت یا مخالفت بینندگانی روبه رو شوند:
- من فزون بر رنگهای سیاه و سفید و خاکستری، چهار رنگ زرد و سبز و آبی و سرخ را وارد تابلو کردم؛
- در پنجرۀ سفید پیکاسو خورشید منکسفی را قرار دادم تا در فضای روبروی فردی که در حال سوختن رو به پنجره است اگر خورشیدی وجود دارد خورشیدی باشد که در کسوف است؛
- بر سقف بستۀ پیکاسو تار عنکبوت تنیدم؛
- پرندۀ پیکاسو را در متن گُم کردم و به جای آن کبوتری را با شاخۀ سبز زیتون قرار دادم؛
- لامپ را شبیه به چشم ترسیم کردم که مردمک آن به خورشید منکسف پنجره بسیار شبیه است؛
- گلی را که در دست سرباز افتاده بر زمین است به گل آفتابگردان تبدیل کردم؛
- رنگ زرد را به شعلههای آتش و گل آفتابگردان و شعلۀ چراغ و اطراف خورشید و اطراف لامپ-چشم و انگشتانی که چراغ را گرفتهاند اضافه کردم؛
- رنگ آبی را به فضای بیرون پنجرهئی که از آن یک زن سر و دست خود را همراه با چراغ به درون آورده است، و همچنین بخشی از ساعد دست که به چراغ نزدیک است اضافه کردم؛
- بمب در حال سقوطی را زیر لامپ-چشم، و بالای سر اسب در زمینه قرار دادم؛
- چشمان انسانها و اسب و گاو را، هر یک به دلیلی، و همچنین چهرۀ کودک مرده در دامن مادر را به رنگ سرخ درآوردم؛
- چند قطره خون سرخ بر گلوی کودک مرده چکاندم؛
- و، سر انجام، خطوط را پر رنگتر و برجستهتر از تابلوی اصلی ترسیم کردم.
درستی یا نادرستی این دستکاریها، و تفسیر هر یک را به بینندگان کپی خویش از اثر جاودانۀ پیکاسو وا گذار میکنم. این کپی را، با هر گونه ارزش احتمالی، که به گونهئی میتوان آن را گرنیکای شخصی، زیر همان سایۀ عظیم خلاقیت پیکاسو، دانست، به یاد او و به یاد همۀ قربانیان جنایتهای جنگی و به همۀ جنگستیزان و صلحدوستان پیشکش میکنم،
با آرزوی صلح جاودان میان انسانها.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.