بازی حذفی خرپولان (از رسانه ای تا فیزیکی علیه آزادگان) در جلوی مغزرهای بیدار اکثریت ایرانیان آزاده هر چند فقیر و تنها! // توطئه های پیچیده چند ده، که شاهد رشد اقتصادی حتی دو رقمی در ۱۳۴۰ و یک رقم بالای و نزدیک ۱۰% دهه ۱۳۵۰ ه.ش بودند، با اشتباهات شاه فقید، بویژه میدان به جریان اسلامیستها برای جلوگیری از جریان چپ سوسیالیستی و خظر نفوذ شوروری، در نهایت موجب شد محافل امپرالیستی در رغب، سناریوی جایگزینی حکومت شبه سکولار پادشاهی با یک حکومت اسلامیستی با برچسب عوام جمهوری اسلامی برآورند، سنارویی که در افغانستان و حتی تا حد در پاکستان و ترکیه روی داد، اما عوارض دخالت مستقیم ملاها و اسلامیستها و التقاطی اسلامی با نحله های ماتریالیستی دیگر، در عمل پوچی و ناکارامدی و توهمی بودن فرمولهای روی کاغذ چون اقتصاد اسلامی تا حقانیت گزاره های اسلامگرایی بر باد داد، فساد عظیم اتصادی و ناکرامدی حکمرانی تا تشدید فقر و نابرابری که حتی موجب شد به بهانه خصوصی سازی، بخش بزرگی از جامعه اکثریت مزدبگیر، از شمول قانون کار بیرون بروند و شاهد تراژدی میلیون کاگر با مزد کمتر از حداقل کار و بدون بیمه در شرکتها و اصناف به ظاهر خصوصی باشیم!

اما فاجعه از این بدتر بود، فساد سیستمی به حوزه های فوق العاده استراتژیک چون علم و فرهنگ و هنر کشیده شد، با توطئه کاملا ضد اسنانی روج مدرک گرایی، مدرک گرایی دلیل اصلی ترویج مدرک فورشی و اتلاف پول و وقت مردم عادی در مدادرس و مرکز مهرات و دانشگاهها شد، فاجعه عجیبی که مراکز مهارت آموزی که هدفشان آموزش مهارت برای پر کردن شکاف بین دبیرستان و دانشگاه و ضعف و کمبود هنرستانها بود، تا تکنیسین (فن ورز/هنرور) پرکند، در واقع ان مرکز اغلب خصوصی همچون کالجهای علمی و هنری، می بایست تکنسین بازار کرا تامین کنند، اما آفت مدرک گرایی که عمدی و توطئه ای توسط مافیای فساد اقتصادی که هیچ حدی برای حرص و طمع نداشته است، موجب شد، جوانان و افراد بیکار جویای کار و کسانی که نیاز به تکمیل مهارت و کسب تجربه دارند نا امید کرده و همگی به سمت چاه ویل جهنمی مدرک گرایی بیفتند!

همین خرداد امسال، به بهانه حملات هدفمند اسرائیل به حکومت، سازمان مهارت آموزی تحت وزرات ارشاد و کار، همان حداقل آزمون نیمه جدی تست انلاین اعلام کرد در خانه ها اجرا کنند (بخصوص در استانهای شرقی خراسان و… که به هیچ وجه خطر مهمی نبود و کامل مشخص بود اسرائیل هیچ مرکز اموزشی و از جمله مراکز آزون نمیزند، اگر اسرائیل قصد زدن مراکز تجم داشت، همان تجمع حامیان حکومت در تظاهرات یا نماز جمعه و مراسم تشیع کشته شدگان میزد، که به شدت ضربه مهلکی بود و نه مرکز اموزشی و آزمون از همه اقشار حتی مالفان ج.ا نیز هستند!)، بارها گفته شده تست زدن در خانه یعنی مجوز تقلب، اصلا برگزار نمیکردند و نمره دادن مستقیم به مدیران و مسئولان فاسد مدرک فرش این مکراکز واگذار میکردند، سنگین وزوین تر بود تا این شوآف احمقانه برگزار کنند.

خردادماه امسال و لغو آزمونها آنلاین مراکز مهارتی به صور مجمتع و رسمی و محول کردن به خود به اصطلاح هنرجویان که د خانه بزنند، در راستای کلاسهای مجازی صوری! نشان داد حتی ممکن است بعد از سرنگونی ج.ا، حکومت سکولاردمکرات بعدی، فریب این مافیای ها بخورد و اقدامان سرمایه دزد سالاری ادامه دهد و از اقدامات بنیادی در بخش علمی وفرهنگی و ایده ارزشمند اموزش همگانی رایگان را به کنر گذاشته و حتی پیشنهاد ایجاد دانشگاهها و مدارس مجازی رایگان دولتی را اجرا نکند که به مراتب هزینه کمتری نسبت به مراکز فیزیک دارد، این پاردوکس حکومت فاسد میتوانند درحالی مدارس و دانشگاههای ملی و دولتی و حاضر نیستند دوره کامل و یا نیمه کامل مجازی را رایگان برگزا و اقدام به جذب دانش آموز و دانشجو کنند، اما مجوز به بخش به ظاهر خصوصی میدهند برای ایجاد دوره ها مجازی پولی!

زمانی برای تدریس در دوره دبستان معلم دیپلمه و د دروه راهنمایی معلم فوق دیلمه و دبیرستان معلم لیسانسه بود، اکنون با ظاهر عام فریب شرط لیسانیه یا حتی بالاتر بری شغل معلمی و مربی گری گذاشته اند، در همین حال برای تاسیس مراکز خصوصی باز شرط لیسنس و یا لاتر!، در حالیکه مربیان دیپلمه یا فوق دیپلم بسیاری که گاهی بیش از ده سال سابقه دارند، عملا در حال خانه نشنی شدن هستند چون عملا شغل مربی گری با مدرک گرایی و مدرک فروشی در حلقه نیازمندی باز حذف شده است، مدیران و مسئولان استثمارگر از این مربیان تجربی که بسیرای شان اکنون در سنین چهل و پنجاه سال هستند، حتی یک روز سابقه بیمه ندارند و بی رحمانه انگار وجود خارجی ندارند! چرا مدیران و مسئولان این مرکز آنها بهر کشی کرده و اما با حمال عمدی حکمرانی، مانند سایر مزدبگیران کارگری، محروم ثبت سنوات کاری و بیمه تامین اجتماعی بوده اند.

کسانی شغل بسیار دشوار آموزش به بازماندگان و بزرگسالان بر عهده گرفتند که به مراتب دشوارتر آموزش به بچه ها نوجوانان است که داری سرحالی ذهنی هستند، شغل مربی بزرگسالان و بازماندگان مراکز عادی، بسیار دشوارتر است با آن بی نظمی و عدم امنیت شغلی، اغلبشان از لحاظ جسمی و روحی این مربیان فرسوده شده و اکنون هزاران تنشان تنها و فقیر در عمل رها شده شده اند. حکومت نیز عامدانه چشمانش بسته و حاضر نیست آنها تحت پوشش قرار دهد، حتی در دهک بندی نیز لحاظ نمیکند و مستمری که مثلا به زنان بی سرپرست و معلولان میدهد، شامل این مربیان نمیدهد، به بهانه اینکه آنها ثبت سیستم سوابق نشده اند، مدیران بی رحم این مراکز خصوصی نیز به بهانه ترس از جریمه یا دادن خسارات سالها استثمار، حاضر به معرفی آنها نیستند، مردم نیز گزارش نمیدهند و حتی همان بزرگسالانی در همین مراکز مدرک گرفتند و خودشان شاهد رنج این مربیان در سیستم ناشناس بودند و اکنون بای خودشان شغل و مقام گرفتند، اعمال به صاطلاح پادرمیانی نمیکنند که سیستم اقدام به شناسایی و آوردن این مربیان به فهرست تحت حمایت مستمری و کشف و لحاظ سوابق کاری کند و یا علی الحساب مثلا ده سال به انها سابقه بیمه بدهد، بویزه درباره مردان مربی که سابقه خدمت سربازی هم دارند، بسیری از این مربیان از شدت کمی درامد و وجود عدم شغلیف جرئت ازدواج پیدا نکردند و اصلا در پیدا کردن همسر مناسب در تنگنا هستند و این طبیع است حذابیت کمتری اشاته باشند برای همسریابی، چون نه درامد مکفی دارند و نه بیمه و نه امنیت شغلی!

 

خلاصه این مطلب کوتاه، تداوم و ساختاری شدن انحطاط علمی و فرهنگی و هنری ایرن، که خطر هست حتی بعد سرنگونی احتمالی ج.ا و در حاکمیت سکولاردموکراسی نیز ادامه یابد، یعنی آفات خطرناکی چون مدرک گرایی و افازیش پولی شدن آموزش! یعنی همچنان برای گرفتن مجوز تاسیس شرکت و واحد صنفی شرط داشتن دیپلم و یا مدرک لیسانس باشد، حتی برای کسانی که میخواهند به صورت خصوصی و با سرمیاه خودشان واحد شرکتی یا صنفی ایجاد کنند. بارها در مطالب متعدد (با نبال کردن کلمات کلیدی) طی سالها منتشر شده، بحث تاسیس شرکت یا واحد صنفی، نیازی به شرط مدرک تحصیلی نیست، اگر خود شخص داری تخصص و تجربه است و مدرک لازمه داشته، که به تنهایی خودش کارش ادامه میدهد، وگرنه طبق آیین نامه، در صورت عدم داشتن مدرک مهاتی یا تخصصی توسط موسس واحد شرکتی یا صنفی، می باید فردی دارای مهارت یا تخصص یا مدرک مربوطه استخدام یا دعوت به مشارکت کند و به نهاد مربوطه معرفی کند. این امر بدیهی است برای ایجاد کارآفرینی و فعالیت اقتصادی. اتفاقا جدا کردن موسس و مدیر از بخش شاغلیان داای مهات و تخصصف خودش موجب بهتر شدن کار تیمی و جذب نیروی کار و کاهش معضل بیکاری می شود.

 

 

 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)