فساد سیستماتیک در حکومت ایران: نگاهی به پروندههای کلان و نقش حاکمیت
فساد، پدیدهای پیچیده و چندوجهی است که ریشههای عمیقی در ساختارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی حکومت ایران دارد.
در حکومت ایران، مفهوم فساد فراتر از موارد انفرادی است و بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران معتقدند که فساد در این کشور به صورت «سیستماتیک» درآمده است؛ به این معنا که نه تنها افراد، بلکه ساختارها و نهادهای حاکمیتی درگیر فساد هستند و این امر به حفظ قدرت و ثروت برای برخی از خواص کمک میکند.
فساد در ایران، از رشوهخواری ساده تا اختلاسهای کلان، تأثیرات عمیقی بر اعتماد عمومی و توسعه کشور داشته است. فساد حاکمیتی، که بهطور خاص به فعالیتهای غیرقانونی و سوءاستفاده از قدرت توسط سران حکومت مرتبط است، یکی از جدیترین اشکال این معضل محسوب میشود.
فساد سیستماتیک در حکومت ایران را میتوان به عواملی چون عدم شفافیت، نبود نظارت مؤثر، فقدان پاسخگویی، تمرکز قدرت در دست نهادهای خاص، و حضور گسترده نهادهای شبهدولتی و نظامی در اقتصاد نسبت داد.
ساختار پیچیده اقتصادی که در آن بنیادها، نهادهای حاکمیتی و شرکتهای وابسته به نهادهای نظامی سهم بزرگی دارند، بستر مناسبی برای پنهانکاری و سوءاستفاده از منابع عمومی فراهم کرده است.
بسیاری از این نهادها از نظارتهای معمول دولتی و قضایی مستثنی هستند و همین امر، زمینه را برای فسادهای کلان فراهم میسازد. علاوه بر این، پیوندهای عمیق میان قدرت سیاسی و منافع اقتصادی، که اغلب به «رانتخواری» منجر میشود، چرخه فساد را تقویت میکند.
پروندههای کلان فساد و ارتباط با سران حاکمیت
در طول سالیان اخیر، پروندههای فساد مالی متعددی در حکومت ایران افشاء شده است که ابعاد گستردهای داشتهاند و گاه به بالاترین سطوح قدرت نیز سرایت کردهاند. در ادامه به برخی از مهمترین و بزرگترین این پروندهها اشاره میشود:
۱. پرونده هلدینگ «یاس» و فساد در سپاه پاسداران:
این پرونده یکی از بزرگترین فسادهای مالی مرتبط با نهادهای نظامی است که در سالهای اخیر ابعاد آن آشکار شد. بر اساس یک فایل صوتی افشا شده از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران، محمدباقر قالیباف (شهردار وقت تهران و رئیس کنونی مجلس) و قاسم سلیمانی (فرمانده سابق نیروی قدس سپاه) در فسادهای مربوط به هلدینگ «یاس» نقش داشتهاند. این هلدینگ مربوط به شرکت تعاونی سپاه بوده و گفته میشود دهها هزار میلیارد تومان تخلف در آن صورت گرفته است. این پرونده نشاندهنده ابعاد گسترده نفوذ فساد در نهادهای قدرتمند و نظامی است.
۲. فساد «چای دبش»:
این پرونده که به عنوان یکی از بزرگترین فسادهای تاریخ حکومت ایران نام برده میشود، مربوط به اختلاس ۳.۷ میلیارد دلاری در واردات چای است. در این پرونده، نام دو وزیر دولت رئیسی و دهها مقام دولتی دیگر مطرح شده است. این فساد در دولت ابراهیم رئیسی کشف و پیگیری شد، اما ریشههای آن به سالهای قبل بازمیگردد. این پرونده نشاندهنده نقصهای جدی در نظارت بر واردات و تخصیص ارز دولتی است.
۳. اختلاس «۳ هزار میلیارد تومانی» (پرونده امیرمنصور آریا):
این پرونده که در سال ۱۳۹۰ افشا شد، در زمان خود بزرگترین فساد مالی تاریخ حکومت ایران محسوب میشد. «مهآفرید امیرخسروی»، متهم اصلی این پرونده، با استفاده از اسناد جعلی، توانست از چندین بانک دولتی تسهیلات و اعتبارات کلان دریافت کند و اقدام به پولشویی گسترده کند. ابعاد این فساد نشاندهنده نفوذ عمیق متهمان در سیستم بانکی و اداری کشور بود.
فساد از سپاه تا «بسیجی اقتصادی»!
۴. اختلاس «۱۲۳ میلیارد تومانی»:
این پرونده که به «فاضل خداداد» و «مرتضی رفیقدوست» مربوط میشد، یکی از اولین و بزرگترین اختلاسهای بانکی پس از انقلاب در سال ۱۳۷۴ بود. این پرونده نیز نشاندهنده سوءاستفاده از موقعیت و نفوذ برای کسب منافع مالی نامشروع بود.
۵. پرونده «بابک زنجانی»:
بابک زنجانی، بازرگانی بود که در دوره تحریمها مسئولیت فروش نفت حکومت ایران را برعهده گرفت. مبلغ این فساد ۲.۸ میلیارد دلار بود. در این پرونده، پای چهار وزیر و مقام بالای دولت احمدینژاد نیز به میان آمد که نامهای را برای بهرهمندی زنجانی از رانت خطرناک امضا کرده بودند. این پرونده ابعاد وسیع فساد در دوران تحریمها و ارتباط آن با مقامات عالیرتبه حاکمیت را نشان داد.
۶. «دکل نفتی گمشده»:
این پرونده مربوط به ناپدید شدن یک دکل نفتی به ارزش ۸۷ میلیون دلار بود که در زمان دولت احمدینژاد خریداری شد اما هرگز به حکومت ایران تحویل داده نشد. این پرونده به یکی از نمادهای فساد و سوءمدیریت در قراردادهای بزرگ دولتی تبدیل شد.
۷. فساد «محمد مخبر» و فرزندش:
گزارشهایی از فساد مالی محمد مخبر (معاون اول رئیسجمهور رئیسی) و فرزندش در ارتباط با دلالان نفتی و کارتلهای اقتصادی وابسته به بیت خامنهای منتشر شده است. این گزارشها به همدستی «ستاد اجرایی فرمان امام» که مخبر ریاست آن را بر عهده داشت و بانک پاسارگاد در فروش میلیونها دلار نفت و تصاحب پول آن اشاره دارند.
فساد در قضائیه ملایان؛ هر چه بگندد…
۸. جنجال «حسابهای شخصی صادق لاریجانی»:
افشای وجود ۶۳ حساب شخصی به نام صادق لاریجانی، رئیس وقت قوه قضائیه، که سود آنها به صورت غیرشفاف برداشت میشد، موجی از انتقادات را به دنبال داشت. این پرونده به یکی از موارد بارز عدم شفافیت مالی در میان مسئولان عالیرتبه بدل شد.
۹. «زمینخواری» برادران لاریجانی:
علاوه بر حسابهای شخصی، اتهامات گستردهای در مورد زمینخواری و تصرف اراضی دولتی توسط برادران لاریجانی، از جمله صادق و فاضل لاریجانی، مطرح شده است.
۱۰. فساد «برنج طبیعت»:
این پرونده مربوط به واردات برنج و ارز ۴۲۰۰ تومانی است که در آن، سوءاستفادههای گستردهای در تخصیص ارز دولتی و واردات صورت گرفت.
۱۱. ناپدید شدن «۲۰ هزار میلیارد تومان» در دوران شهرداری قالیباف:
گزارشهایی از ناپدید شدن مبالغ کلان در دوران تصدی محمدباقر قالیباف بر شهرداری تهران منتشر شده است. این مبالغ، جزو پروندههایی هستند که هیچ گاه شفافسازی نشدند.
۱۲. فساد مالی در «وزارت صنعت» در واردات خودرو:
در دولت روحانی، پرونده فساد هزار میلیارد تومانی در وزارت صنعت، معدن و تجارت مربوط به واردات خودرو افشا شد که نشاندهنده نفوذ و رانت در این بخش بود.
۱۳. «حسین فریدون»، برادر حسن روحانی:
وی به اتهام اخذ رشوه به ۵ سال حبس و رد مال محکوم شد. اتهامات وی شامل «شنود غیرقانونی»، «ارتشاء» و «پولشویی» بود که نشاندهنده نفوذ وی در سطوح بالای دولتی بود.
۱۴. فساد «۹۲ هزار میلیارد تومانی فولاد مبارکه»:
این پرونده یکی از بزرگترین پروندههای فساد در شرکتهای دولتی است که در آن سوءاستفادههای گستردهای از منابع عمومی صورت گرفته است. این ابعاد وسیع، نشاندهنده ضعف نظارت و گستردگی فساد در شرکتهای بزرگ دولتی است.
از صنعت تا خوراک از دستمزد تا… همه جا فساد
۱۵. فساد در خودروسازی «سایپا» و «ایران خودرو»:
پروندههای متعددی از فساد، رانت و پرداخت رشوه در شرکتهای خودروسازی دولتی افشا شده است، از جمله اختلاس ۱۰ هزار میلیارد تومانی در سایپا و قاچاق بیش از ۳۳ هزار میلیارد تومان توسط شرکت کروز. این موارد به ارتباطات میان مدیران ارشد و پیمانکاران اشاره دارد.
۱۶. «رانت دلار ۴۲۰۰ تومانی»:
تخصیص دلار با نرخ ترجیحی (معروف به دلار ۴۲۰۰ تومانی) به واردکنندگان، بستری برای رانتخواری و فساد گسترده فراهم آورد. بسیاری از دریافتکنندگان این ارز، کالاها را با نرخ آزاد در بازار به فروش رساندند و سودهای کلانی به دست آوردند.
۱۷. فساد در مؤسسات مالی و اعتباری:
پروندههایی نظیر «کاسپین»، «پدیده شاندیز» و «بانک آینده» که منجر به ضرر و زیان گسترده برای سپردهگذاران و منابع عمومی شد، نمونههایی از فساد سیستماتیک در بخش مالی و بانکی هستند. این فسادها اغلب با مشارکت و حمایت برخی از مقامات بالای حاکمیت ملایان و نبود نظارت صحیح صورت گرفتهاند.
۱۸. دستمزدهای نجومی «صدا و سیما»:
گزارشهایی مبنی بر پرداخت دستمزدهای «بیش از ۵۰ میلیاردی» (در سالهای ۱۴۰۲-۱۴۰۳) به برخی مجریان و سلبریتیها در سازمان صدا و سیمای حکومت ملایان برای چند روز حضور در برنامهها منتشر شده است. این ارقام در مقایسه با وضعیت اقتصادی مردم و بودجه عمومی کشور، بسیار گزاف تلقی میشود.
۱۹. سودآوری «حسین شمخانی» از پتروشیمی:
حسین شمخانی (پسر دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی) سالانه حدود ۲۰۰ میلیون دلار از تجارت محصولات پتروشیمی سود میبرد. این موارد نشاندهنده تملک و بهرهبرداری از منابع ملی توسط برخی از مقامات عالیرتبه حاکمیت ملایان است.
نمونههای دیگری از فساد اقتصادی، سیاسی، قضایی در حاکمیت ملایان از ابتدای روی کار آمدن تا کنون عبارتند از:
پرونده صنایع پتروشیمی: اختلاس ۱۱ میلیارد دلار با همکاری مقامات پتروشیمی
پرونده بانک تات: اختلاس ۵.۳ میلیارد دلار در بخش بانکی
پرونده کاظم صدیقی: اتهام فساد در معاملات زمین توسط امام جمعه تهران و فرزندانش
فساد در فدراسیون فوتبال: تخلفات مالی و انتخاباتی در فدراسیون
فساد در سپاه پاسداران: کنترل غیرقانونی بخشهای اقتصادی مانند نفت و گاز
فساد در قرارگاه خاتمالانبیا: این نهاد وابسته به سپاه پاسداران به دلیل فعالیتهای اقتصادی غیرشفاف، بهعنوان یکی از مراکز فساد شناخته میشود.
فساد در «ستاد اجرایی فرمان امام«: این نهاد زیر نظر خامنهای، به دلیل عدم شفافیت مالی و معافیت از مالیات، درگیر فساد گسترده است.
فساد در بنیاد مستضعفان: این بنیاد به دلیل فعالیتهای اقتصادی کلان و نبود نظارت، به مرکزی برای فساد تبدیل شده است.
فساد در آستان قدس رضوی: این نهاد، با داراییهای عظیم و بدون شفافیت مالی، بهعنوان یکی از کانونهای فساد شناخته میشود.
فساد در بانک مرکزی: سوءمدیریت و تخصیص نادرست ارز در دورههای مختلف، از جمله در دولت احمدینژاد و روحانی.
فساد در سازمان تأمین اجتماعی: اختلاس و سوءاستفاده از منابع این سازمان در دورههای مختلف.
فساد در قوه قضائیه: فرزندان معاون اول قوه قضائیه در شبکه کارچاقکنی و دریافت رشوههای کلان دست داشتند.
اختلاس در صندوق ذخیره فرهنگیان: اختلاس چند هزار میلیارد تومانی از منابع معلمان.
سران قضائی و سیاسی حاکمیت همچون ابراهیم رئیسی در موج اعدامها در سال ۱۳۶۷ نقش داشتند؛ نمونهای از سوء استفاده از نهاد قضائی برای سرکوب سیاسی
حلقه موسوم به فاطمی شبکه وابسته به دولت احمدینژاد که میلیاردها تومان اختلاس، جعل اسناد، و پولشویی انجام دادند
موقوفهها و قوه قضائیه، نمونههایی چون پرونده کبر طبری و مبلغ بالای رشوهها؛ و پرونده مربوط به عروس آخوند خاموشی، رئیس سازمان اوقاف.
قالیباف خبر از قاچاق روزانه ۲۵ تا۳۰ میلیون لیتر سوخت در کشور داده که توسط نهادهای حکومتی سازمان داده میشود.
ماهی از سر گنده گردد…
سران و رهبران حکومت ایران، بهویژه خامنهای، نقش کلیدی در گسترش فساد سیستماتیک دارند. نهادهایی مانند «ستاد اجرایی فرمان امام، بنیاد مستضعفان، آستان قدس رضوی و قرارگاه خاتمالانبیا»، که مستقیماً تحت نظارت خامنهای فعالیت میکنند، به دلیل نبود شفافیت و پاسخگویی، به مراکز اصلی فساد تبدیل شدهاند.
با توجه به حجم و گستره پروندههای فساد ذکر شده، و ارتباط بسیاری از آنها با نهادهای حاکمیتی و افراد دارای نفوذ، میتوان نتیجه گرفت که فساد در حکومت ایران صرفاً یک پدیده موردی نیست.
این فساد، دارای ابعاد سیستماتیک و ساختاری است که به دلیل نبود شفافیت، ضعف نظارت و فقدان ارادهای قاطع برای مبارزه با آن در سطوح عالی قدرت، به طور فزایندهای گسترش یافته است.
با این اوصاف گزارش سازمان شفافیت بینالملل در سال ۲۰۲۴، ایران را در رتبه ۱۴۷ از ۱۸۰ کشور در شاخص ادراک فساد قرار داده است.
[فساد سیستماتیک در حکومت ولایت فقیه، رتبه ۱۴۷در شاخص ادراک فساد]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.