«اتحادیۀ بین‌المللی پیکار خلق‌ها» (ILPS) قتل رفیق [«نامبالا کشاو رائو»، شناخته‌شده با نام] «باساوراج»، دبیر کل «حزب کمونیست چین (مائوئیست)»، و ۲۶ نفر دیگر را در یک رویارویی فرضی در جنگل‌های ابوجمار چتیسگر توسط رژیم فاشیستی-دست نشاندۀ نارندرا مودی در هند به شدت محکوم می‌کند. این رویارویی در چارچوب سرکوب و ارتجاع فاشیستی آشکار در سراسر هند همراه با اهداف توسعه‌طلبانه و ایدئولوژی «هندوتوا»ی نازی‌مانند آن‌ها، که عمدتاً توسط امپریالیسم ایالات متحده حمایت می‌شود، رخ می‌دهد: از عملیات ضد شورش خونین موسوم به «کاگار»، افزایش اشغال کشمیر همراه با پیوندهای فزایندۀ آن با رژیم صهیونیستی و حملات به مسلمانان و تمامی اقلیت‌ها.

هند کشوری است با فقر گسترده و کنترل خارجی، که ابتدا توسط استعمار بریتانیا و سپس به‌ویژه پس از دهۀ ۱۹۸۰ توسط امپریالیسم ایالات متحده تحت سلطه قرار گرفته است. استقلال ملی در سال ۱۹۴۷ ساختگی بود و احزاب بورژوایی حاکم «کنگره» و «مسلم لیگ»، «طرح مونتباتن» را برای تقسیم شبه‌قاره بین پاکستان و هند در خطوط جماعتی بین هندوها و مسلمانان برای حفظ سلطۀ امپریالیستی و فئودالی پذیرفتند. پس از استقلال، هند یکی از اعضای کلیدی جنبش غیرمتعهدها بود، و دارای ویژگی دوگانه‌ای بود که هم فئودالیسم را در روستاها حفظ می‌کرد و هم مسیری را به سمت صنعتی شدن ملی با بازار داخلی بزرگ و کمک‌های اتحاد جماهیر شوروی دنبال می‌کرد. با توجه به محدودیت‌های صنعتی‌سازی جایگزین واردات در دنیایی که به طور فزاینده‌ای نئولیبرالی می‌شد و وقوع فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، هند در سال ۱۹۹۱ وارد بحران تراز پرداخت‌ها شد و شروع به پذیرش قراردادهای صندوق بین‌المللی پول کرد تا اقتصاد خود را به روی تله‌ای وابسته به واردات و صادرات محور بگشاید که اکنون مشخص شده که فقط باعث تعمیق بحران در داخل کشور شده است.

از آن زمان، هند از نظر اقتصادی تحت تسلط ایالات متحده قرار گرفت، بنابراین از نظر سیاسی نیز تحت سلطۀ ایالات متحده قرار گرفت. اما حتی قبل از آزادسازی، خصوصی‌سازی و مقررات‌زدایی از اقتصاد هند، طبقۀ حاکم آن توده‌های ستمدیده و زحمتکش را همراه با اقلیت‌های ملی و مذهبی سرکوب و استثمار کرده است. این کشور از زمان استقلال خود به جای این‌که به مردم کشمیر حق تعیین سرنوشت خود را بدهد، کشمیر را اشغال کرده و بخش زیادی از شمال شرق را نیز ضمیمۀ خود کرده است. کارگران، دهقانان، دالیت‌ها و آدیواسی‌ها برای همیشه در پایین‌ترین سطح جامعه باقی مانده‌اند و هر زمان که برای دفاع از سرزمین اجدادی، معیشت، و حقوق دموکراتیک خود به‌پامی‌خیزند، در معرض بدترین موارد نقض حقوق خود قرار می‌گیرند، و این در حالی‌ست که نیروهای ناگزال با یک ضد شورش مواجه هستند که حتی قبل از دورۀ “اضطرار”، طی دورۀ حکومت نظامی دو ساله از ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۷ در زمان ایندیرا گاندی، هزاران نفر را کشت و سربه‌نیست کرد. از زمان تقسیم، مسلمانان و دیگر اقلیت‌های مذهبی توسط نیروهای فاشیست هندوتوا مانند «راشتریه سویم سیوک سنگه» (RSS) که به تدریج اجازه یافت به جریان اصلی تبدیل شود، به طور مرتب مورد قتل عام و گتونشین‌سازی قرار گرفته‌اند.

«راشتریه سویم سیوک سنگه» در سال ۱۹۲۵ بر اساس اصول ایجاد یک دولت برتری‌طلب قومی در شبه‌قارۀ هند با هدف نابودی مسلمانان و مسیحیان، ارتکاب نسل‌کشی فرهنگی علیه آدیواسی‌ها، و مطیع کردن دالیت‌ها برای انسانیت‌زدایی و استثمار کاستی بیشتر تأسیس شد. این حزب مطلقاً هیچ نقشی در جنبش استقلال هند نداشت، به‌شدت با امپریالیسم بریتانیا همکاری کرد و فعالانه از هولوکاست یهودیان توسط آلمان نازی الهام گرفت. «راشتریه سویم سیوک سنگه» به‌عنوان یک سازمان شبه‌نظامی، سرکوب مخالفان و نابودی فعال جوامع مسلمان را از طریق شبکه‌ای از سازمان‌هایی که مرتباً دست به خشونت و قتل عام علیه مسلمانان، دالیت‌ها، آدیواسی‌ها و اقلیت‌ها می‌زند و «سنگ پریور» نامیده می‌شود سازمان‌دهی کرده است. این حزب ارتش را از طریق تلاش برای الحاق کشمیر و ملت‌های اقلیت در شمال شرق با ایدئولوژی هندوتوای نئونازی خود کنترل می‌کند. با وجود آن‌که این سازمان در سه دورۀ مختلف در طول تاریخ خود ممنوع اعلام شده، ماهیت نیمه‌فئودالی و جمعی هند به آن اجازه داده تا با وخامت یافتن بحران به نیروی حاکم در جامعۀ هند تبدیل شود.

امروز، «حزب کنگرۀ هند» جای خود را به یک حزب انتخاباتی به نام «حزب بهاراتیا جاناتا» (BJP) داده که توسط «راشتریه سویم سیوک سنگه» (RSS) رهبری می‌شود و این حزب از زمان استراتژی “چرخش به آسیا” علیه چین، روند تقویت روابط خود با ایالات متحده را ادامه داده است. نارندرا مودی و آمیت شاه، رهبران ایدئولوگ «حزب بهاراتیا جاناتا»، با فراخوان تبدیل کردن هند به یک “ابرقدرت” منطقه‌ای بر سینۀ خود می‌کوبند، اما فقط ویژگی نیمه‌فئودالی و نیمه‌استعماری آن را تعمیق کرده‌اند. اتحاد آن‌ها با آدانی، که مسلماً برجسته‌ترین کمپرادور در هند است، استثمار، غارت و صادرات نیروی کار، زمین و منابع مردم هند را به‌خاطر کسب سودهای فوق‌العاده برای امپریالیسم ایالات متحده و نیز باریکه‌آبی برای پادوهای محلی آن را افزایش داده است. آن‌ها همچنین برای اشغالگری‌شان در کشمیر فعالانه با رژیم صهیونیستی همکاری می‌کنند. «حزب کنگرۀ هند» همچنین مادۀ ۳۷۰ را ملغی کرده که به هر سطحی از خودمختاری در کشمیر پایان می‌دهد و به دولت هند اجازه می‌دهد برای تسهیل غارت و شهرک‌نشین‌سازی دست به اشغال کامل کشمیر بزند. در این رابطه، حملات به مسلمانان با آواره‌سازی کلان‌مقیاس از طریق ویران کردن خانه‌هایشان، تصویب قانون فاشیستی اصلاح تابعیت، و هدف قرار دادن احزاب اسلام‌گرا از طریق قانون “ضد ترور” (پیشگیری) فعالیت‌های غیرقانونی (UAPA) وخامت پیدا کرده است. سرانجام، پس از شکست عملیات گرین‌هانتِ کنگره علیه «حزب کمونیست هند (مائوئیست)»، رژیم «حزب بهاراتیا جاناتا»-نارندرا مودی دو حمله – عملیات سامادان-پراهار و عملیات کاگار- را علیه مردم آدیواسی که در مبارزۀ مسلحانه‌ای که توسط «ارتش چریکی آزادی‌بخش خلق» (PLGA) در مبارزه برای رهایی ملی و اجتماعی انجام می‌شود، از سرزمین آبا و اجدادی خود در برابر تجاری‌سازی و غارت توسط شرکت‌های چندملیتی محافظت می‌کنند، آغاز کرد. همچنین اعمال « قانون (پیشگیری) فعالیت‌های غیرقانونی» (UAPA) را علیه فعالان توده‌ای که برای دموکراسی ملی در شهرها مبارزه می‌کنند، افزایش داده است.

شهادت باساوراج دبیر کل حزب در چنین پس‌زمینه‌ای و در شرایطی اتفاق افتاده که تضادهای کلانی در داخل و خارج از هند وجود دارد. هند علیرغم جایگاهش در «بریکس»، به دلیل مرزهایی که با چین دارد، به ائتلاف‌هایی مانند «گفتگوی چهارجانبۀ امنیتی» (Quad) پیوسته، تعرفه‌های صنایع سنگین هند برای ایالات متحده را حذف کرده و موقعیت تاریخی خود در طرفداری از فلسطین را با افزایش پیوندهای خود با رژیم صهیونیستی معکوس کرده، و به خاکریز امپریالیسم ایالات متحده در آسیا و اقیانوسیه تبدیل شده است. در زمانی که اقتصاد و امور نظامی پاکستان به طور فزاینده‌ای به ابتکار کمربند و جادۀ چین وابسته می‌شود، این کشور به میدان جنگ بینا-امپریالیستی بین ایالات متحده و چین تبدیل شده و بحرانی در مرز را به بزرگترین نبرد هوایی از زمان جنگ جهانی دوم حدت می‌بخشد. بحران عمیق‌ترشوندۀ اقتصادی و سیاسی هند، تسخیر صهیونیستی‌مانند کشمیر و تاکتیک‌های نسل‌کشی آن علیه مردم آدیواسی و نیروهای انقلابی را تشدید کرده است.

با این وجود، علیرغم عقب‌نشینی‌های جنبش خلق به دلیل این تهاجم فاشیستی، مقاومت و مبارزۀ خلق‌ها برای آزادی ملی، تعیین سرنوشت، دموکراسی واقعی و مسیر آن‌ها به سوی سوسیالیسم پایان‌ناپذیر است. شتاب بخشیدن به حملات فاشیستی علیه مردم، نیروهای مترقی و احزاب انقلابی در هند را فرامی‌خواند تا علیه رژیم هندوتوای نئونازی مودی، اتحادهایی قدرتمند ایجاد کنند و نیروهای ارتجاعی واپس‌گرا را شکست دهند. در عین حال، همچنین برای همبستگی بین‌المللی برای افزایش چندبرابری علیه رژیم وحشی و فاشیست مودی، ایجاد یک جبهۀ متحد علیه فاشیسم و امپریالیسم در سرتاسر جهان و حمایت از خواسته‌های ملی و اجتماعی کارگران، دهقانان، آدیواسی‌ها، مسلمانان و خلق‌های اقلیت هند فراخوان می‌دهیم.

مرگ بر رژیم فاشیستی مودی!

عملیات کاگار را متوقف کنید، کشتارها را متوقف کنید!

برای حق تعیین سرنوشت کشمیری‌ها و سایر ملیت‌های تحت ستم در هند مبارزه کنیم!

اتحاد خلق علیه فاشیسم و ​​امپریالیسم!

 

«اتحادیۀ بین‌المللی پیکار خلق‌ها» (ILPS)

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)