بیانیه شماره ۱۲ شورای انقلاب ملی ایران
آمادهباش ملی
اکنون که حکومت در ضعیفترین و «شکنندهترین» موقعیت خود قرار دارد؛ بهنحویکه در خارج با تهدیدات نظامی و تحریمهای حداکثری ایالات متحده و امکان بازگشت تحریمهای سازمان ملل از طریق مکانیسم ماشه (back snap) و احتمال قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی مواجه میباشد و در داخل با انواع اَبَربحرانها از قبیل بحران مشروعیت، بحران عدم همبستگی کارگزاران حکومت، بحران ناکارآمدی، بحران اقتدار، بحران فساد، بحران جانشینی، بحران ورشکستگی مالی و اقتصادی، بحران اعتصابات فزاینده، بحران ناکارآمدی و غیره روبهرو میباشد؛ بهنحویکه حتی قادر به اجرای قانون معروف به عفاف و حجاب ـ که از تصویب نهایی گذشته ـ نیست و دولتی که قصد «افزایش قیمت سوخت» را در سر میپروراند با اعتصاب رانندگانی مواجه است که «کمبود و نیز قیمت فعلی» را هم مورد اعتراض قرار دادهاند. و در مورد بحران اقتدار حکومت، همین نکته کفایت میکند که بالاترین مقام نظامی کشور «سرکوب را غیرممکن» خواند و همه اینها نشان از «دولت مستعجل» پزشکیان دارد که به سرنوشت دولت ۳۷ روزه بختیار دچار خواهد شد، نکاتی را به استحضار ملت بزرگ ایران میرسانیم:
۱. پیش از آنکه رهبر منعزل، جامهٔ بیغیرتی، بیشرافتی و بیعقلی به تن کند و همراه رجزخوانی علیه بیگانگان، با پیشبینی «قیام ملی» پیشاپیش آن را به «طراحی و مدیریت دشمنان خارجی» نسبت دهد و با شگرد همیشگی مبادرت به تهدید مردم نماید تا با فرار به جلو، ناتوانی سرکوب جامعهٔ در حال تحول ایران را کتمان کند، سالها پیش از اظهارات صریح و اخیر سرلشکر باقری مبنی بر «عدم امکان سرکوب» جامعه، خامنهای فراموش کرده بود که در دیدار ۵۸ فرمانده سپاه در ۱۳ دیماه ۱۴۰۱ و اظهارات سردار حمید اباذری، «همبستگی عملی سپاه با مردم» و «عدم امکان سرکوب مردم» توسط سپاه پاسداران و تمرد فرماندهان و نیروهای تحت امرشان، بهصورت آشکار و علنی اعلان شده بود.
۲. ضعف حکومت میتواند کارکردی دوگانه و حتی متضاد داشته باشد. بدین معنی که حاکم، مهر بیغیرتی و بیشرافتی و بیعقلی بر پیشانی خود بزند و برای بقای خویش مرتکب خیانت به ملت و باج دادن به بیگانگان شود. که البته این مهر در واقع به پیشانی ملت میخورد، زیرا تاوان آن را ملت میپردازد؛ چنانکه در دوران قاجار، عموماً چنین بود. که انعقاد قراردادهای خفتبار مثل «گلستان» و «ترکمانچای» که ۱۷ منطقهٔ قفقاز را از کشور جدا کرد و جدایی «هرات» از شرق ایران و پیمان «آخال» که بهمراتب خفتبارتر از گلستان و ترکمانچای بود و حتی «بدون جنگ»، بیش از یکمیلیون و دویست هزار کیلومتر مربع از سرزمین ما در آسیای میانه جدا و به روسیه ملحق شد ـ ولی متأسفانه مردم چندان از آن خبر ندارند ـ نمونههای بارز آن است. (گاهی حتی در زمان قدرت، حکومتهای وابسته بهخواست ارباب خارجی، مرتکب چنین خیانتهایی میشوند؛ نمونهاش جدایی «بحرین» از ایران بهخواست انگلستان و حتی بدون جنگ در ۱۳۵۰ و مقارن جشنهای ۲۵۰۰ ساله!!! یعنی زمانی که ایران مدعی داشتن پنجمین ارتش جهان بود و برای نجات حکومت سلطان قابوس نیروی نظامی به عمان اعزام میکرد، «بحرین» را از دست داد و جالب اینکه محمدرضا شاه پس از این «خیانت» حتی به امیر بحرین «تبریک» هم گفت.) ولی درعینحال، «ضعف حکومت» که امروز به حدی است که بالاترین مقام نظامی حکومت ـ یعنی سردار باقری، رئیس ستاد مشترک کل نیروهای مسلح ـ ضمن اذعان به در حال تحول بودن جامعه، «سرکوب آن را غیرممکن» خواند، «فرصتی طلایی» در اختیار ملت ما قرار داده؛ بهنحویکه بهراستی وقت آن است که ملت بزرگ ما با «یک تیر، سه نشان» بزند و با اغتنام از «حضیض ضعف» حکومت، آن را سرنگون نماید تا هم از ننگ «تسلیم» در برابر بیگانگان خود را برهاند، و نیز «جنگ» را بلا دلیل و منتفی کند و هم از شر جمهوری جور و جهل و فساد نجات یابد.
۳. امروز مسئله فقط بر سر جمهوری اسلامی نیست، بلکه قضیهٔ اصلی «خود کشور و ملت ایران» است. بهگونهای که این حقیقت مورد تأکید صاحبنظران ایرانی مثل خانم یاسمین میظر، سردبیر نشریهٔ کریتیک و پژوهشگر دانشگاه آکسفورد، و صاحبنظران خارجی مانند پروفسور جان میرشایمر و پروفسور جفری ساکس، استادان دانشگاههای آمریکا میباشد. اگر در ۱۹۱۵ و پیش از پایان جنگ جهانی اول، سایکس و پیکو، نمایندگان انگلیس و فرانسه برای خاورمیانه و تجزیهٔ امپراتوری عثمانی نقشه کشیدند و طی ۱۱۰ سال گذشته هم منطقه را به جان یکدیگر انداختند و هم آن را تحت سلطهٔ خود قرار دادند، امروز با معماری نتانیاهو، زمان «بهروزرسانی» آن نقشه فرا رسیده که صد البته «تجزیهٔ ایران» در دستور کار اوست؛ همانطور که پس از هدایت اتوبوس مجانی که قرار بود توسط «شاه سلطان حسین» به تهران هدایت شود، از تلآویو سر درآورد و پس از دیدار با نتانیاهو و استغاثهٔ وی پای دیوار ندبه و بازگشت از اسرائیل، بیش از یکچهارم نمایندگان مجلس آن نسخهٔ تجزیهٔ ایران و جدایی «آذربایجان جنوبی» را نوشتند. بنابراین زنگ خطر را برای ۸۵ میلیون خاطرخواه و عاشق ایران بهصدا درمیآوریم و آنها را به «آمادهباش ملی» فرامیخوانیم.
۴. یکی از شگردهای سیاستمداران این است که به بازندهٔ بازی، راه «فراری آبرومندانه» نشان دهند تا بتواند با ادعای «پیروزی» ملت خود را «فریب» دهد. نمونهٔ آن، پیشنهاد استیو پیتکاف مبنی بر «بهرسمیت شناختن حق غنیسازی اورانیوم برای ایران توسط آمریکا، البته بدون امکان انجام آن در کشور» است که اولاً، این دو بخش دارای «تناقضی مضحک» میباشد و مخالف اقتضای ذات آن است و شرطی «باطل و مبطل» میباشد و ثانیاً غنیسازی «حقی بدیهی» است که حتی پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) هم آن را نفی نکرده و «محتاج شناسایی» توسط آمریکا نمیباشد یا پیشنهادی دهند که عملاً «کالعدم» باشد. بنابراین در این خصوص به ملت بزرگ هشدار میدهیم که با سکوت و بیعملی خود اجازهٔ «خیانت» به رهبر منعزل ندهد و در سطح ملی، اعتراض خود را نشان دهند.
۵. ضمن اعلان «حمایت کامل از اعتصابات» جاری کامیونداران، وانتداران، لنجداران، مینیبوسداران و کل صنعت حملونقل کشور و کارکنان صنایع نفت و پتروشیمی و گاز و کشاورزان و نانوایان و دعوت از دیگر اصناف به پیوستن به اعتصابات، زمان آن رسیده که «اعتصابات صنفی با اعتراضات سیاسی» همراه شوند و بهویژه دانشجویان و معلمان و هنرمندان و ورزشکاران و بازاریان و حقوقدانان و وکلا و دیگر اقشار جامعه، مسئولیت اخلاقی، ملی و انسانی خویش را در «همراهی» با اعتصابیون ایفا نمایند و از «سرزنش تاریخ» علیه خود پیشگیری کنند.
۶. نیروهای مسلح بدانند که همانطور که رئیس ستاد مشترک کل نیروهای مسلح اذعان نمود جامعه ایران در حال تحول است و سرکوب آن غیرممکن میباشد. بنابراین شایسته است نه تنها عرض خود را نبرند و زحمت ما ندارند بلکه با اغتنام از فرصت پیشآمده با پیوستن به مردم، هم مسئولیت اخلاقی، ملی و انسانی خود را ایفا و هم خود را در “معرض دفاع مشروع” مردم قرار ندهند زیرا ملت در حال تحول ما در اعمال “حق دفاع مشروع” خود تردید نخواهد کرد و هر اقدام ضد مردمی را با “دفاع مشروع کوبنده” پاسخ خواهد داد.
پیش بسوی در هم آمیختن اعتصابات صنفی و اعتراضات مدنی و سیاسی با مدیریت شبکهای و افقی.
سرافراز ملت ایران
پاینده ایران
از سوی شورای انقلاب ملی ایران
قاسم شعله سعدی
۱۴۰۴/۳/۱۲

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.