گمان می‌کنم محبوب‌ترین نقشی که آمریکا در مذاکرات جاری میان خود و ایران علاقمند است بر عهده گیرد، میانجی بودن مذاکرات غیرمستقیم بین ایران اسرائیل است. به احتمال فراوان، رئیس موساد حامل پیامی از نتانیاهو و کابینه اسرائیل برای ایران بود که از ویتکاف خواسته شد آن را تحویل مقامات ایرانی دهد. حدسی در باره مضمون یا محتوای نامه ندارم، اما به گمانم محتمل‌ترین سناریو برای منطقه همانی است که چند سال پیش نیز در باره آن توضیح دادم: اجازه دادن نیروهای منطقه‌ای برای رسیدن به یک توازن قوای درون‌زا، توازنی که بر پایه وحشت استوار باشد بدون توسعه سلاح‌های هسته‌ای. تاکنون ایالات متحده اجازه شکل‌گیری چنین وضعیتی را نداده است، اروپائیان نیز از ترس نزدیک به مرگ آنان از تشدید «تنش»، عملا راه‌های دست‌یابی به آن را مسدود کردند. برای دست‌یابی به این وضعیت، یعنی یک توازن قدرت درون‌زای مبتنی بر وحشت، اتخاذ تصمیمات سخت ضروری است، یعنی اجازه دادن به تشدید تنش، همانگونه که از دیرباز نیز نوشتم. با این وجود، قدرت‌های بین‌المللی می‌توانند مکانیزم‌های نامرئی برای کنترل و مهار تنش در منطقه نیز طراحی کنند. همانگونه که در نوشته قبلی توضیح دادم، تغییر صفحه بازی از «سیاست» به اقتصاد، می‌تواند نوعی همگرایی بین اسرائیل و کشورهای عربی ایجاد کند که ایران در سوی دیگر جبهه قرار می‌گیرد. اگر ایران نیز خواستار همکاری منطقه‌ای اقتصادی با عربستان، امارات و قطر باشد، با توجه به همگرایی کشورهای عربی با اسرائیل، ایران نیز به گونه‌ای «غیرمستقیم» با اسرائیل شریک تجاری خواهد شد. احتمال می‌دهم پیام اسرائیل که از سوی ویتکاف به طرف ایرانی ارائه می‌شود، شامل چنین مواردی باشد. ایران نیز بسیار علاقمند است همه چیز خود را «غیرمستقیم» پیش ببرد، مذاکرات غیرمستقیم، روابط تجاری غیرمستقیم، روابط سیاسی غیرمستقیم و هر چیز غیرمستقیم دیگر. اساساً «غیرمستقیم» نام دیگر همان اصطلاح عامیانه اما ممتاز کلاه شرعی است که روحانیون به عنوان دستیاران شیطان در آن استادند، دستیارانی استادتر از خود معلم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)