نویسنده: م. شیرینسخن
با ازسرگیری مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده، مسأله توافق هستهای، چه در قالب احیای برجام و چه به شکل یک توافق جدید، بار دیگر به موضوعی محوری در فضای سیاست خارجی و افکار عمومی بدل شده است. در چنین بزنگاهی، نقش و موضعگیری اپوزیسیون جمهوریخواه ملی و ضدجنگ اهمیتی راهبردی مییابد—جریانی که نه در پی مشروعیتبخشی به ساختار قدرت مستقر است و نه در سودای سرنگونی بههرقیمت، بلکه با رویکردی عقلگرایانه و مردممحور، خواهان پیشبرد سیاست خارجی در چارچوب منافع ملی ایران است.
مذاکره؛ ابزار، نه هدف
اپوزیسیون جمهوریخواه ملی میتواند مذاکره را بهعنوان ابزاری ضروری و مشروع برای کاهش تنشها، کاستن از رنج مردم، و بازگشت ایران به مسیر توسعه بپذیرد. اما این موافقت، بهمعنای پذیرش بیقید و شرطِ هرگونه توافق نیست. این جریان معتقد است که “هرنوع توافقی بهتر از عدم توافق است” اعتبار ندارد و توافق، تنها زمانی قابل دفاع است که نتایج ملموسی برای معیشت مردم، اقتصاد کشور، و حقوق اساسی جامعه بههمراه داشته باشد.
در غیاب نهادهای پاسخگو در ساختار قدرت، وظیفهی فرمولبندی شفاف و واقعگرایانهی منافع ملی بر دوش جریانهای مستقلی است که احساس مسئولیت میکنند. اپوزیسیون جمهوریخواه میتواند و باید، بهعنوان صدای منافع عمومی، مطالباتی را که همسو با منافع واقعی کشور است، تدوین و از دو جهت پیگیری کند:
از یک سو، با فشار رسانهای، سیاسی و اخلاقی بر جمهوری اسلامی، آن را وادار کند تا از بهرهبرداری تبلیغاتی از مذاکرات دست کشیده، به شفافیت و اولویتدادن به رفاه مردم پایبند باشد؛
از سوی دیگر، با تاثیرگزاری بر افکار عمومی بینالمللی و ارتباط با نهادها و دولتهای غربی، خواستار کنار گذاشتن تحریمهای غیرانسانی و رویکردهای یکجانبه شود.
مطالبات کلیدی که این جریان باید بر آنها تأکید کند، عبارتاند از:
- لغو واقعی تحریمهای بانکی، انرژی، دارویی و تجاری، بهنحوی که آثار اقتصادی ملموس برای جامعه ایجاد کند؛
- تضمین حقوق ایران در بهرهبرداری از فناوری صلحآمیز هستهای، در چارچوب NPT؛
- ایجاد سازوکارهای حقوقی الزامآور برای پایبندی طرفین به تعهدات؛
- بازگرداندن ایران به اقتصاد جهانی با حفظ استقلال علمی و تکنولوژیک؛
- آغاز مسیر کاهش تنشهای منطقهای، بهمثابه پیشنیاز توسعه پایدار و تعامل جهانی.
جایگزینی برای دوگانههای فرسوده: نه ماجراجویی، نه تسلیم
در حالیکه فضای رسانهای، عمدتاً گرفتار دوگانهی کاذب «مذاکرهستیزی» و «تسلیمطلبی» است، اپوزیسیون جمهوریخواه ملی میتواند روایت سوم را پیشنهاد دهد: تعامل هوشمندانه، مسئولانه و مشروط با جهان. در این روایت، نه مذاکره فینفسه مطلوب است، و نه مخالفت مطلق، راهحل محسوب میشود؛ آنچه اهمیت دارد، خروجی مذاکرات در راستای منافع مردم و منافع راهبردی کشور است.
هرچند این جریان در ساختار رسمی قدرت حضور ندارد، اما ابزارهای تأثیرگذاری در اختیار دارد:
- بازتعریف گفتمان عمومی با تکیه بر عقلانیت سیاسی؛
- استفاده از رسانهها، شبکههای اجتماعی و نهادهای مدنی برای ارائه تحلیل و اطلاعرسانی مستقل به افکار عمومی داخل کشور؛
- فشار هدفمند بر دولتهای غربی و نهادهای بینالمللی برای اجتناب از تحریمهای کور و در عوض اعمال فشار از مسیر حقوق بشر؛
- ایجاد ائتلافهای گفتمانی و سیاسی با سایر جریانهای معترض، توسعهمحور و هوادار صلح برای جلوگیری از قطبیسازی افراطی.
مخالفت مسئولانه، موافقت مشروط
شایسته است که اپوزیسیون جمهوریخواه ملی، با احساس مسئولیتی که نسبت به سرنوشت جامعه دارد، نه فقط تماشاچی رویدادها باشد و نه بازیگر بیبرنامه. این جریان میتواند و باید در مقاطعی چون مذاکرات، نقش مستقل خود را ایفا کند: نه در جبههی حاکمیت، و نه در جبههی تخریب بیبرنامه، بلکه در جایگاه منتقد دلسوز و ناظر ملی که سیاست را از چشمانداز مردم، توسعه، و آیندهی ایران میبیند.
این جریان میتواند نشان دهد که حتی بدون سهم داشتن در قدرت، میتوان به امر سیاسی برخوردی مسئولانه داشت؛ و حتی در دل بحران، از فرصتهای دیپلماتیک برای دفاع از منافع ایران و ایرانی بهره برد.
۲۳ام ماه می سال ۲۰۲۵ میلادی
دوم خرداد سال ۱۴۰۴ شمسی
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.