اکبر گنجی ها باید بمانند چون انتقادگری از بدیهیات حقوق بشر است اما متقابلا نقدش هم آزاد است و اگر دروزغ بگیود یا با استاندادر دوگانه ترویسم اسلامگرایی تقویت کند باید رسوا شود، اما پاسخ دهند امثال طیف ملقب به ۵۷ها چرا یک بار هم جنایت تروریستی اسلامگرایان تحت حمایت ج.ا در هفتم اکتبر محکوم نکردند.
یکی از انتقادهایی به حاکمیت اسرائیل وارد اس، که به دلایل مختلف، تمامی تصاویر هولناک و وحشیانه تروریستهای اسلامگرای عرب غزه و حامیانش را نشان نداده است، اسرائیلیها دلایل خاص خودشان داشته اند (و هنوز بر نگارنده کامل روشن نشده)، برخی نکته های امنیتی یا جلوگیری تشدی آسیب روحی و غیره بیان میکنند، توحش و خشونتی در تصاویر زنده توسط خود تروریستهای اسلامگرا گرفتند، چنان قاطع در مردودیت اسلاگاریی است، که حتی اکبر گنجی ها نیز شاید جزئت اعتراف نداشته و از شدت تعصب به به حقانیت اسلام حاضر به قبولش نیستند که اسلام بنیانهای ضد بشری نهادینه دارد، اکبر گنجی ها طی سیس ال اخیر، در ظاهر امر تحوالات زیادی متحمل شده است، بسیاری مسلمان زاده همچو بودند، نقد است بر مسلمان زادگانی که حتی در سنهای بالا جوانی، حامی اسلامگرایی بودند، اما واقعیت تلخ است، اسلام تبدیل به هیولای ۱۴۰ ساله است و توقع داشت مردمان نگون بخت در اسارت اصحاب منفعت اسلامگرا، اکثریت از این آیین تروریستی بریده و اعلام برائت کنند، تا حدی غیر واقعی است، اسلامگرایی برا اقلیت ملایان و الیگارشی منافع سرشار مادی تا سککس دارد، زن بارگی و مجاز بودن گرفتن چهار زن و نصف بودن بسیری بدیهیات حقوق بشر که در اسلام رسمیت دادر وبعلاوه نامحدودی داشتن کنیز (در همه مذاهب سنی تا شیعی) و متعه در شیعه امامیه، عملا این دین را تبدیل سیستم استثمار و زن بارگی برای مردان کرده اتس، طی هزارها نیز مردان قدرت اصلی بوده اند.
مخالفان تا دشمنان حکومت تروریستی ج.ا نیز اگاهی از این تعارضات و نقاط حفره ضد حقوق شری داشته، سرمایه گذاری روی جنبش مهسا و اقدامات مسح علینژاد، کاملا از همان ابتداء توسط نهادهای ملایان و سپاه و امنیت متوجه شدند، تمام تلاششان کرده و میکنند جلوی این جنبش بگیرند.
جنبش مهسا، به شدت به انحراف کشاندند، اما بسیای از مردان که هنوز مسلمان میدانند و چندان هم به برابری حقوق زنان اعتقادی ندارند پشت این جنبش بودند، این طبیعت همه بشریت است که درمقابل ظالم و دشمن، به پناه به رقیب بببرد.
تمامی افراد و جریانهای مخالف حکومت اسلامگرا در ابتدا پشت جنبش مهسا قرار گرفتند، از اسلامگرای مشهور به صورتی و تا مسملان غیر مذهبی و تا ضد اسلام، از جمهوری سکولارخواه تا پادشاهی خواه، چرا جنبش مهسا، یک حجم عظیمی از همبستگی عمومی در سراسر ایران درست کرد، همان ناموس پرستی و غیرت (از نظر بسیاری عامل عقب ماندگی و ظلم به حقوق بشر است) شاید در اکثر مردان نیز حس تنفر در ناخودآگاه خود از حاکمیت اسلامی ایجاد کرد، کشته شدن یک دختر بخاطر حجاب، تلنگری عظیم در جامعه مسخ شده و خسته از حکومت ظلم و جنایت وفساد اسلامگرا شد. بسیاری مسلمان زاده سکولار که همچنان مایل به گذار مسالت امیز بودند، نیز خواستند با استافده این فرصت، سیستم اخوندیستی لاتیسمی ج.ا وادار به اصلاح یا کناری از قدرت کنند. اما این یک توهم و خیال خام است، وقتی در یک خانواده کوچکف سر تقسیم اموال ارثیه، در حد دشمنی و گاه دعوا و کتک و قتل کار کشیده میشود، ساده لوحانه است بپذیریم یک حاکمیت فاسد و جنایتکار و ظالم که سیتماتیک بدیهیات حقوق بشر نقض میکند تا هر چه بیشتر فربه شود از غارت و چپاول، به راحتی با قیام و جنبش مردمان بی دافع تلسیم شود.
شایعاتی از تسلیم ج.ا در برابر امریکا است که هنوز قطعی نست. اما تا همین جا حرامی رهبران ج.ا با دروغ ابتدا مخالفت کردند حتی قبل رسیدن نامه تامپ و عامدا دلار و سکه گران کردند و موجب زیان سنگین شاید مییلون شدند و با فریب اندوختن دارایشان و سپس ارزن کردن سریع و سنگین دلار و سکه (طلاهای نوساز و دست دم چنان حبا ندارد و خیلی تحتدتاثیر قرر نگرفت چون تولیدش در خارج حکومت بوده و تا حدی خصوصی سازی شده و از توطئه های حکومتی مصنون است).
تهت خیانت و وطن فروشی با حامیان کمک خارجی برای سرنگونی حکومت تروریست ج.ا و مفیاای و الگارشی دزد و ضد بشری اش، طبیعی است، اما خاری و سر تعظیم در برابر تهدیدات ابرقدرت اول نظامی جهان توسط ترامپ پس از نابودی تقریبی بازوان اختاپوشی این هیولای ضد بشری (ج.ا) نشان داد، مبرزات گاند وار، را بایست یک استثناء دانست، هر چند در چند و چون آن هم شک کرد، گاندی در مقطعی خاص ظهور کرد که اسا استامار قدیم پسا جنگ دوم جهانی، شیوه استعمار قدیم میخواست کنار بگذارد از ترس فعالیت چپ سوسالیستی و کمونیستی. گاندی دز مان این تغییر شیوه استعمار، ظهور رکد و ظاهری قرمان گونه گرفت، اما در همان دوران نیز عامل قدرت وزور بود که هندوستان استقلال یافتف اما زهر اختلافات اسلامگرایی باز ریخته شد، زهر کشنده هزار سال و اندی سال حمات وحشیانه حاکمان اسلامگرای ترکمان و مغول به هندوستان و آن کشتارها و جنایات و غارت و زن دزدی به اسم اسلام و الله! و هم اکنون پاکستان ادامه دهنده همان حاکمان است. مردمان پاکستان کشمیری و پنجابی وسندی جزء تبار هندی هستند و پشتون و بلوچ ایرانی، در ملقمه اسلامگرایی کشور پاکستان گرفتارند.
دست یابی هند به سلاح هسته ای، شاید نتیجه مهار چین کمونیست بود بی مهبا به سمت خلیج بنگال و غرب اسیا در حال پیشروی بود.
اگر هند در آسام و منطقه مشهور گردن مرغ هندوستان شکست میخورد و چین حتی بر شمال دالتای گنگ تسلط میافت مستقیم، متوانست مستقیم راه دریایی به خلیج بنگال و اقیانوس هند پیدا کند. از دلایل تصرف تبت و سینک کیانگ کشترش ارضی و ایجاد لایه عمیق ارضی و دست رسی ب منابع زیرزمین و آبها بود، اما تصرف اسام با جنبش مائیست و دسترسی به دلتای گنگ، دسترسی به ابهای اقیانوس هند بود. هر چند غیر مستقیم میانمار و پاکستان برایش این کار میکند، چین کمونیست، ژئوپلتیکش مشتقیم از اقیانوس آرام تا اقیانوس هند مستقیم وصل کرده بود و با اتحادی تا ۱۹۶۵ با شوروی داش عملا به نوعی شوروی به آرزوی پتر کبیر رسیده بود و بالاخره با واسطه رفیق چینی اش، به اقیانوس هند و آبهای گرم رسیده بود.
بله از دید میهن دوستی ایرانی، داشتن قوای مسلح قوی و حتی داشتن توان بازدارنگی ظرفیت بالقوه (نه لزوما بالفعل) به نظر خوب می آید، اما اگر این قوای مسلح و هسته ای در چنگال حاکمیت ضد بشری باشد، شبیه همان دوران شوروی خواهد بود.
شوروی برخلاف سایر استعمارگان غربی، عمده متصرفاتش وصل به خاک اصلی روسیه هستند و همچنان در دروان استعمار قدیم است و متهم به حذف تروریستی منتقدان حاکمیتش است!، با وجودی ۱۴ تا جمهوری از آن جدا شدند، اما بیشتر اراضی مستعمراتی اش حفظ کرده و تا توانسته تغییر بافت جمعیتی و کلونی سازی روسی داده است. چین هم با تبت و سینک گیانک همین کار کرد. هر چند در مورد اراضی اسلام زده، کاهش مسلمان زادگان با توجه بنیانهای تروریستی ضد سکولاری اسلامگرایی به نظر به نفع بشریت است!
چین وروسیه شروع کننده به رسیمت دادن ادعاهای کذایی امارات و حتی تعرض به نام خلیج فارس بوده اند، در حالی حاکمیت ضد بشری ج.ا مدعی روابط استراتژیک با این دو خائن به منافع ملی ایران هستند!، غربیان که دیدند دوستان ظاهری ج.ا، چنن وقاحتی در بازیچه قرار دادن منافع ملی و هویتی و ارضی ایران میکنند، با خود گفتند چرا ما منافع ملی ایران را بازیچه نکنیم وبرای خرکردن و دوشیدن اعراب پان و نژادپرست اسلامگرا خوش رخصی نکنیم؟!
https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/dastan2rastan
اهداف مشروع؟، اسلامیستها (آخوندیسم تا لاتیسم) تا کجا، ایران و مردمان ایران را به انحطاط کشاندند؟
مذاکرات عمردهی به حاکمیت ضد بشری ج.ا، تکرار داستان راستان خیانت به بشریت…

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.