شکست بیش از هزار ساله سکولاریزه کردن اسلام. راه حل چیست؟
روایت رایج: به احساس خطر نفوذ کمونیسم شوروی تا مائویسم، موجب شد بخشی از محافل غرب، پروژه برآوردن اسلامگرایی آوردند، به دلیل مقاومت آخوندیسم و لاتیسم، که منافع مادی از اقتصادی تا هرزگی زن بارگی داشتند، در مقابل جریان سوسیالیزم قرار دادند، اما با پایان خطر کمونیزم شوروی و مائوئیسم، متاسفانه بازماندگان این پروژه، همچنان در منطقه موسوم به اسلامی ماند.
اشتباهات دوران پهلوی برای حمایت اسلامگرایان و حماقتهایی حتی در حمایت مالی جریانهای شیعی توسط شاه سابق، از درونش تروریسم اسلامگرایی بیرون زد.
تلاشهای اندیشمندان بزرگی چون ابن سینا تا فردوسی، با جریان حملات ترکمانهای اسلامگرای آسیای مرکزی، خیلی زود به شکست انجامید.
حملات مغول، هر چند بساط خلافت عباسی برچید، اما موجب متوقف شدن رنسانس سکولاریزه شده در جهام موسوم به اسلام شد، به طوری قانون لغو بردگی سنتی در زمان رضاشاه اعلام شد!، یعنی حتی این سطح عیان توحش (بردگی سنتی/خرید و فروش برده) این انحطاط و عقب ماندگی که از قرن نوزدهم در اروپا و غرب ملغی شده بود، در ایران تا اویل قرن بیستم در ایران هنوز لغو رسمی نشده بود، هر چند انواع بردگی همچنان در جهان اسلامگرایی وجود دارد، چرا ملایان و آخوندها و التقاطیون، که وجودیتش بر حفظ سنتها و آیات و روایت اسلامی بوده (اینها به مقتضای زمان خویش، به صورت به اصطلاح امضائی تایید شد بخاطر حفظ منافع اقتصادی و مادی اسلامگرایی و هوسرانی و زیاده خواهی حاکمان و وابستگان به حکومتهای اسلامگرا در این ۱۴۰۰ ساله)، همچون احکام دائمی در نظر گرفته، و کمترین لغو مساوی نابودی اسلام تلقی کرده اند.
با چنین اسلامی، از بخت بد مردمان این منطقه، پروژه برآمدن ملایان بعنوان حاکمان کلید زده شد و هنوز بسیار کشورهای منطقه مستقیما ملایان حکومت میکنند یا غیر مستقیم بر حاکمان اعمال نفوذ میکنند.
این اسلام(ها) مملو از باگ و ایرادت ضد بشری است و نمونه اش احکام قرون وسطایی ضد بشری است، اسلامگرایان حاکم برای به اهداف تدوام حکومتشان، حتی بر موارد احکام ضد بشری افزدوند، انواع جرم تراشی مثلا برای مواد مخدر سنتی (تریاک و حشیش) که هیچ گونه حکم خشونت مانند اعدام و زندانی و توقیف اموال نبود، در دروان حکومتهای اسلامگرایی قرن بیستم و بیست و یکم افزدوه شد، احکامی مانند تفتیش عقاید، تشویش اذهان، افزوده شد بر احکام ساب و ارتداد، این جنایات همه به نام اسلام و الله تصویت و اجرا شده است.
اسلاگرایان در ایرن و افغانستان بجای اینکه از فرصت حکومت استفاده کرده و به جریان سکولاریزه شدن کمک کنند، در مقابلش قرار گرفته، بهانه اسرائیل و یهودستیزی و غرب ستیزی هم برای توجیه اتهام و خیانت شد.
درگیر کردن منافع عمومی و ملی و میهنی کشورهای منطقه با بحث پیچیده اسرائیل و یهود، بیش از پیش اسلام و مسلمانان در معرض انحطاط و عقب ماندگی قرار داد. انواع ابداعات و تاویلهای خرافی مانند چادر مشکی و حجاب اجباری تا چند همسری و تبدیل قضیه متعه به فحشاء و خودفروشی و تبدیل مهریه به ابزار کسب مال، در نهایت فجایع تنهایی و افزایش سن ازدواج و طلاق شده است.
نقض مکرر و متداوم اندک اصول گنجانده مترقی مانند آزادی اندیشه و بیان و یا ممنوعیت تفتیش عقیده، به روشهای مختلف اجرا شد. به حدی که امکان با پارتنری و همبودی و داشتن شریک زندگی یا عاطفی و جنسی را برای دگراندیشان نامکن کرده مگر اجبار به تظاهر اسلام!
امکان ثبت ازدواج دگراندیشان، با وجود دفاتر خطبه اسلامی، گلوگاه تفتیش عقیده شده است.
زندگی یا زنده مانی متظاهرانه و عدم اجازه رسمی به سبک دلخواه، موجب بروز انواع بیماری جسمی و روحی در میان میلیونها دگراندیش در کشورهای موسوم به اسلامی شده است.
افزایش استرس و عدم امنیت جانی تا مالی، عملا بیش از یک قرن است، حکومتهای اسلامگرا، نسل کشی خاموش انجام داده اند.
اینکه بسیاری به این نتیجه رسانده، تا خود اسلام و مذاهب و فرقه هایش باشد، بشریت از شر این همه جنایت و ظلم و انحطط نجات نخواهد یافت.
تا حکومتهای اسلامی مستقیم و اعمال غیر مستقیم احکام شریعت اسلامی باشد، همین تراژدیها ادامه خواهد داشت.
بیش از هزار سال جریانهای متفکران ترقی خواه از ابن سینا تا فردوسی بگیر تا مدعیان سکولاریزه کردن اسلام امروز، همگی شکست خوردند در سکولایزه کردن اسلام.
ملایان و اسلامگرایان بارها ثابت کردند از توحش تروریسم و آزار مردمان دگراندیش تا ستیزه با غرب و یهود کوتاه نمی آیند.
اینکه امروز غرب و اسرائیل اینگونه در مقابل اسلامگرایی موضع میگیرد، ریشه اش به خود دگماتیسم و انحطاط گری و تروریسم اسلامگرایان برمیگردد. اسلامگرایی امروز خطر موجودیتی برای غرب و یهودیان و بقیه غیر اسلامیان بوجود آورده است. مسئله داشتن عقیده نیست، مسئله این است اسلامگرایان حاضر نیستند حداقل تحمل و رواداری و همزیستی داشته باشند. در ماه رمضان همه باید روزه بگیرند یا به روزه خواری تظاهر نکنند، باید سه الی پنج بار صدای گوش خراش بلندگوهای اذان مساجد تحمل کنند، تا حدی زیاده روی در توحش کشتن دگراندیش کرده اند که مسلمان زادگان حق خروج دین اسلام نداشته و حکم مرگ مرتد در قرن بیست و یکم اجرا میکنند!، جهان اکثریت سکولار از چین و روسیه تا غرب، یا سکوت کرده یا مماشات (بخاطر منافع مادی یا اغراض دیگر…)!، از شادی و خوشی و پوشش دلخواه خود محروم باشند، چون اسلامگرایان مایل نیستند!
مردمان افغانستان قدر سرنگونی حکومت اول طالبان نداستند و با تفرقه، نتوانستند از حضور و حمایت نظامی غرب به رهبری امریکا استفاده کرده و به توحش اسلامگرایی پایان دهند، از بس در انحطاط اسلامگرایی گرفتارند، همینها میلیونها نفرشان به ایران آمده و خطر اسلامگرایی در ایران افزایش داده اند.
اسلامگرایان، قرنها منابع ثروت و تولید ثروت و اقتصاد در این کشورها در چنگ خود گرفته اند و تحجر و انواع توحش تحت نام ناموس پرستی و غیرت تا هتک حرمت شئونات اسلامی را بهانه سرکوب مردمان دگراندیش کرده اند.
جنبش مترقی مهسا را با لاتیسم به انحراف کشاندند.
کدام احترام به عقاید؟!، اسلامگرایان با بدترین آزارها تا حد نابودی زندگی دگراندیشان و زیست نرمالشان، بدترین بی احترمی میکنند و بعد میگویند به عقاید ما احترم بگذارید وگرنه با مرگ روبرو خواهید شد!، این توحش و تروریسم تئوریزه شده اسلامگرایان است و هر جا و هر وقت زورشان برسد اعمال میکنند، مگر معدود جاهایی به در موضع ضعف باشند. اگر جریان مبارزه با اسلامگرایی فعلی شکست بخورد، یک دوران توحش و ترورسم اسلامگرایی علاوه کشورهای موسوم به اسلامی در برخواهد گرفت و اما با توجه به وجود دهها میلیون مسلمان زاده در غرب و چین و روسیه و هند، کل جهان سکولار و غیر اسلامی در خطر است.
این اشتباه دوران بایدن عقب نشینی از افغانستان و مذاکرات دوحه و در عمل در واگذاری حکومت به طالبان، بسیاری همچون خیانت به تمدن مدرن و سکولاردموکراسی دانسته اند.
آنهایی به بهانه تمامیت ارضی و مخالفت با حمله خارجی به ایران، در حال عمردهی به حکومت اسلامگرایی در ایرن هستند، چگونه و کی میخواهند سکولاردموکراسی به ایران بیاورند؟!
چگونه به این همه فساد از آموزشی تا اقتصادی و باندهای مافیایی پایان دهند؟ با دوگانه بالاشهری و پایین شهری پایان دهند؟، چگنه اکثریت فقیر و فرودست به سرعت نجات دهند؟، در حال عمده منابع ثروت و تولید ثروت در اختیار اسلامگرایان است و حاضر به اجرای ایده های چون سهام همگانی رایگان فوری منابع ثروت و ذخایر نیستند؟!
وقتی ضرب سکه طلا و چاپ پول اعتباری در اختیار حکومت اسلامگرا است و ۴۶ سال مداوم و از روی عمد در حال فقیر اکثریت کردن است، اکنون در همین دو ماه اخیر، با باز کلاه بردری کردند و میلیونها تن تشویق به خرید سکه گران با حباب زیاد کردند و اکنون با ارزان سازی مصنوعی با شایه کردن توافق با امریکا، قیمت دست کاری میکنند، در هر نوع کالاهای نقدشونده همین کار کرده اند. عملا تنها مصنوعات طلا اعم نو و دست دوم به قیمت واقعی نزدیک است.
تفاوت قیمت عظیم بین خانه های بالاشهر و پایین شهر (تعمدا امکانات را به بالاشهر اختصاص داده اند)، محلات نوساز حاشیه شهرهای بزرگ تبدیل به بالاشهر کرده اند، در حالی در حاشیه شهرهای خانه کوچک زیر یک میلیارد تومان است، خانه ها و کاخ ویلا در بالاشهرها به چندین تا دهها میلیارد تومان است.
این ساختار وحشیانه شکاف طبقانی باید نابود شود.
اسلامگرایان حاکم و مافیا و قریب به یقین اکثر ثرتمندان از راه رانت و خلاف و رشوه به چنین ثرتهای هنگفت رسیده اند، بی رحمانه با طبقه کارگر رفتار استثماری دارند.
عملا چاره جز نابودی این ساختار و منافع و حکوتشان نیست. بارها مصالحه و مبارزه مسالمت آمیز و خواستهای مدنی سرکوب شده، اسلامگرایان و مافیا و ثروتمندان رانتخوار نشان داده اند چیزی جز زبان زور نمیفهمند.
مردم عادی ایران، که غیر مسلح و بی دفاع هستند مانند بقیه کشورهای در گروگان اسلامگرایان. طبیعتا اگر غرب و امریکا و اسرائیل به حکومتها پایان دهند، خشنود خواهند شد.
مظلومان تحت ستم اسلامگرایان، چاره ای جز این نمی بینند.
چند نسل دیگر باید سوخته و نسل کشی شوند تا مدعیان عمردهی به حکومتهای اسلامی از حماقت و نفهمی دست بردارند؟!
https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/dastan2rastan
اهداف مشروع؟، اسلامیستها (آخوندیسم تا لاتیسم) تا کجا، ایران و مردمان ایران را به انحطاط کشاندند؟

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.