ورشکستگی صنعت ایران در حاکمیت ملایان
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس از عملکرد شرکتهای صنعتی بورسی، تصویری از رکود در صنعت ایران ارائه میدهد. شاخص مدیران خرید نیز وضعیت مشابهی را در فضای تولیدی کشور نشان داده است. در سال ۱۴۰۳، صنعت ایران نهتنها رشدی نداشته، بلکه نسبت به سال ۱۴۰۲ عقبگرد کرده است. خروجی شرکتهای بورسی کاهش یافته و از سطح سال گذشته پایینتر آمده است. این روند، حاکی از وضعیت هشدارآمیز در صنعت ایران است.
کاهش تولید و افت فروش در صنایع مختلف، ناشی از چند عامل مهم بوده است. نخست، رکود شدید در تقاضای داخلی و خارجی آسیب جدی به صنعت ایران وارد کرد. دوم، نوسانات شدید ارزی به بیثباتی بیشتر در بخش تولید منجر شد. سوم، چالش ناترازی در انرژی و مواد اولیه باعث توقف بخشی از فعالیت بنگاهها شد.
آمار نشان میدهد که از ابتدای زمستان سال گذشته، شاخص رشد تولید و فروش صنعتی به منطقه منفی وارد شده است.
جهش نرخ ارز در سال ۱۴۰۳ فشار مضاعفی به واحدهای صنعتی وارد کرده است. تامین مواد اولیه برای بسیاری از بنگاهها با مشکل مواجه شده است. صنعت ایران که همواره با مشکل تأمین ارز مواجه بوده، حالا با نوسانات شدید در بازار نیز روبهرو شده است. همین مسئله توان تولیدی کشور را بهطور محسوس کاهش داده است.
ناترازی انرژی نیز سهم بزرگی در کاهش تولید داشته است. خاموشیهای گسترده، تعطیلیهای اجباری و قطع گاز در فصول سرد، تولید بسیاری از کارخانهها را متوقف کرده است. همچنین، صنعت ایران در سال گذشته با بحران نقدینگی دستوپنجه نرم کرده است. نبود منابع مالی کافی، صنایع را برای ادامه تولید با دشواری مواجه ساخته است.
کاهش تقاضای مصرفکننده در بازار داخلی و افت شدید صادرات، بخش قابل توجهی از افت تولید را توجیه میکند. کاهش قدرت خرید مردم، افت شدید فروش را به دنبال داشته است.
همه جا ویرانی
صنعت ایران که بخش زیادی از تولید خود را به بازارهای داخلی و خارجی وابسته میبیند، تحت فشار مضاعف قرار گرفته است.
در بازه سهماهه منتهی به اسفند ۱۴۰۳، میانگین متحرک شاخص تولید افت ۴.۵ درصدی را نشان داده است. شاخص فروش نیز در همین بازه با کاهش ۲.۲ درصدی مواجه شده است. در مقایسه با سال ۱۴۰۲، شاخص تولید فقط کاهش یکدرصدی داشته اما شاخص فروش رشدی ناچیز برابر با ۰.۲ درصد را ثبت کرده است. صنعت ایران در این آمارها، نشانی از بهبود ندارد.
در اسفندماه ۱۴۰۳، شاخصهای تولید و فروش در مقایسه با ماه مشابه سال قبل، به ترتیب کاهش ۰.۸ و ۴.۲ درصدی داشتهاند. در مقایسه با بهمنماه، رشدهای جزئی ۳.۴ و ۵.۴ درصدی ثبت شده، اما این ارقام نمیتوانند رکود گسترده را جبران کنند. صنعت ایران همچنان درگیر چرخه فرسایشی رکود است.
بررسیهای مجلس از اقتصاد واقعی در اسفند ۱۴۰۳ نشان میدهد رشته فعالیتهای مختلف مانند «چوب و کاغذ»، «سایر کانی غیرفلزی» و «غذایی و آشامیدنی بهجز قند و شکر» بیشترین افت را ثبت کردند.
در زمینه فروش نیز، ۸ رشته فعالیت در اسفند ۱۴۰۳ نسبت به ماه مشابه سال قبل افت را تجربه کردند. از جمله «چوب و کاغذ»، «کاشی و سرامیک» و «فلزات پایه» که بیشترین افت را در شاخص فروش داشتند. همچنین، رشتههایی مانند «دارو»، «کاشی و سرامیک» و «خودرو و قطعات» بیشترین کاهش در شاخص تولید را تجربه کردند.
کاهش در شاخص فروش نیز در رشتههایی چون «دارو»، «تجهیزات برقی» و «کاشی و سرامیک» مشهود بوده است. در اسفندماه ۱۴۰۳، سهم عمده کاهش شاخص تولید مربوط به سه حوزه بود. «سایر کانی غیرفلزی»، «غذایی و آشامیدنی بهجز قند و شکر» و «چوب و کاغذ» بیشترین تأثیر منفی را داشتند. صنعت ایران در این بخشها با رکود ساختاری مواجه است.
دلایل نابودی صنعت ایران
در نهایت، شاخص قیمت شرکتهای بورسی در اسفند ۱۴۰۳ نسبت به سال قبل افزایش ۲۶.۳ درصدی داشته است. این رشد قیمتی اما در شرایطی رخ داده که حجم تولید کاهش یافته است. صنعت ایران درگیر چرخهای از رکود، تورم و بحران ارزی است.
وخامت وضعیت صنعت ایران نتیجهی مستقیم بیکفایتی ساختاری، فساد سازمانیافته و اولویتهای فاجعهبار حکومت ایران است. آنچه امروز از صنعت ایران باقی مانده، بازتاب دههها بیتدبیری، اختلاسهای نجومی و سیاستگذاریهای امنیتمحور نظام است.
در حالی که صنایع بزرگ کشور برای نجات از رکود، نیازمند سرمایهگذاری، زیرساخت و فناوریاند، میلیاردها دلار از ثروت مردم صرف پروژههای بیپایان بمبسازی هستهای میشود؛ پروژههایی که نه تولید دارد، نه اشتغال، نه امید، فقط سایه جنگ و انزوا.
صنعت ایران بهجای آنکه پیشران رشد اقتصادی و رفاه عمومی باشد، قربانی جاهطلبیهای اتمی شده است. همزمان، میلیونها دلار برای تغذیه گروههای نیابتی و تروریستی مانند «حماس» و «حزبالله» خرج میشود.
این حمایتها، از جیب کارگر ایرانی، مهندس بیکار، و کارخانهای است که خطوط تولیدش متوقف شدهاند. وقتی هزینههای نظامی و امنیتی از منابع عمومی تأمین میشود، طبیعی است که برای توسعه صنعت ایران چیزی باقی نمیماند.
فساد ساختاری نیز حلقهی خفقان صنعت را تنگتر کرده است. شبکهای از مفسدان، با حمایت قدرت، منابع مالی و تسهیلات بانکی را بلعیدهاند. نتیجه، نابودی انگیزه برای تولید، فرار سرمایه و سقوط شاخصهای کلان صنعتی است. آنچه امروز بر سر صنعت ایران آمده، نه یک بحران اقتصادی، بلکه یک خیانت ملی است. خیانتی که تا ریشههای نظام حکمرانی را در هم نشکند، فرجامی جز ویرانی کامل ندارد.
[مرگ زودرس تولید صنعتی در ایران چگونه رقم خورد؟]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.