التماس کینگ دسکند بچه شاه و سلطنت‌طلبان از آمریکا برای بازگشت به ایران

شاه‌پرستان و در عرف عموم سلطنت‌طلبان مذموم گویا قرار است روز یکشنبه تجمعی در مقابل کاخ سفید برگزار کنند و قطعنامه‌ای نیز صادر کنند.

قطعنامه‌ای که پیش از این در فضای مجازی انتشار یافته و قرار است در روز یکشنبه خوانده شود.

نگاهی گذار به متن قطعنامه «نهایی»ای که قرار است روز یکشنبه قرائت شود افزون بر به خنده‌آوردن مرغ پخته، انسان پخته و عاقل را نیز به خنده وا می‌دارد.

قطعنامه اعلام می‌دارد که « ملت ایران، یک‌صدا، خواستار بازگشت پادشاهی پهلوی هستند و استرداد حکومت به رضا شاه دوم را مطالبه می‌کنند؛ حکومتی که در سال ۱۹۷۹ با دخالت شوروی… ربوده شد».

خنده اول در همینجاست. بر همگان پیداست که محمدرضا شاه پهلوی با وجود وابستگی‌اش به آمریکا، در زمانی که آمریکا هنوز بزرگترین تولیدکننده نفت جهان نبود و در مقابل کنسرسیوم‌های نفتی آمریکایی شاخ و شانه کشید، به راحتی توسط اربابش آمریکا و نه شوروی به تبعید فرستاده شد.

به مانند پدربزرگش که به دلیل هوابرداشتن و طرفداری‌اش از هیتلر توسط انگلیسی‌ها به تبعید فرستاده شد.

گوادلوپی‌ها حتی آن قدر برای مهره دست‌نشانده‌شان، محمدرضا پهلوی ارزش قائل نشدند که وی را به این کنفرانس دعوت کنند. دستور داده شد که وی با بهانه بیماری کشور را ترک کند. آمریکا که کینک دسکند (دوم)، التماس بخشیدن پادشاهی ایران به وی را می‌‌کند، مستشاران نظامی‌اش نیز به ایران فرستاده شدند تا ارتش وابسته را کنترل کنند تا انتقال آرام قدرت، به ولیعهد واقعی شاه یعنی خمینی صورت پذیرد.

انقلاب شده و ملایان سرنگون شده‌اند ما بی‌خبریم!

خنده دیگر قطعنامه در آنجاست که طبق «مانیفست رضا شاه دوم» خواهان تعطیلی فوری سفارتخانه‌های کشورهای خارجی می‌شود. سوال ساده است کدام مانیفست؟ درج‌شده در کجا، تاییدشده توسط چه کسی، به رسمیت‌شناخته‌شده توسط چه کسی؟ و…

تعطیلی و بازگشایی سفارت‌خانه در کشورهای دیگر و بالعکس، کار دولت رسمی و منتخب است. هنوز که ملایان بر سر کار هستند، چه کسی کینگ رضا را به عنوان شاه ایران به رسمیت شناخته است؟ آمریکا؟

مگر نه این است که ابتدایی‌ترین الزام حکومت، برگزاری انتخابات آزاد و انتخاب سیستم و نوع حکومت در هر کشور بعد از انقلاب است.

اول اینکه کدام انقلاب در ایران در حال حاضر به وقوع پیوسته که به جز سلطنت‌طلبان همه از آن بی‌خبرند و در پی سفارت‌گشایی و سفارت‌بستن هستند؟!

و دوم آنکه باز هم چه زمانی رفراندومی برگزار شده و مردم ایران به سیستم و نوع حکومت پادشاهی رای داده‌‌اند که هیچ کس جز در غیب از آن خبر ندارد؟!

سوم این که کدام مردم و در چه انتخاباتی به کینک رضا رای پادشاهی داده‌اند که متعاقب آن کینگ رضا، اقدام به «تعطیلی فوری سفارتخانه‌های کشورهای خارجی…» کند؟

برادران سپاه یا لیست‌گذاری سپاه؟

چهارم آنکه سفارت‌خانه‌های خارجی چه جرمی در حق کینگ رضا مرتکب شده‌اند که مستوجب چنین عقوبتی و عذاب الهی از سوی ظل‌السلطان و «شاهنشاه آریامهر دسکند» و سلطنت‌طلبان هستند؟!

در ادامه سلطنت‌طلبان خواهان «دستگیری و مصادره اموال و دیپورت خانواده درجه یک مقامات رژیم اشغالگر ایران» شده‌اند. خنده‌‌ای دیگر.

اول آنکه اگر قرار باشد کسی از مقامات درجه یک رژیم دیپورت و اموال دزدیده‌شده از مردم ایران مصادره شود ۲۱ میلیارد دلار و.. است که محمدرضا پهلوی از پول مردم ایران به یغما برد.

دوم چطور در حالی که کینک رضا دائما بر طبل ارتباط با فرماندهان و اعضاء سپاه می‌کوبد به ناگاه در قطعنامه خواهان دستگیری آنها می‌شود.

اسباب خنده بعد مربوط به لیست‌گذاری سپاه پاسداران در معیت سازمان مجاهدین خلق ایران است.

ارتباط با اعضاء و فرماندهان سپاه پاسداران و اداره فرضی کشور در اظهارات مستمرا ارائه‌شده از سوی کینگ رضا را بارو کنیم یا لیست‌‌گذاری سپاه پاسداران را؟

البته این لیست‌گذاری‌خواهی مستقیما به گزاره بعدی راه می‌برد؛ لیست‌گذاری سازمان مجاهدین خلق ایران.

جدا از این که سازمان مجاهدین خلق ایران خصم مبین ملایان هستند، ظاهرا آلزایمریست‌‌های سلطنت‌طلبان فراموش کرده‌اند که دادگاه‌های آمریکا، انگلیس، فرانسه، اتحادیه اروپا و… هزاران سند اتهامات تروریست علیه مجاهدین خلق را حتی تا ۱۴ سال بررسی کردند و در نهایت همگی با سرافکندگی مجبور به خروج نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست‌های تروریستی کذایی شدند.

حال جز ظاهرشدن در نقش نیروی نیابتی آخوندهای حاکم بر ایران، سلطنت‌طلبان با چه استدلال و منطقی خواهان لیست‌گذاری مجاهدین خلق می‌شوند؟

سفارت‌خواهی جهانی شاه‌پرستان

به دیگر بیان در این گزاره، شاه‌پرستان و سلطنت‌طلبان، کاملا همسو و همگرا با خامنه‌ای، سپاه، ملایان، حوزه‌های علمیه، امام جمعه‌ها و… سایر دنبالچه‌های خامنه‌ای هستند!

گزاره خنده‌دار و سخیف دیگر قطعنامه این است که خواهان «قطع منابع مالی و حمایتی از رسانه‌های ایران‌ستیز فارسی‌زبان… است که در مقابل بازگرداندن حاکمیت پهلوی سنگ‌اندازی می‌کنند.»

بر چه کسی نهان است که آن دسته از رسانه‌‌های فارسی‌زبان شناخته شده و استعماری، بلندگوی خانوادگی کینگ رضا، والده‌اش و سلطنت‌طلبان منفورند؟!

مصداق بارزی از نعل وارونه‌زدن و جواب‌دادن درسی که در خدمت استادان‌شان در حوزه علمیه آموخته‌اند.

خنده دیگر، تعمیم چند ده نفره شاه‌پرستان و سلطنت‌طلبان به «ملت ایران» و تضرع و لابه از آمریکا که «سفارت ایران در واشنگتن را در اختیار تام شاهنشاه رضا شاه دوم قرار دهند» و بدین وسیله «مقدمات بازگرداندن حکومت شاهنشاهی پهلوی را فراهم سازند.»

باز تکرار، که گویا دچار فراموشی شده‌اند که همین آمریکا پدر کینگ رضا، یعنی کینگ فرست محمدرضا را از ایران بیرون کرد و حتی اجازه نداد ابتدا به خاک آمریکا پا بگذارد و در تبعید به زوال سپرد.

اما ظاهرا گستاخی شاه‌پرستان و سلطنت‌طلبان نه کم‌شدنی، نه تمام‌شدنی، نه درمان‌شدنی است.

چرا که در ادامه سفارت‌خواهی در آمریکا و سازمان ملل، برای کینگ رضا، به نام مردم ایران (حالا کدام مردم و کدام ایران، بماند) «خواستار اختیار تام شاهنشاه رضا شاه دوم پهلوی در انتخاب سفیران و نمایندگان در کشورها و سازمان‌های بین‌المللی» می‌شوند!!!

آدرس خانه کدخدا قطعا پیدا و آشکار است، اما کینگ رضا را به دهکده راه نمی‌دهند تا با اختیار تام برای همه جهان سفیر و نماینده منصوب کند!

نیت اصلی قطعنامه

در ادامه مجددا متقاضی «تعیین تکلیف اموال غصبی رژیم غاصب که سرقت و به خارج منتقل نموده‌اند می‌شود». فقط فراموش می‌کنند که همان مردم ایران بعد از ۴۶ سال، هنوز خواهان تعیین تکلیف و استرداد حداقل ۲۱ میلیارد دلاری است که رژیم سلطنتی سرقت و به خارج منتقل نموده‌اند» می‌باشند!!!

به دیگر بیان اول شاه‌پرستان و سلطنت‌طلبان چراغ اول را خود روشن کنند، چراغ‌های بعدی خود روشن خواهند شد.

در انتهاء نیز قطعنامه می‌نویسد «بازگشت شکوه ایران با شاهنشاه رضا شاه دوم پهلوی، زمینه‌ساز احیای اتحاد دیرین و استراتژیک ملت-دولت‌های آمریکا و ایران و…» خواهد بود.

اما ظاهرا فراموش ‌می‌شود که آمریکا با تبعید محمدرضا پهلوی به بهانه بیماری و حتی راه ندادن وی به آمریکا در ابتدا و ندادن پناهندگی،‌ شکوه نداشته خانواده پهلوی را به نکبت و ذلت تبدیل ساخت.

حال در حالی که به مصداق آرزو بر کینگ رضا عیب نیست، وی‌ می‌تواند گدای «اتحاد دیرین و استراتژیک با آمریکا» شود.

در پایان قطعنامه نیز بر خلاف تمامی پروتکل‌ها و روال مرسوم، به جای اینکه ابتدا پاینده ایران نگاشته شود، آمریکا و اسرائیل، در اولویت پایندگی کینگ دسکند و سلطنت‌طلبان قرار می‌گیرد و در آخر برای خالی‌نبودن عریضه، نامی از پاینده ایران نیز آورده می‌شود.

سخن هویداست، عیان است و بی‌نیاز به بیان، تنها نکته پنهان آن که فوقا مختصرا نیز به آن اشاره شد، همکاری مشترک حکومت آخوندها و سلطنت‌طلبان و شاه‌پرستان،‌ در هدف اصلی این قطعنامه، یعنی لیست‌گذاری سازمان مجاهدین خلق است.

باقی گزاره‌ها چنان که تبیین شد سخره و هزل است و بس.

[شعار رضا شاه روحت شاد را چه کسی ابداع کرد؟]

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)