بحران آب بر صدها بحران و ناترازی دیگر دولت پزشکیان افزوده می‌شود

بحران آب در حکومت ایران دیگر قابل انکار نیست. واقعیت‌ها بسیار فاجعه‌بارتر از آن هستند که تصور می‌شود.  بررسی اظهارات مسئولان خود گویای عمق بحران آب است. 

به داده‌‌های زیر نگاهی بیندازید:

حسین خوش‌اقبال، فرماندار تهران هشدار داد: «ذخایر سدهای آب تهران در کمترین سطح قرار دارند».  او گفت: «صرفه‌جویی تنها راه عبور از تنش آبی است. تابستان سختی در پیش است». 

ابوالفضل ابوترابی، نماینده نجف‌آباد گفت: «تهران در وضعیتی فوق‌العاده خطرناک قرار دارد».  او تاکید کرد: «فارس، کرمان، زاهدان و شرق کشور نیز با بحران آب مواجه هستند». 

عباسقلی جهانی، رئیس پیشین شورای جهانی آب اعلام کرد: «سد کرج به حداقل رسیده است».  او گفت: «اگر بارندگی کافی نباشد، چاه‌ها دوباره حفاری خواهند شد و این بسیار خطرناک است». 

عیسی بزرگ‌زاده، سخنگوی صنعت آب گفت: «حجم مفید مخزن سد کرج نصف شده است».  او افزود: «سد لار تقریباً خشک شده و سدهای طالقان و ماملو کاهش بارش ۴۶ درصدی دارند». 

خبرگزاری تسنیم نوشت: «سد لتیان فقط ۹ میلیون متر مکعب آب دارد». 

در حالی که ظرفیت آن ۹۵ میلیون متر مکعب است و ۹۱ درصد آن خالی است.  بر پایه همان گزارش، ذخیره سد لتیان نسبت به سال گذشته ۵۰ درصد کاهش یافته است. 

در اسفند ۹۴ درصد ظرفیت سد کرج خالی بود که وضعیتی بحرانی‌ست. 

محمد جوان‌بخت، معاون وزیر نیرو اعلام کرد: «سد کرج تنها هفت درصد پرشدگی دارد».  او گفت: «سد لار یک درصد و سدهای لتیان و ماملو فقط ۱۲ درصد پر هستند». 

مهدی زارع، استاد پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی هشدار داد:  «البرز جنوبی و اطراف تهران در حال تبدیل به منطقه نیمه‌خشک هستند».  او گفت: «خشکسالی در البرز به مرحله هیدرولوژیک رسیده است و بسیار نگران‌کننده است». 

 

پرآب‌ترین مناطق کشور نیز دچار بحران بی‌آبی شده‌اند!!!

عبدالحمید حمزه‌پور، مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب هرمزگان گفت:  «سدهای تامین‌کننده آب مرکز استان در مرز خشکی کامل هستند». او افزود: «ذخایر این سدها فقط برای دو ماه آینده کافی است و شرایط بسیار وخیم است». 

عباس علی‌آبادی، وزیر نیرو گفت: «چالش‌های آب مهم‌تر از برق است».  او تأکید کرد: «کمبود آب اولویت اصلی کشور است و باید فوراً رسیدگی شود». 

حکومت ایران با اقلیمی خشک و نیمه‌خشک همواره محدودیت منابع آبی داشته است.  اما اکنون بحران آب به مرحله‌ای جدید و حاد وارد شده است. 

در هفته‌های اخیر، تنش بر سر منابع محدود آب در اصفهان، یزد و چهارمحال‌وبختیاری افزایش یافته است. 

طبق داده‌ها، به‌جای ۱۹۵ میلی‌متر، فقط ۱۲۶ میلی‌متر بارندگی ثبت شده است.  این کاهش قابل ‌توجه، نشانه‌ای از عمق بحران آب در سراسر کشور است. 

طبق قانون شورای عالی آب، جز برای مصارف شرب، انتقال آب ممنوع است.  اما به بهانه تامین شرب، آب به صنایع منتقل می‌شود، آن هم بدون مجوز زیست‌محیطی. 

در ۷۰ سال گذشته، ۳۵ سال خشکسالی و ۲۶ سال ترسالی در زاینده‌رود ثبت شده است.  این نشان می‌دهد که خشکسالی در این منطقه پدیده‌ای تاریخی است. 

بحران آب اکنون جای تنش آبی را گرفته و تبعاتی گسترده به همراه دارد. مهاجرت از روستاها، نابودی کشاورزی سنتی و تنش‌های اجتماعی در حال افزایش هستند. 

ادامه وضع موجود، کشاورزی حکومت ایران را به نابودی خواهد کشاند.  فقط مناطقی از شمال کشور و زاگرس ممکن است کشاورزی را حفظ کنند. 

چهارمحال‌وبختیاری، سرچشمه زاینده‌رود، خود با بی‌آبی شدید مواجه است. در تابستان برای روستاهای جنوبی استان، آب با تانکر منتقل می‌شود. 

در دشت‌های شهرکرد، فرادنبه و سفیددشت سال‌هاست کشاورزی متوقف شده است. صنایع استان با کم‌آبی مواجه‌اند و دامداری‌ها از بحران آب رنج می‌برند. 

 

شورش آب در پی ابربحران آب

سد زاینده‌رود در مرز چهارمحال و اصفهان قرار دارد، اما پایین‌دست آبی ندارد. در گذر رودخانه از شالیزارها، آب ناپدید می‌شود و گاوخونی به لجن‌زار تبدیل شده است. 

یزد، استان کویری با منابع آبی غیرقابل شرب، نیز گرفتار بحران آب است. دشت خوزستان نیز به دلیل انتقال بی‌رویه آب، اکنون تشنه مانده است. 

کارون و زاینده‌رود، هر دو از زاگرس سرچشمه می‌گیرند اما تفاوت‌های زیادی دارند. کارون با طول حدود هزار کیلومتر، بزرگ‌ترین رود حکومت ایران بوده است. 

زاینده‌رود با تنها ۲۰۰ کیلومتر، همواره کم‌آب بوده و اکنون تقریباً خشک شده است.  حضور صنایع پرمصرف در این مناطق بحران آب را تشدید کرده است. 

اصفهان به عنوان قطب صنعتی، فشار شدیدی بر منابع آبی وارد کرده است. طبق آمار رسمی، ۷۰ درصد آب زاینده‌رود در صنایع فولاد و پتروشیمی مصرف می‌شود. این صنایع نه‌تنها بی‌رویه آب مصرف می‌کنند، بلکه مجوز زیست‌محیطی هم ندارند. 

از سوی دیگر، بخش کشاورزی سنتی قربانی این سوء‌مدیریت و اولویت‌گذاری نادرست شده است. 

بحران آب در حکومت ایران نتیجه‌ای ناکارآمدی سیاست‌های آبی و بی‌تدبیری و بی‌کفایتی سران حاکمیت است.  در هیچ نقطه‌ای از کشور، برنامه‌ریزی علمی برای استفاده بهینه از منابع وجود ندارد. 

حکومت ایران بدون توجه به شرایط اقلیمی، پروژه‌های انتقال آب را اجرا کرده است. این طرح‌ها نه‌تنها بی‌اثر بوده‌اند بلکه بحران آب را گسترده‌تر کرده‌اند. 

تخریب منابع زیرزمینی، فرونشست زمین و نابودی تالاب‌ها از نتایج این طرح‌هاست. بحران آب یک چالش کوتاه‌مدت نیست، بلکه تهدیدی برای حیات جمعی مردم است. 

بی‌کفایتی حاکمیت و دولت پزشکیان و فقدان اولویت‌بندی‌های سیاسی، بحران آب را به مرز فاجعه رسانده است.  در حالی که مردم صرفه‌جویی می‌کنند، صنایع بزرگ منابع را می‌بلعند. 

بحران آب حاصل فقدان مدیریت و بی‌کفایتی کارگزاران حاکمیت ملایان است و در آینده‌ای نزدیک احتمالا شورش آب در ایران صورت بگیرد

[بحران آب ایران، از فاجعه زیست‌محیطی تا جرقه ناآرامی اجتماعی]

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)