آیا امکان پیادهکردن مدل لیبی در مورد برنامه هستهای ایران ممکن است
توافقی که در سال ۲۰۰۳ میان لیبی و کشورهای غربی انجام شد، بار دیگر مطرح شده است. موضوعی که با عنوان «مدل لیبی» شناخته میشود، اکنون در آستانه مذاکرات حکومت ایران و آمریکا بر سر برنامه هستهای دوباره بر سر زبانها افتاده است.
ایالات متحده آمریکا و بریتانیا از مدتها پیش با لیبی بر سر توقف برنامه هستهای این کشور گفتوگو میکردند. این برنامه از دهه ۱۹۷۰ آغاز شد و مسیری پر فراز و نشیب داشت.
لیبی در سال ۱۹۷۵ پیمان انپیتی را امضا کرد و در سال ۱۹۸۲ نیز پیمان منع سلاحهای بیولوژیک را پذیرفت. با این حال، همواره درباره اهداف پنهانی لیبی در زمینه تولید این سلاحها شک و تردید وجود داشت.
در سال ۲۰۰۳ و تحت رهبری معمر قذافی، لیبی پذیرفت که غیرهستهای شود. او انبارهای سلاحهای شیمیایی را تحویل داد و برد موشکها را به کمتر از ۳۰۰ کیلومتر کاهش داد.
مطابق با «مدل لیبی» بازرسان آمریکایی و بریتانیایی اجازه یافتند وارد تأسیسات شوند. این کشور همچنین پیمان جامع منع آزمایش سلاح اتمی را پذیرفت.
از همان سال، بازرسی تأسیسات با حضور متخصصان آژانس بینالمللی انرژی اتمی آغاز شد. بسیاری از مدارک و تجهیزات هستهای به لابراتوار ملی «اوک ریج» در ایالت تنسی منتقل شد.
خروج مواد هستهای و سلاحهای شیمیایی لیبی چند سال ادامه یافت. آخرین محمولهها پس از سرنگونی قذافی منتقل شدند. برخلاف ادعای برخی سیاستمداران، هیچ تأسیساتی «منفجر» نشد.
در زمان اعلام توافق، برخی مقامات غربی گفتند که برنامه لیبی به سلاح اتمی نزدیک بوده است. اما بررسیهای بعدی نشان داد که فاصله زیادی با تولید بمب وجود داشت.
بی مدل یا با مدل، جهان بر سر اتمینشدن ملایان اجماع دارد
برخی تحلیلگران معتقدند که برنامه لیبی بیش از آنچه تصور میشد ابتدایی بود. «مدل لیبی» بر همین اساس، توافقی برای توقف روندی ناتمام تلقی میشود.
گذشته از فاصله لیبی با بمب، دو عامل مهم دیگر بر پذیرش توافق اثر گذاشت. نخست، فشار شدید تحریمها که اقتصاد کشور را فلج کرده بود. دوم، حمله آمریکا به عراق چند ماه پیش از توافق.
با این حال، دولت لیبی اعلام کرد که توافق را با «اراده آزاد» پذیرفته است. اما رئیسجمهور وقت آمریکا، جورج بوش، گفت این تصمیم نتیجه انتخابی هوشمندانه بوده است.
او گفت اگر رهبران، دست از ترور و سلاحهای کشتار جمعی بردارند، به مردم خود خدمت میکنند. این جمله مشخصاً به «مدل لیبی» اشاره داشت.
جان بولتون در سال ۲۰۱۸ در آستانه انتصاب به سمت مشاور امنیت ملی، به «مدل لیبی» اشاره کرد. او گفت مذاکرات با کره شمالی نیز باید بر همین اساس انجام شود.
کیم جونگ اون به شدت از این سخنان خشمگین شد. دونالد ترامپ تلاش کرد توضیح دهد که چنین مدلی در مورد کره شمالی مدنظر نیست.
ترامپ تأکید کرد که کیم جونگ اون در کشورش میماند و حکومت خواهد کرد. اشاره او به سرنوشت معمر قذافی پس از پذیرش «مدل لیبی» بود.
پس از اعتراضات موسوم به «بهار عربی»، لیبی هدف حمله قرار گرفت. حکومت سرنگون شد و معمر قذافی کشته شد.
بسیاری معتقدند که سرنوشت قذافی، تصویری منفی از «مدل لیبی» ارائه داده است. منتقدان میگویند این مدل نمیتواند الگوی مناسبی برای دیگر کشورها باشد.
قذافی در سال ۲۰۰۵ گفت: «لیبی تبدیل به نمونه بدی شده و نمیتواند دیگران را قانع کند.» این جمله را در مصاحبه با سیانان بیان کرد.
مردم ایران بازیگر اصلی مدل لیبی از نوع ساقطکردن دیکتاتور هستند
در آن زمان دو سال از توافق گذشته بود اما قذافی از غرب بهشدت ناراضی بود. چون امتیازهای وعدهدادهشده را دریافت نکرده بود.
اما همچنان سرنوشت «مدل لیبی» بحثبرانگیز است. با گذشت ۲۲ سال، این مدل هنوز در محافل بینالمللی بررسی میشود.
در شرایطی که حکومت ایران و آمریکا وارد مذاکره شدهاند، «مدل لیبی» بار دیگر مطرح شده است.
برخی در حکومت ایران درباره تبعات استفاده از این مدل هشدار میدهند. برخی دیگر آن را راهکاری برای توافق معرفی میکنند.
نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از حامیان سرسخت این مدل است. او گفت تنها توافقی با حکومت ایران قابل قبول است که «مشابه مدل لیبی» باشد.
نتانیاهو تأکید کرد باید همه تأسیسات هستهای از بین بروند و تجهیزات با نظارت آمریکا نابود شوند. در غیر این صورت، گزینه نظامی مطرح است.
عباس عراقچی، وزیر خارجه حکومت ایران، در پاسخ گفت: «مگر در خواب ببینند.»
نتانیاهو گفت اگر مذاکرات فقط برای اتلاف وقت باشد، باید به گزینه نظامی فکر کرد. این دیدگاه مبتنی بر تجربه «مدل لیبی» است.
بسیاری از مقامات حکومت ایران نیز بر این باورند که استفاده از مدل لیبی برای برنامه هستهای ایران به معنای سرنگونی حکومت ایران خواهد بود.
بنابراین، از این مدل به شدت اجتناب میشود. اما اصرار خامنهای به ادامه برنامه هستهای، که تنها سلاح بقای حکومت ایران است، ممکن است غرب را مجبور کند که قبل از اجرای مدل لیبی یا هر مدل دیگری، به استفاده از گزینههای نظامی فکر کند.
آن هم در حالی که مردم ایران مترصد فرصتی هستند که با و بیحمله نظامی خارجی حکومت ملایان را تارومار کنند و مدل ایرانی را به جای مدل لیبی رقم بزنند.
[دونالد ترامپ: ترجیح میدهم توافق کنم تا ایران را بمباران کنم]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.