هسته سخت نظام و روزهای سخت پیش رو

یکی از مهم‌ترین ابزارهای دست‌ساز و در مواقع اضطرار به‌کارآی حکومت ایران هسته سخت است. این گروه متشکل از نیروهای وابسته به ارگان‌های امنیتی، اطلاعاتی و نظامی است. اینان لباس‌شخصی‌هایی هستند که از بودجه عمومی کشور تغذیه می‌شوند.

هسته سخت خارج از روندهای قانونی عمل می‌کند. این گروه، تابع هیچ نظارتی نیست. وابستگی مستقیم به ساختارهای اصول‌گرا دارند. فعالیت‌های اینان همواره در راستای اهداف جناح تندرو است.

تجمعات فرمایشی یکی از ابزارهای این گروه محسوب می‌شود. یکی از آخرین این تجمعات، مقابل مجلس بود. به بهانه دفاع از حجاب اجباری، جمع شدند. اما تجمع شکست خورد. بازتابی در افکار عمومی نداشت. حتی نیروهای خودی هم آن را نادیده گرفتند.

هسته سخت تلاش می‌کند تصویر پویایی به بدنه ریزشی حکومت بدهد. اما این نمایش‌ها واقعیت‌ها را نمی‌پوشاند. خامنه‌ای و دستگاهش در وضعیت بحرانی هستند. دیگر نمی‌توانند حتی حامیان سنتی را دلگرم کنند.

در سطح بین‌المللی نیز شرایط حکومت ایران بحرانی است. پرونده هسته‌ای در بن‌بست است. مذاکرات احیای برجام متوقف شده است. حکومت ایران به انزوای کامل رسیده است. حتی چین و روسیه هم فاصله گرفته‌اند.

دخالت‌های منطقه‌ای نیز شکست خورده‌اند. نیروهای نیابتی حکومت ایران یکی پس از دیگری شکست خورده‌اند. در سال ۱۴۰۳، بسیاری از آنها تارومار شدند. لبنان، سوریه، عراق و یمن، دیگر پایگاه امنی برای ایران نیستند.

خود خامنه‌ای در سال ۱۴۰۳ دو بار هدف حمله خارجی قرار گرفت. این واقعیت نشان می‌دهد که حتی رأس نظام هم دیگر مصون نیست. اعتماد به توان دفاعی داخلی هم به شدت کاهش یافته است.

در کنار بحران بین‌المللی، بحران اقتصادی نیز به اوج رسیده است. تورم افسارگسیخته شده است. معیشت مردم نابود شده است. پول ملی بی‌ارزش‌تر از همیشه است. بیکاری بیداد می‌کند. امید اجتماعی از بین رفته است.

دیگر قدرتی نمانده که هسته سختی داشته باشد!!!

در چنین شرایطی، هسته سخت قدرت به میدان فرستاده می‌شود تا فضا را مدیریت کند. تجمعات ساختگی، پوشش رسانه‌ای هماهنگ، تولید محتواهای جعلی در فضای مجازی، همه این‌ها راهبرد این گروه است.

هسته سخت قدرت میان بسیج، طلاب، اعضای فرقه‌های امنیتی و نیروهای مزدبگیر هستند. هیچ جایگاه مردمی ندارند. حتی در شبکه‌های اجتماعی نیز مورد تمسخر قرار می‌گیرند.

با وجود این، حمایت کامل مالی دارند. بودجه‌های کلانی به آنان اختصاص داده شده است. از رانت‌های رسانه‌ای نیز بهره می‌برند. رسانه‌های اصول‌گرا نقش بلندگوی آنان را ایفا می‌کنند.

هدف اصلی هسته سخت قدرت، منحرف کردن افکار عمومی است. می‌خواهند توجه‌ها را از مشکلات واقعی منحرف کنند. این عملیات روانی است. یک جنگ رسانه‌ای علیه مردم است.

در واقع، هسته سخت قدرت چیزی جز بازوی لباس‌شخصی‌های حکومت نیست. اینان در دوران اعتراضات نیز نقش سرکوب‌گر داشته‌اند. همان‌ها هستند که مردم را در خیابان کتک می‌زنند.

این گروه، تبلور کامل فساد ساختاری است. وابسته به نهادهایی هستند که پاسخ‌گو نیستند. در سایه خامنه‌ای رشد کرده‌اند. بدون فرمان او هیچ حرکتی نمی‌کنند.

در جریان تجمع اخیر مقابل مجلس، حتی با بسیج همه نیروهای خود هم نتوانستند افکار عمومی را جلب کنند. مردم بی‌اعتنا ماندند. حتی رسانه‌های مستقل به این تجمع نپرداختند.

این شکست‌ها، برای حکومت ایران نگران‌کننده است. چون دیگر حتی هسته سخت هم کارآمد نیست. نمی‌توان با آن بحران را مهار کرد. نیروهای امنیتی دچار فرسایش شده‌اند.

هسته سخت در این شرایط تنها یک کارکرد دارد. تولید ترس، سرکوب و تبلیغ دروغ. اما این ابزار دیگر بی‌اثر شده است. واقعیت‌های جامعه را نمی‌توان با نمایش پنهان کرد.

مردم ایران، این نمایش‌ها را باور نمی‌کنند. شکست تجمع مقابل مجلس یک نمونه روشن است. حکومتی که پشتوانه مردمی ندارد، نمی‌تواند با گروه‌های پوشالی دوام بیاورد.

هسته سخت همچنان مأمور اجرای سیاست‌های فرقه‌ای خامنه‌ای است. اما عمر این فرقه‌گرایی به پایان نزدیک شده است.

[سوپر تندروها اسم مستعار چماقداری؟!]

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)