زنان در اینجا به سادهترین بهانهها هر روز به طرز فجیعی کشته میشوند.
مبینا زارع، زنی سی ساله که نامزد سابقش او را به دلیل جواب رد به ازدواج، در کوره آلومینیومی انداخت و سوزاند. (۱ آبان ۱۴۰۴)
هانیه بهبودی، قهرمان مچاندازی را شوهرش خفه کرد و مچ دست او را شکست. (۱۶ خرداد ۱۴۰۴) هانیه قصد داشت به زودی مربیگری این رشته را آغاز کند اما راهی قبرستان شد.
زهرا قائمی که خود پژوهشگر مطالعات زنان دانشگاه تهران بود، شب در هنگام خواب به دست شوهرش خفه شد. (۱۶ مهر ۱۴۰۴)
منصوره قدیری جاوید، خبرنگار ایرنا بود که با ضربات دمبل و چاقوی شوهر وکیلش جان باخت. (۱۹ آبان ۱۴۰۳)
قتل فجیع زنان، امروز در صدر اخبار ایران نشسته است و آقایان تصمیم گیرنده در بحبوحه قتل مبینا که جسد سوختهاش را در اطراف تهران یافتهاند، کلیات طرح قانون مهریه را تصویب کردهاند!
با قتل دهشتناک هر زنی در ایران، آقایان تیشهای دیگر بر پیکر بی جان مهریه وارد کردند! در واقع به جای آن که پیشتر از حساسیت جامعه به تمهیدات قانونی برای جلوگیری از تکرار چنین فجایعی بپردازند مثلا طرحی در تساوی دیه زن و مرد در قتل ارائه بدهند تا مردان نتوانند با کشتار زنان به راحتی از مجازات قسر در بروند[۱]، سریع و پشت سر هم مهریه، این حق اسلامی زنان را در ازدواج بی اعتبارتر میکنند تا آن که دیگر از مهریه جز نامی باقی نماند و شوهران بتوانند بیرحمتر به جان زنان بی پناه بیفتند.
مهریه دو کارکرد اساسی داشت: یکی پشتوانه مالی زن بود در جدایی یا فوت شوهر و دیگر ابزاری در دست زن بود برای چانهزنی در دهها حقوق نداشته و نگهداشتن مرد در زندگی مشترک. با تغییرات تازه، دیگر مهریه هر دو کارکرد خود را از دست میدهد. چگونه مهریه که نص صریح متون اسلامی است قابل دستبردن است اما به بحث دیه و ارزش جان زنان، ارث و دیگر تبعیضها علیه زنان که میرسیم وحی الهی است و قابل هیچگونه تغییری نیست؟
اینجا کاستن از تنها حق زنان شرعی و قانونی است و اصلاح دیگر تبعیض های قانونی علیه زنان که متناسب با جامعه امروز نیست، برخلاف دین و وحی الهی است؟!
اینجا در کوره انداختن زنان یا بریدن سر زنان و چرخاندن آن در شهر[۲] اشکال چندانی ندارد اما احساس خطر یک مرد از زندان سراپا اشکال است، چنان که هر ماه جلسه پشت جلسه گذاشتند تا دیگر هیچ مردی به دلیل زندان رفتن، بابت مبلغی که خود آن را متقبل شده و امضا کرده احساس نا امنی نکند و با خیال کاملا راحت زندگی به اصطلاح مشترک تشکیل دهد و دستش برای انواع خشونت، ظلم و کنترل زن باز باشد.
و گویا هیچ فکر نکرده اند که این مرد را پس از تشکیل خانواده چه اهرمی در آن زندگی که به هر حال بالا و پایین دارد، نگه دارد؟ تا پیش از این اهرم مهریه برای بسیاری از شوهران کارساز بود و آنها را در زندگی نگه می داشت اما مردی که خود حق طلاق یکجانبه دارد، حق تعدد اختیار همسر دارد و از مهریه هم به راحتی میتواند سر باز بزند و هیچ مانعی بر سر راهش نیست چرا طغیان نکند و سر زندگی اولیه بماند؟
پرسش دیگر این است که زنان که از ابتدا ارث برابر ندارند، اجازه اشتغالشان نیز با ازدواج دیگر در دست خودشان نیست، مهریه هم دیگر پشتوانه آنها نیست با مردانی که به راحتی ممکن است آنها را رها کنند، ممنوعالخروج کنند، فرزندانشان را از آنها بگیرند، با زنان دیگر در ارتباط باشند به چه دلیل و پشتوانهای تن به ازدواج و قید زندگی این چنین بدهند؟ از گوشه و کنار بسیار میشنوم زنان در واکنش به بیاعتنایی قانونگذاران نسبت به شیوع زنکشی و در عین حال بی اعتبار کردن مهریه میگویند نه تنها از ازدواج که از هرگونه ارتباط با مردان که -به دلیل دیۀ بیشتر- از مصونیت مجازات در برابر قتل زنان برخوردارند، پرهیز خواهند کرد.
اینکه دیه زن از بیضه چپ مرد کمتر باشد و دیه زن از جنین با جنسیت نامشخص کمتر باشد وهن قانون است و نشاندهنده آن که قانون نمیخواهد خودش را با رشد اجتماعی زن امروز هماهنگ کند. چرا برای اصلاح این قانون تحقیرآمیز قدمی برداشته نمیشود؟ آیا این قانون تاکنون به قتل صدها و هزاران زن نینجامیده است؟ آیا جان زنان در کشوری که ادعای حقوق حقه انسانها را دارد ارزشی ندارد؟ چند زن دیگر باید به دست شوهرانشان خفه یا سوزانده شوند و آب از آب تکان نخورد؟ مگر نبود شوهر فاطمه بریهی[۳] که بابت کشتار بی رحمانه فاطمه و بریدن سر او (۲۵ خرداد ۱۳۹۹) تنها چهار ماه حبس کشید و آزاد شد؟
آقایان! زنان امروز، آگاه و کاردان هستند و مانند قدیم که ناچار به شوهر کردن و سپس سوختن و ساختن بودند نیستند. زنان آگاه امروز دیگر تن به امضای چنین سندی بدون مهریه و حق طلاق و دهها حقوق نداشته نمیدهند. حتی اگر راههای دیگر همچون ورود به دانشگاه را با سهمیهبندی جنسیتی محدود کنید، زنان را در آخرین رده اولویت اشتغال بگذارید و تنها راه ازدواج را باز بگذارید باز هم به این تنها راه نا ایمن قدم نخواهند گذاشت.
آقایان! بی اعتبار کردن مهریه تنها بی پناه کردن زنان نیست که سست کردن بنیان خانواده است.
آقایان! ناچیز کردن مهریه تنها ناچیز کردن حق زنان نیست، چون زندگی زنان و مردان درهم تنیده و با هم در پیوند است. چه بسیار اتفاق افتاده که بیچارگی و غصه دختران در ازدواج، به بیماری و حتی مرگ پدرانشان انجامیده، پس بی حق کردن زنان، زنجیرهای از نا امنی، نابسامانی و ناهنجاری را برای هر دو جنس در پی دارد.
آقایان! آسان کردن ازدواج با بی حق کردن زنان در ازدواج پدید نمیآید. زندگی مشترک باید دو کفه برابر در پیش زمینه داشته باشد. برداشتن یکی از کفه ها از نخست تنها به ناکارآمدی ترازو می انجامد، برای ازدواج آسان اگر قصد برداشتن مهریه را دارید باید دیگر حقوق زن را به طور برابر به او بازگردانید در غیر این صورت، نه تنها آمار ازدواج کاهش مییابد که آمار طلاق و گسستن زندگیها بیگمان به طرز چشمگیری رو به افزایش میرود. زنان با در نظر داشتن زنکشیهای فجیعی که خم به ابروی تصمیمگیرندگان نمیآورد و به جایش حق زن را ناچیزتر می کنند، به نظر شما چه تصمیمی خواهند گرفت؟
دکتر یاسمن آرنگ
[۱] مردان به دلیل نابرابری دیه زن و مرد، با قتل زنان – معمولا پس از مدتی از زندان آزاد می شوند و – مجازات متناسب با جنایت شان دریافت نمی کنند.
[۲] مونا حیدری، که شوهرش سجاد حیدرنوا سر او را برید و در شهر اهواز چرخاند.
[۳] – همسر فاطمه با نام حبیب بریهی در آبادان فاطمه را سر شط سر برید در ۲۵ خرداد ۱۳۹۹ خودش را معرفی کرد و در ۲۴ مهر ۱۳۹۹ آزاد شد.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.