به نظر می‌رسد برداشت نادرستی از مقوله آزادی بیان در ایران وجود داشته باشد و حقیقتا چنین تلقیات نادرستی موجب شگفتی است. بیان و آزادی مربوط به آن موضوعی چندوجهی است، اما یکی از مهمترین وجوه آن قدرت است. بیان، معادل قدرت است، زیرا هم زائیده قدرت است و هم زاینده آن. بیان در اصل قدرتی است که از امر متعال نشات می‌گیرد و خود را در عالم شهادت آشکار می‌کند. اکنون حوصله‌ای برای ورود عمیق در این موضوع ندارم اما از وجه سیاسی، آزادی بیان یعنی آزادی ایجاد کانون‌های قدرت در عرض کانون‌های دیگر قدرت. به همین سبب است که شرط لازم آزادی بیان، آزادی برساخت‌ها و منتجه‌هایی است که از بیان نشات می‌گیرد و مستقیما در تصمیمات کلان سیاسی تاثیر می‌گذارد. بیان امری زنده است و تطور پیدا می‌کند همانگونه که موجودات زنده تطور می‌یابند.
در فضایی که همه بتوانند مکنونات قلبی خود را بازگو کنند اما چنین بازگویی منتج به شکل‌گیری قدرتی نشود که مستقیما در فضای عمومی بازتاب یابد و آن را متطور کند، آزادی بیانی وجود ندارد. اگر قدرت سیاسی بتواند بازگویی اندیشه‌ای را آزاد کند اما از تطور آن در صورت‌هایی از قدرت سیاسی یا اجتماعی ممانعت به عمل آورد، عملا شرط ضروری آزادی بیان را ممتنع گذاشته است. مسئله، آزادی پیش یا پس از بیان نیست، آزادی بیان موضوعی عمیقأ فلسفی است و از جنس قدرت است، قدرتی که خود را در صورت‌های بسیاری بازتولید می‌کند تا تمام جوهره خود را آشکار سازد و در این آشکارگی است که جوهر خود را ارتقاء داده و دوباره آن را برمی‌سازد. فقط امر مقدس یا آفریننده نیست که جهان را می‌آفریند، آفریننده خود در فرایند آشکارگی جهان و در تطور آن آفریده می‌شود. ایده‌ای نیست که صرفا خود را در بستر تاریخ متحقق کند تا به تمامی بر خود آگاه شود، ایده خود در فرایند تحقق خود، آفریده می‌شود، زیرا آگاهی آفرینندگی است (در اندیشه مزدیسنی بندهشنی، امر داننده صرفا بعد از آفرینش است که به امر تمام، به توانای کامل تبدیل می‌شود).
از تمام گفتم و تا یادم نرفته عنوان کنم که خدای بزرگ مصری یعنی اتوم که از ریشه تم گرفته شده به دو معنی به کار می‌رود: کامل و بی‌نقص و دیگری تمام کننده و پایان‌بخش ‌finisher. احتمالا این خدا باید منشأ واژه تمام عربی باشد که دقیقا به همین دو معنی به کار می‌رود و همچنین واژه عبری تام که دقیقا به همین معنی است. نزدیکترین فرم آن در ادبیات اسلامی احتمالا واژه صمد است که به معنی خودبودگی، خودبسندگی و سرشاری است، چیزی که در اثر سرشاری از خود بیرون می‌آید و در بیرون خود سریان می‌یابد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)