سیاست‌نامه راهبرد وفاق، «تامین مستقل امنیت»، یا لرزه سقوط و سرنگونی؟!

«سیاست‌نامه راهبرد وفاق برای تأمین امنیت ملی مبتنی بر رویکردی تاریخی به مسائل امنیت ملی ایران»، عنوان طرحی است که ظریف در میانه دعوای باندی روز دوشنبه۱۵ بهمن ۱۴۰۳ آن را رونمایی کرد. نگاهی به این موضوع.

محمدجواد ظریف در جلسه رونمایی و دفاع از این سیاست‌نامه گفت «در غرب و حتی خود ایران هم آنچه جا افتاده این که ایران در ضعیف‌ترین و خطرناک‌ترین حالت خود قرار دارد. این‌طور روایت می‌کنند که توان آفندی ایران ضعیف است، توان پدافندی ایران تضعیف شده. روایت دوم این که ایران در این شرایط ناگزیر به سمت سلاح هسته‌ای می‌رود و اینطور نتیجه می‌گیرند که در فاصله بین ضعف ایران تا رسیدن به سلاح هسته‌ای، باید استفاده کرد و ایران را مورد حمله قرار داد.

ما باید امروز این روایت را ‌بشکنیم و راهبرد درست در این زمینه از سوی معاونت راهبردی، پس از ماه‌ها تحقیق در قالب یک سیاست‌نامه تهیه شده است.»؛ خود حدیث مفص بخوان از این مجمل!

سیاست‌نامه راهبرد وفاق در ۲ بخش، یک، رویکرد تاریخی به امنیت ایران و دو «تبدیل دستاورد امنیتی به امنیت و پیشرفت پایدار» و در ۱۰ محور با ردیف‌های زیرمجموعه‌اش، تنظیم شده است.

سیاست‌نامه راهبرد وفاق در مقدمه از درگیری‌های منطقه‌ای در غرب آسیا که اتفاق‌نظر همگان بر سر آن است که خامنه‌ای خود آغاز‌گر آن بود شروع می‌کند. بارها نیز شرایط منطقه در سند تکرار می‌شود؛ گواهی بر ترس از عواقب آتش‌افروزی خامنه‌ای.

سند به ضرورت ابتکار عمل برای تامین امنیت برای حاکمیت ملایان می‌پردازد. تهدیدهای حاکمیت ملایان را برمی‌شمارد. فقدان مشروعیت ملایان را در قالب گزاره «چالش مفاهمه با بخش‌هایی از مردم» برجسته کرده و نیاز حاکمیت به «مفاهمه با مردم» [بخوانید ترس از قیام و اعتراضات]، را بیان می‌سازد.

یک بام و دو هوای چالش با آمریکا و سند تعامل با جهان در سیاست‌نامه ظریف!

سیاست‌نامه راهبرد وفاق، مستمرا و لاجرم ضمن اشاره به «تحولات اخیر در آسیای غربی»،‌ ترس حاکمیت از برجسته‌شدن سر مار در تهران را به نمایش می‌گذارد و از آن با عنوان «مبانی جدید تعامل در سیاست خارجی برای تامین امنیت ملی» یاد می‌کند.

سپس با برشمردن وضعیت تاریخی ایران از ابتدای قرن نوزدهم میلادی، در چند محور ضعف‌های نظامی و امنیتی، اشغال ایران در جنگ‌های جهانی اول و دوم را یادآور می‌شود.

سپس با عبوری کوتاه از دوران دیکتاتوری پهلوی، با یادآوری گزاره‌های «شکست و ناتوانی در دفاع از مرزهای خود» و «یک و نیم قرن تحقیر ایران» در نظام‌های گذشته ایران، وارد دستاوردسازی برای حاکمیت ملایان می‌شود.

ظریف در سیاست‌نامه راهبرد وفاق در پرده چهارم، بین سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۹۸، برابر با ۱۹۷۹ تا ۲۰۱۹، را دوره «کسب و تثیبت قدرت در چالش با نظام بین‌الملل» تیتر می‌کند.

وی به جنگ خمینی با عراق، جنگ‌های آمریکا در افغانستان و عراق، حمایت ملایان از حزب‌الله در جنگ ۲۰۰۶ با اسرائیل، حمایت از حوثی‌ها، [در حالی که در این بخش آشکارا حمایت از حزب‌الله  و حوثی‌ها را معترف می‌شود، در بخش‌های دیگر سیاست‌نامه، ظریف از گروه‌های نیابتی تبری جسته و منکر می‌شود!]، اشاره می‌کند و می‌افزاید که ملایان توانستند در این دوره زمانی منافع خود را حفظ کنند!

سیاست‌نامه،‌ ویژگی اصلی این دوره را «به چالش‌کشیدن ساختار روابط بین‌المللی و در صدر آنها آمریکا» عنوان می‌سازد.

ظریف سپس در سیاست‌نامه راهبرد وفاق در «پرده پنجم»، از سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۳ را مرحله «رسیدن به موازنه» نام می‌نهد و ادعا می‌کند با سرنگونی پهپاد آمریکایی، حمله به عین‌الاسد، دو بار حمله موشکی به خاک اسرائیل، موجودیت سیاسی تحت حمایت آمریکا و غرب را در منطقه مورد حمله قرار داده است. [به خاطر داشته باشید تا در پایان، ظریف این سند را لازمه تعامل در سیاست خارجی و مذاکره‌جویی معرفی خواهد کرد!].

این همه داد سخن از «تامین مستقل امنیت» و دوری جستن از نیابتی‌ها برای چه؟

در اینجا ظریف در یک مرحله منکر «نیروهای نیابتی ایران»‌ می‌شود و مدعی می‌شود که حمله به اسرائیل تنها از خاک ایران صورت گرفته است. سپس هدف‌قرار دادن بیابان‌های اسرائیل از ترس حمله تلافی‌جویانه در ۱۰ مهر ۱۴۰۳ را نیز، دال بر «توانایی ایران برای ضربه‌زدن» معرفی می‌کند! در وصف آن نیز از تحمیل‌کردن «خط قرمزهای امنیتی» ملایان بر اسرائیل سخن می‌گوید!

سپس مجددا وارد این گود می‌شود که «وابستگی بازدارندگی ایران به نیروهای نیابتی» مشروط نیست و گروه‌های نیابتی را «نیروهای اصیلی» معرفی می‌‌کند که در مقابل اسرائیل «ایستادگی» می‌‌کنند.

ظریف سپس در ادامه سیاست‌نامه راهبرد وفاق، این نکات را به عنوان «توانمندی در دفاع از خود» پس از «یک‌و‌نیم قرن تحقیر» به ثبت می‌دهد و آن را به عنوان یک نقطه عطف در تاریخ ایران معرفی می‌‌کند.

از این نقطه، ظریف در قالب سیاست‌نامه راهبرد وفاق وارد به ثبت‌دادن گزاره و دستاوردی موهوم به نام «تامین مستقل امنیت» می‌شود که تا پایان سیاست‌نامه ۱۰ بار آن را تکرار می‌کند. ترجمان آن، یعنی دوری‌جستن از نیروهای نیابتی و البته ترسی که در پایان به آن خواهیم پرداخت.

سپس ظریف وارد این بحث می‌شود که حالا چگونه باید از این دستاورد استفاده کرد، این روایت را به گوش جهانیان و مردم ایران رساند، آن را جهت تامین بیشتر منافع استفاده کرد؟!

با این توصیفات سیاست‌نامه راهبرد وفاق وارد بخش دوم خود می‌شود. در بخش دوم، ظریف همواره حول نخ‌نبات تبدیل دستاورد «تامین مستقل امنیت» به «امنیت و پیشرفت پایدار» مانور می‌دهد.

ظریف خواهان آن می‌شود که باید از قبل این موهومات برای حاکمیت ملایان، دستاورد سیاسی، اقتصادی، فناورانه، اجتماعیو… تراشید. خود نیز چنین می‌کند!

ظریف سپس در سیاست‌نامه راهبرد وفاق صحبت از تغییر «نگاه تهدیدمحور» به «نگاه فرصت‌محور» می‌کند.

ترس از شرایط داخلی و بروز اعتراضات

ترجمان اظهارات ظریف و بندهای بخش دوم سیاست‌نامه راهبرد وفاق در این خلاصه می‌شود که باید نارضایتی‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و… در داخل کشور را کاهش داد، «التهاب‌های اجتماعی» و شکاف بین مردم ایران و حاکمیت را نیز، به تعامل با کشورهای منطقه پرداخت، فرآیند امنیتی‌سازی حاکمیت ملایان را متوقف کرد، تحریم‌ها را خنثی کرد، به عادی‌سازی روابط با جامعه جهانی پراخت، و…

سیاست‌نامه راهبرد وفاق سپس مدعی می‌شود که اصلی‌ترین شاخصه فعلی حاکمیت ملایان «دولت قادر و مطمئن به تامین مستقل امنیت خود» است! اما بلافاصله در بند بعد مجبور می‌شود اذعان کند که در نظام جهانی اقتصاد، حاکمیت ملایان در وضعیت ورشکستگی قرار دارد!

سیاست‌نامه راهبرد وفاق سپس به بایدها و بایسته‌های حاکمیت ملایان می‌پردازد که باید جایگاه خود در اقتصاد را به دست آورد! جنگ‌های باندی درون حاکمیت را کاهش داد. [سیاست‌نامه راهبرد وفاق: ایران بالاترین سطح فقدان توافق بین نخبگان سیاسی را دارد].

سپس زیان‌های جنگ باندی را به باند مقابل دولت یادآور می‌شود که باعث نارضایتی و اعتراضات در سطح جامعه می‌شود، و «دوگانه‌های نالازم» را پدید می‌آورد. دوگانه‌هایی چون «دوگانه مذاکره/مقاومت، دوگانه نگاه به شرق/مذاکره با غرب، دوگانه دیپلماسی/قدرت نظامی، دوگانه روسیه و چین/آمریکا و اروپا،» که دقیقا، نقطه تشدید جنگ باندی و اختلاف، تشتت و شقاق در حاکمیت ملایان است.

در ادامه ظریف در قالب سیاست‌نامه راهبرد وفاق، افتراق باندی داخل حاکمیت را عیان و عیان‌تر می‌سازد. «التهاب سیاسی، زخم خوردن گروه‌ها و افراد سیاسی، حاکم بودن جوی از بی‌اعتمادی، بدبینی افراد و گروه‌ها به یکدیگر، مناقشات شخصی و سویه‌هایی از بی‌اخلاقی سیاسی و استفاده از داغ‌کردن مناقشات برای یارگیری» عناوینی است که حال و روزهای این روزهای ظریف و تهاجمات باند مقابل علیه وی و دولت پزشکیان را برجسته می‌سازد.

[مذاکره‌جویی ظریف و جنجال سیاسی در درون حاکمیت!]

ترس از برجسته‌شدن سر مار در تهران در سیاست‌نامه ظریف

سیاست‌نامه راهبرد وفاق و ظریف سپس مدعی «دولت باظرفیت» شده  که «قادر به استحصال منابع، مالیات و…» از مردم باشد و برای تحقق امر موهومی چون «وفاق» زمینه‌سازی می‌کند. همان که دولت پزشکیان از ابتدای روی‌کارآمدنش انجام می‌دهد، یعنی دست‌در‌جیب مردم!

در این زمینه نیز ظریف باند مقابل را به «وحدت و وفاق» فرا می‌خواند و از سرانجام کارهای باند رقیب هشدار و انذار می‌دهد که «هم‌بسته جامعه-حکومت» از این طریق مجال بروز ندارد.

ظریف در این بین، چند بار انتخابات ۱۴۰۳ ملایان را نیز به رخ باند مقابل می‌کشد و از آنان می‌خواهد به نتیجه آن تن دهند و گر نه حاکمیت با توجه به مشکلات و ابربحران‌های سیاسی، اقتصادی، محیط‌زیستی، اجتماعی، نارضایتی‌های اجتماعی و… دچار دردسرهای فراوانی خواهد شد.

در ادامه سیاست‌نامه راهبرد وفاق، ظریف مدعی «ایران برای همه ایرانیان» و خارج‌سازی حاکمیت ملایان از «قاب امنیتی‌سازی» [بخوانید ترس از اجماع جهانی علیه حاکمیت ملایان و برجسته‌شدن سر مار در تهران] می‌شود.

در پایان نیز سیاست‌نامه راهبرد وفاق به عنوان «توافق و راهبرد پیشنهادی تامین امنیت ملی، مبتنی بر وفاق» معرفی می‌شود که با «امنیتی‌سازی» حاکمیت ملایان مقابله می‌کند و می‌خواهد «حمایت همه ایرانیان در داخل و اکثریت در خارج» را جلب کند!

و افزوده می‌شود که سیاست‌نامه پیشنهاد اولیه است، می‌شود آن را ارتقاء داد و «مهم آن است حاکمیت به راهبرد اعلامی کارکردهای مناسب امنیت‌ساز و تامین‌کننده امنیت» دست یابد، نه گویی که در طول سیاست‌نامه، بارها ذکر شده است که «تامین مستقل امنیت» حاصل شده است!!!

توصیه نیز می‌شود که متن نهایی سیاست‌نامه راهبرد وفاق «به‌عنوان ابزاری برای مفاهمه با مردم و اجماع‌سازی در داخل استفاده» استفاده شود، بخوانید گدایی مشروعیت از مردم ایران! در ترس از اعتراضات پیش رو و مذاکره‌جویی در خارج.

چند نکته پیرامون سیاست‌نامه راهبرد وفاق

آنچه از پیدا و پنهان سیاست‌نامه راهبرد وفاق و اظهارات ظریف برمی‌آید چنین است که؛ ظریف تلاش دارد که تصویری مقتدر و باامنیت، هر چند موهوم، از حاکمیت ولایت فقیه ارائه دهد.

وی در سیاست‌نامه رهبرد وفاق، ۱۰ بار گزاره «تامین مستقل امنیت» را برای حاکمیت، دستاورسازی می‌کند، اما در پایان هدف و راهبرد سند مزبور را، بی‌هیچ تناقضی، همین گزینه عنوان می‌سازد! یعنی تامین مستقل امنیت نداشته!!!

ظریف حاکمیت ملایان را با تکرار مکرر گزاره «دولتی قادر به تامین امنیت مستقل» از گروه‌های نیابتی جدا کند. دلیل نیز پر واضح است.

پس از ضربه‌های عمیق که به عمق استراتژیک خامنه‌ای و نیروهای نیابتی‌اش خورد و بسیاری صحبت از سر مار در تهران می‌کنند، حالا ظریف با این گزاره سعی در جداسازی حاکمیت ملایان و گروه‌های نیابتی‌اش را دارد که آتش به بیت خامنه‌ای نرسد.

چرا که ظریف و شرکاء به خوبی سایه تهدید و جدی‌شدن آن را در بالای سر حاکمیت احساس می‌کنند، پیش از هر تهدید دیگر نیز، تهدید از جانب مردم ایران و قیام و اعتراضات داخلی را.

ظریف ترس از به اهتزار در آمدن سایه جنگ بر سر حاکمیت ملایان را بارها تحت عناوین مختلف، به باند مقابل گوشزد می‌کند و به آنان هشدار و انذار می‌دهد که اقدامات آنان، حاکمیت را درگیر جنگی می‌کند که فرجامش، نافرجام ملایان است.

از سوی دیگر ظریف سیاست‌نامه مزبور را بی‌‌آنکه بدان اشاره‌ای کند، وسیله‌ای قرار می‌دهد که باند مقابل را وادار به پذیرش مذاکره‌‌جویی با آمریکا کند.

در یک کلام سیاست‌نامه راهبرد وفاق، را جز شرح حال احتضار دیکتاتور در حال سقوط، البت به زبان معکوس، نمی‌توان دید و دانست! که خطرات متوجه حاکمیت را هشدار می‌دهد و راه و چاره را مذاکره‌جویی معرفی می‌کند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)