تا زیدآبادی چند تیر برق فاصله است؟
احمد زیدآبادی از اصلاحطلبان قلابی در مطلبی با عنوان «کم رنگ شدن وفـاق، دولت پزشکیان با چه شرایطی روبهروست؟» دگردیسی حاکمیت ملایان از وفاق به ستیزهجویی با دولت پزشکیان را تبیین کرده است.
زیدآبادی ابتدا به کلیدواژه دوگانه حاکمیت حجاریان در زمان محمد خاتمی میپردازد و میافزاید این معنایی منفی دارد و فقط در گذار از یک حاکمیت به حاکمیت دیگر کاربرد دارد و در درون یک حاکمیت وضعیتی مخرب به بار میآورد.
وی سپس ادامه میدهد که به رغم وخامتباربودن این دوگانگی، برخی از اصلاحطلبان قلابی پزشکیان را بر این اساس به منازعه با سایر ارکان قدرت در حاکمیت ملایان تشویق میکنند بدون آنکه به تاثیرات مخرب آن آگاه باشند.
زیدآبادی ادامه میدهد متقابلا اصولگرایان مرتجع نیز که خود از عوامل دوپایگی و دوگانگی حاکمیت هستند به جدال برخاسته و موضوع را به سرعت امنیتی میکنند.
وی سپس به دوران روحانی اشاره میکند و میافزاید که برآیند این دوران برای مردم به معنای پنجرشدن چرخ دولت و ناتوانی آن در مشکلات جامعه است. در نتیجه باید با آن خداحافظی کرد.
زیدآبادی دلسوزتر از اصولگرایان مرتجع برای خامنهای!
وی ادامه میدهد این طیف به تحریمیهای انتخابات در سال ۴۰۰ تبدیل شدند. با این توصیف رئیسی بر کرسی مجریه نشست و حاکمیت یکپایه شد. اما با کشتهشدن رئیسی، شورای نگهبان پزشکیان را تایید صلاحیت کرد که دیدگاه انتقادی نسبت با دیگر ارگان قدرت ثروت در حاکمیت ملایان داشت.
در واقع در حالی که زیدآبادی لقب اصلاحطلبان قلابی را یدک میکشد از آنجا که به فکر حفظ حاکمیت ملایان و یکدستی آن است بر اساس ظواهر امر، از تایید صلاحیت پزشکیان ناخشنود مینماید که مجددا اسباب دوپایگی حاکمیت شد!
زیدآبادی میافزاید این موضوع نوعی سردرگمی در اردوی ملایان ایجاد کرده است. برخی میپرسند با نظرات متفاوت پزشکیان آیا دوباره دوپایگی در حاکمیت رخ نخواهد داد؟ درصورت پاسخ مثبت، پس چرا تایید صلاحیت شده است؟ مگر بالای حاکمیت به دنبال یکپایگی و انقباض نبود؟
وی سپس پاسخ میدهد که به طور قاطع این گونه نبوده است. یعنی رأس هرم حاکمیت نسبت به دوپایگی حساس و در نقطه مقابل آن بودهاند. از این رو تصدیگری پزشکیان این پیام را به جامعه میدهد که «تجربه تلخ» دوپایگی در کشور قرار است تکرار نشود. و گویا زیدآبادی از این بابت بیشتر از اصولگرایان مرتجع نگران است!
زیدآبادی میافزاید بدین ترتیب سایر دستگاههای حاکمیتی خود را برای همراهی و وفاق با پزشکیان آماده کردند تا اجماعی «درون حکومتی» به وجود بیاید. پیشزمینه این همراهی را نیز شرکت مردم در انتخابات ریاستجمهوری ملایان به ثبت میدهد. در حالی که به اذعان رسانههای حکومتی انتخابات اخیر با تحریم حداکثری مردم ایران روبرو شد.
در نبود مشروعیت مردمی، تبدیل سراب وفاق به ستیزه
وی در ادامه میافزاید در ابتدای کار پزشکیان کار خوب پیش میرفت. اما با گذشت زمان وضعیت عوض شد. نشانهها کمرنگ شد. امروز «ستیزهجویی علنی» مجلس و نمایندگان از برخی جریانها وضعیت دولت پزشکیان را بدتر از دور دوم حسن روحانی کرده است.
البت از نخست ماهیت این گفتار و جستار زیدآبادی مشخص مینمود. این رساله وی، قطعا به موضوع اجلاس داووس و ظریف و دعوای حاکمیتی گسترده بر سر آن ختم میشود و چنین نیز میشود.
در ادامه زیدآبادی بر روی این نکته انگشت تایید گذاشته و مینویسد نمونه این «ستیزهجویی» را در دعوا بر سر اظهارات ظریف در داووس دید! دگردیسی از وفاق به ستیزه در کسری از ثانیه!!!
وی سپس ادله میآورد که ظریف به تصمیم خود به داووس نرفته است. طبق میل شخصیاش سخن نگفته است. نظرات او نظرات پزشکیان است. با این وجود این میزان از «هتاکی» و… از سوی افرادی با موقعیت رسمی در نهادهای حاکم چیست؟ آیا دوباره حاکمیت دوپایه و دوگانه ایجاد شده است؟
زیدآبادی سپس به مالهکشی روی میآورد که با این وضعیت حاکمیت، نه تنها مشکلی حل نمیشود بلکه عمده انرژی دولت صرف معضلات باندی و اختلافات این چنینی میشود.
وی سپس نمونههای دیگر از «خنثیسازی»های پزشکیانی از قبیل قانون «عفاف و حجاب» و رفع فیلترینگ برمیشمارد و میافزاید این اشتغال حتی اگر مثبت باشد سودی به حال مردم ندارد و مشکلات اصلی مردم را حل نمیکند.
به دیگر بیان وی معترف میشود که انرژی دولت پزشکیان صرف جنگهای زرگری با باند اصولگرایان مرتجع میشود و نه حل و فصل عدیده مشکلات مردم که امان مردم را بریده است.
دعوای باندی و دود آن در چشم مردم ایران
وی استناد میکند که اصولگرایان مرتجع این دعوا را برای علایق و منویات خود میخواهند. تا یکپایگی را به حاکمیت برگردانند. از سوی دیگر اگر صحبت علائق آنان بود که کاندید آنها رای میآورد! زیدآبادی سپس میافزاید هیچ رئیسجمهوری در هیچ کجای جهان برنامههای خود را رها نمیکند تا برنامههای رقیب را اجراء کند!!!
وی ادامه میدهد دامنزدن به «نزاعدرون سیستمی» و «نمایش دوگانگی در حاکمیت» جر تلفشدن انرژی دولت اثری ندارد. دود آن به چشم دولت و جامعه میرود و نباید به آن تن داد.
زیدآبادی سپس یک دوراهی بر سر راه پزشکیان میگذارد. ابتدای ادعای رای مردم برای پزشکیان میکند. سپس میافزاید که یا باید دیگر ارکان حاکمیت با پزشکیان همکاری کنند. یا وی باید در کمال مسالمت به سر کار قبلی خود بازگردد.
مخلص کلام آن که زیدآبادی مانند اصلاحطلبان قلابی دلش برای پزشکیان نسوخته و نمیسوزد. پیشتر از آن دلش اصلا و ابدا برای مردم ایران نمیسوزد. دغدغه زیدآبادی حاکمیت ملایان است که باید سر پا بماند حالا با هر ترتیب و اوصافی. اما یکپایه و یگانه!!!
اینجاست که سخن شهابالدین طباطبایی، «دبیرکل حزب اصلاحطلب ندای ایرانیان» در مورد زیدآبادی نیز مصداق مییابد.
وی در گفتگویی با، امیرحسین ثابتی از جبهه پایداری در بهمن ۱۴۰۲ گفته بود «مردمی که در خیابان فحش میدهند، من و شما (اصلاحطلبان قلابی و اصولگراین مرتجع) را مانند هم میدانند. از اصلاحطلبان بیشتر بدشان میآید… معتقدم اگر در این کشور اتفاقی بیفتد بین محمد خاتمی و احمد خاتمی ۶ تیر چراغ برق فاصله است. الان که معتقدم اولی محمد خاتمی است و به سید احمد خاتمی نمیرسد.»
[چرا اصلاحاتیها از پزشکیان سرخورده شدهاند؟]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.