هدفم از نوشتن این روایت، فقط بیان یک تجربه نیست. گفتن این تجربه یعنی ایستادن در برابر فرهنگی که آزار را کوچک میشمارد و با یک عذرخواهی سطحی میخواهد از آن عبور کند.

چهارشنبه، دومین روزی بود که مشغول چپ چینی برای سایتی خبری بودم. صبح زود تماس گرفتم و دبیر ازمن خواست شصت خبر را در حوزه های خبری توافق شده، آماده کنم. حدود یک ساعت بعد، دوباره زنگ زد. لحن صمیمانهای داشت، انگار که سالهاست مرا میشناسد. ناگهان پرسید: «تو پیام …را فرستادهای؟» با تعجب جواب دادم: «نخیر.»
لحن من از همان ابتدای همکاری رسمی بود. اما او ناگهان گفت… وقتی من اعتراض کردم که «خجالت نمیکشی؟»، پاسخ داد: «چرا خجالت بکشم؟ دوست دارم!» و دوباره همان حرفها را تکرار کرد.
روز اول همکاریمان هم گفته بود: «شما مرا بلاک کردهاید و نمیتوانم با شما تماس بگیرم.» وقتی گوشی را چک کردم، دیدم راست میگوید. اما به خاطر نیاوردم چرا شمارهاش بلاک بوده. بعد از شنیدن حرفهای روز دوم فهمیدم که احتمالاً در گذشته هم در جریان آگهی دیگری مزاحمتی ایجاد کرده بود و من به همین دلیل شمارهاش را مسدود کرده بودم، هرچند وقتی آگهی استخدام را دیده بودم یادم نیامده بود.
وقتی تماسش را قطع و دوباره بلاکش کردم، با شمارههای دیگری زنگ زد و پیامک گذاشت که «بلاک نکنید، قصد دلجویی دارم.» اما حالم انقدر بد بود که نمی توانستم دوباره صدایش را بشنوم حرفی که زده بود تعرض غیرفیزیکی بود.
پنجشنبه به ادمین کانال رسانه پیام دادم و از آزار کلامی دبیر گفتم. اما آنچه برایم تراژیک و آزاردهنده بود، پیامی بود که دبیر برای ادمین کانال فرستاده بود: «حرف خاصی نزدم و حتی عذرخواهی هم کردم!»اما در آن لحظه من اصلاً توان شنیدن عذرخواهی نداشتم و نوشتن اینکه قصد دلجویی دارد اصلا عذرخواهی نبود.
بعد از چند روز و در صحبت با دوستی عزیز که خود بازمانده تجاوز است به این نتیجه رسیدم که ببینم واقعا قصد عذرخواهی داشته و چه می گوید. تصمیم گرفته بودم نامش را و تصویرش را در فضای مجازی منتشر کنم، اما حرفهای دوستم باعث شد اول به دبیر گوش دهم. پیامک زدم که گویا قصد عذرخواهی داشتید. در جواب پیام زنگ زد و گفت انتقال داستان به ادمین کانال رسانه درست نبوده است و من ابروی او را پیش مدیرمسئول سایت برده ام و گفت: چرا این کار را کرده ام! گفتم :برای اینکه با زن دیگری این کار را نکند.
از صدایش مشخص بود که واقعا آبرویش رفته و همین قدر برای من کفایت می کرد زیرا مشخص بود دست و پایش را جمع خواهد کرد و امیدوارم در آینده با هیچ زن دیگری چنین رفتاری را تکرار نکند.
عدالت ترمیمی و جایگاه عذرخواهی
ذهنم هنوز درگیر عذرخواهی و ویژگی های آن است و اینکه چطور می شود به این اطمینان رسید که فرد آزارگر دست از آزارگری برخواهد داشت. در رویکرد عدالت ترمیمی (Restorative Justice)، عذرخواهی یک رکن مهم است؛ اما نه هرعذرخواهیای. عذرخواهی باید واقعی، عمیق، همراه با پذیرش مسئولیت و تغییر رفتار باشد. عذرخواهی سطحی یا صرفاً برای رفع مسئولیت، نهتنها کمکی به بازسازی اعتماد نمیکند، بلکه میتواند دوباره برای آزاردیده یادآور رنج و تحقیر باشد.
در عدالت ترمیمی، برخلاف رویکردهای صرفاً تنبیهی، تمرکز بر بازگرداندن شأن آزاردیده و ایجاد شرایطی برای ترمیم آسیب است.
برای کسی که آزار دیده، شنیدن یک عذرخواهی سطحی میتواند دوباره زخمها را تازه کند. زیرا مسئله فقط «کلمه عذرخواهی» را بر زبان آوردن نیست، بلکه بازگشت احترام به کرامت انسانی و بازگرداندن احساس امنیت و اعتماد از دسترفته است. از نظر من عذرخواهی زمان هم دارد گاهی فرد آسیب دیده چنان دچار انسانیت زدایی شده که برای شنیدن عذرخواهی نیاز به فاصله دارد.
چرا روایت میکنم؟
هدفم از نوشتن این روایت، فقط بیان یک تجربه نیست. گفتن این تجربه یعنی ایستادن در برابر فرهنگی که آزار را کوچک میشمارد و با یک عذرخواهی سطحی میخواهد از آن عبور کند.
از دیگر سو حمایت ادمین کانال رسانه از شکایت من مهم است. به نظرم وقتی مردان علیه آزار جنسی اقدام می کنند بسیار ارزشمند است زیرا عموما در ایران آزارجنسی علیه زنان مهم تلقی نمی شود و هنوز فرهنگ جامعه در این زمینه حساسیت ندارد. انتقال پیام به مدیر مسئول قدم بزرگی است که نشان می دهد کم کم ایجاد اشکال مختلف مزاحمت برای زنان از نظر مردان قبیح دانسته می شود و می توان به کاهش آن در جامعه امیدوار بود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.