قاچاق سوخت از نوع «وفاقی» آن
در حالی که مسعود پزشکیان رئیسجمهور ملایان اعلام کرده است که روزانه ۲۰ تا ۳۰ میلیون لیتر قاچاق سوخت در کشور وجود دارد، گمانهزنیهای فراوانی وجود دارد که حاکمیت ملایان خود دست در کار قاچاق سوخت دارد تا از این طریق برخی از هزینههای خود را پوشش دهد.
وقتی مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ملایان اعلام کرد که روزانه ۲۰ تا ۳۰ میلیون لیتر قاچاق سوخت روزانه در کشور وجود دارد، رسانههای باند اصلاحطلبان قند در دلشان آب شد و از «اعتراف صریح و شجاعانه» پزشکیان سخنها سر دادند.
گوئیا پزشکیان به کشف جدیدی نائل گشته است. اما همگان میدانند و بر کسی کتمانشده نیست که بیشترین قاچاق سوخت توسط ارگانهای ثروت و قدرت در حاکمیت ملایان صورت میگیرد و از این طریق سود هنگفتی برای دولت «باسلاح» حاصل میشود.
شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی ایران سالهاست وعده شفافیت، نظارت و بهینهسازی زنجیره سوخت را میدهد. با وجود تعریف صدها پروژه و صرف هزینههای سنگین، خروجی ملموسی ارائه نشده است. وظیفه اصلی این شرکت، یعنی حفظ سرمایههای کشور، همچنان با ناکامی مواجه بوده است.
یکی از این وعدهها، پروژه «میترینگ و مانیتورینگ زنجیره تولید و توزیع سوخت» است. هدف از این پروژه، پایش لحظهای زنجیره تأمین سوخت اعلام شده است. این شرکت ادعا میکند که این طرح، راهحل اصلی مشکل «قاچاق سوخت» است. این در حالی است که این شرکت طی دهه گذشته وجود قاچاق سوخت را بارها انکار کرده است.
برای کسانی که با زنجیره تولید و توزیع سوخت در حکومت ایران آشنا هستند، این مسئله تنها تأیید یک حقیقت تلخ بود. در طول یک دهه اخیر، بیکفایتی این شرکت باعث شده حداقل ۵۰ میلیارد دلار از سرمایههای نفتی کشور از دست برود. این سرمایهها به شبکههای مافیایی داخلی و خارجی منتقل شده است.
قاچاق انرژی از نوع وفاقی آن
تجهیز ۸۶ نقطه از زنجیره سوخت به سیستمهای میترینگ، در نگاه اول گامی بزرگ به نظر میرسد. اما هزینه ۲۲۰ میلیون دلاری اعلامشده برای این پروژه شبهات بسیاری ایجاد کرده است.
این مبلغ بسیار فراتر از استانداردهای جهانی است. از این رو بسیاری از تحلیلگران سوالاتی را مطرح کردهاند. آیا این هزینه واقعی است یا ترفندی برای ایجاد تردید در تصمیمگیری مدیران ارشد؟ یا شاید هدف، تأمین منافع گروهی خاص و مافیا قاچاق سوخت است؟
سابقه پروژههای مشابه از این دست در حاکمیت ملایان، این نگرانیها را تشدید میکند. طرح کهاب، که سال ۱۳۸۷، در زمان احمدینژاد با هدف شفافیت و کاهش هدررفت در زنجیره سوخت تصویب شد، هنوز بهطور کامل اجرا نشده است. این طرح قرار بود ظرف دو سال تحولی در مدیریت زنجیره سوخت ایجاد کند. اما پس از ۱۵ سال، بخش بزرگی از آن عملیاتی نشده و به نمادی از بیکفایتی تبدیل شده است.
احمدینژاد در دوران خود از سپاه پاسداران به عنوان «برادران قاچاقچی» نام برده بود که دست در قاچاق انواع کالاها و انرژی دارند.
صرف هزینههای سنگین برای پروژههای بینتیجه، شبهات در جامعه ایران پیرامون مدیریت و ادعای مبارزه با قاچاق سوخت را بیشتر کرده است. تجربه نشان داده که در ساختارهای انحصاری مانند حاکمیت ملایان، نظارت و شفافیت قربانی میشوند. در چنین ساختاری، راهحلهای پیشنهادی بیشتر به تقویت مافیا کمک میکنند تا حل بحران «قاچاق سوخت».
سوال اصلی این است که نهادی که سالها بحران «قاچاق سوخت» را کتمان کرده، آیا شایستگی ارائه و اجرای راهحل را دارد؟ طرح میترینگ با وجود کارکردهای مفید، ایرادات فنی آشکاری دارد. این سیستم میتواند دادههای دقیقی از تولید، توزیع و مصرف سوخت ارائه دهد. اما در نهادی که تاکنون ارادهای برای حل بحران نداشته، تحلیل این دادهها چگونه خواهد بود؟
شفافیت و رو شدن دست عاملان اصلی قاچاق سوخت
چه تضمینی وجود دارد که این دادهها دستکاری نشوند؟ مداخلات انسانی برای حفظ منافع چنددهمیلیارد دلاری مافیای «قاچاق سوخت» همچنان ممکن است. این سیستمها بدون نظارت مستقل، تنها فساد را پیچیدهتر میکنند. در طرح ارائهشده، دادهها همچنان قابلدستکاری هستند و مداخلات انسانی کاهش نیافته است. بیتوجهی به فناوریهای نوین دلیل اصلی این ضعفها است.
یکی از این نمونهها، پیشنهاد استارتاپ «انرکوین» بود که هفت سال پیش مطرح شد. این فناوری زنجیره تولید و مصرف سوخت را توکنایز میکرد و امکان جعل دادهها را به صفر میرساند. تمام اطلاعات در بستری شفاف و قابلپیگیری ثبت میشد.
این سامانه قابلیت اتصال به زیرساختهای موجود مانند سامانه هوشمند سوخت و سامانه دیسپچینگ را داشت. با این سامانه، «قاچاق سوخت» متوقف میشد و خدمات نوآورانه توسط استارتاپها امکانپذیر میشد. اصلاح نظام توزیع یارانه انرژی و اجرای سیاستهای تشویقی و تنبیهی مصرف انرژی نیز از مزایای آن بود.
اما این طرح توسط وزیر وقت نفت وتو شد و هرگز اجرایی نشد. این اقدام نشان داد ارادهای برای اصلاح ساختاری و استفاده از فناوری در حاکمیت ملایان وجود ندارد. در آبان ۱۳۹۸، به جای طرحهای فناورانه، سامانه هوشمند سوخت با اصلاح قیمتی اجرا شد. این اقدام به اعتراضات آبان ۹۸ منجر شد.
این راهکار نهتنها اساسی نبود، بلکه بخشی از یک راهحل بلندمدت نیز محسوب نمیشد. این طرح تنها منافع مافیای انرژی را حفظ کرد و جز تباهی نتیجهای نداشت. در حال حاضر نیز رسانههای حکومتی از ورود استارتاپها و فناوریهای نوین به زنجیره سوخت خبر میدهند، اما در عمل، نظارت مستقل همچنان وجود ندارد.
چرا که نظارت مستقل و شفاف به روشدن دست «برادران قاچاقچی» حاکمیت ملایان میانجامد. دادهها در مورد کمپانی عظیم حسین شمخانی در مورد قاچاق سوخت و تسلیحات در هفتههای اخیر خبرساز شده است.
[ناپدید شدن روزانه ۲۰میلیون لیتر سوخت؛ دستهای پشت پرده سپاه پاسداران!]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.