پیروی از گوبلز در حاکمیت ملایان
روزنامه حکومتی فرهیختگان در مطلبی تحت عنوان «شاگردان گوبلز» در روز ۱۵ دی ۱۴۰۳، به دروغدرمانی کارگزاران حاکمیت پیرامون مشکلات جامعه ایران و ناترازیهایی که بر آسمان ایران خیمه زده پرداخته است.
این روزنامه وضعیت سیاست داخلی حکومت ایران را «از حد تاسفبار گذشته» توصیف کرده که وارد مرحله «مضحکه» شده و «جماعتی سراپا اوهام و خیالات» مشغول «تنشآفرینی» هستند.
فرهیختگان از رسانههای اصلاحطلبان قلابی میافزاید در زمان دولت خاتمی هر ۹ روز یک بار اینان، (باند خامنهای) «مسئله» ایجاد میکردند اما حالا در دولت پزشکیان هر ۹ ساعت یک بار، در «حصارهای امن سیاسی و قضایی» قرار داردن و بدون پاسخگویی به هیچ مرجعی مشغول مسئلهسازی هستند.
فرهیختگان ادامه میدهد اینان به پیروی از گوبلز دروغ را هر چه بزرگتر میگویند و هیچ «کموکسری» هم نمیگذارند.
فرهیختگان ادامه میدهد به مصداق دروغهای گوبلز اینان اعتقاد داردند که دروغ باید آن چنان بزرگ باشد که هر کس آن را باور نکرد «گستاخ و بیعقل» باشد که «چنین بیشرمانه حقیقت را تحریف میکند».
فرهیختگان میافزاید از نظر اینان دروغ گوبلزی بیشتر در جامعه خورند دارد و مردم دروغهای کوچک را سریع از یاد میبرند! اما اگر دروغ بزرگی را که مدام تکرار کنید مردم آن را باور خواهند کرد.
فرهیختگان سپس استناد میکند که اینان در یک سیاست گوبلزی مدعی شدند که اگر هیچ کار هم نکنیم قیمت دلار ۱۵ هزار تومان کم میشود! با این ایده، اقتصاد کشور را در دست گرفتند و هر کاری کردند تا دلار را ۱۵ هزار تومان گران کردند!
فرهیختگان میافزاید اینان همچنین مدعی شدند که سالی یک میلیون مسکن میسازند اما آنقدر رقم پایین بود که حتی «رویشان نمیشوند آن را اعلام کنند» و در مورد تورم نیز چنان گفتند اما سرانجام کار چنان شد که در تورم هم رکوردهای تازه شکستند.
پراید به جای لامبورگینی
فرهیختگان در ادامه حمله به سیاستهای گوبلزی باند خامنهای و دولت رئیسی میافزاید یک میلیون شغل هم میخواستند ایجاد کنند اما دریغ از ایجاد شغل و مولد… گفتند «لامبورگینی تولید میکنند» اما قیمت پراید را چند برابر کردند و کیفیتش را نیز کاهش دادند.
فرهیختگان سپس میافزاید معنای سیاست در این مکتب چیزی جز «سراسر خالیبندی و خلافگویی» نیست. همان که فرهیختگان از آن با عنوان دروغ گوبلزی از آن یاد میکند.
فرهیختگان سپس در راستای ادعای سیاست گوبلزی دولت رئیسی به سیاست خارجی آنان اشاره میکند و میافزاید در این پهنه نیز سیاستهای «به شدت هزینهزا» پیشه کردند و باعث شکستهای «پیدرپی» برای حاکمیت شدند.
فرهیختگان سپس به موضوع پزشکی و سیاستهای گوبلزی باند خامنهای ورود میکند و ادامه میدهد با سیاست بازی با جان مردم، «ورود کرونا به ایران را دروغ محض» اعلام کردند و بعد هم به جای واکسن «عنبرالنسا» برای مردم تجویز کردند و با واردات واکسن معتبر مخالفت کردند. اشارت فرهیختگان به اظهارات شخص خامنهای است.
با این دستاویزها فرهیختگان ادامه میدهد اینا حالا که دستشان از دولت و اجرائیه ملایان کوتاه شده «فیلشان یاد هندوستان کرده» و ادعا میکنند که همین امروز میتوان قیمت دلار را به ۲۰ هزار تومان رساند. یک دروغ گوبلزی دیگر! و با این شعار ادعا میکنند که «حق ملت را از حلقوم کثیف شما بیرون میکشیم…»
اشارت فرهیختگان به اظهارات یاسر جبرائیلی از تدوینکنندگان برنامه اقتصادی رئیسی از باند خامنهای است که اظهارات فوق را ایراد کرده است.
دروغهای گوبلزی و دو باند حاکمیت
فرهیختگان ادامه میدهد اینان در زمان قدرت، فساد ۳.۷ میلیارد دلاری چای دبش را داشتند اما حالا میخواهند با سیاست گوبلزی قیمت دلار را به ۲۰ هزار تومان برسانند در حالی که در دولت خودشان قیمت دلار را از ۲۵ هزار تومان به بالای ۶۰ هزار تومان رساندند.
فرهیختگان ادامه میدهد مسئله فقط رانت است و چون رانت اینان قطع شده است میخواهند دوباره به آن بازگردند و از آن سود ببرند و «آنان مار میکشند ولی مار نمینویسند».
فرهیختگان سپس به اظهارات پزشکیان دست میآویزد که اینان چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی از ارز ترجیحی رانت فراوانی بردند و سپس میافزاید که باید این رانت را «از حلقوم این جماعت رانتخوار بیرون کشید» میافزاید «آنان فقط در یک محیط رقابتی است که به حاشیه میروند و پوسیده میشوند.»
فارغ از مکتوبات فرهیختگان و ادعای سیاست گوبلزی در مورد باند خامنهای باید افزود که این سیاست نه تنها شامل باند خامنهای و مهرههای آن میشود که شامل اصلاحطلبان قلابی و دولت روحانی و دیگرانی از این دست نیز میشود.
حالا اما با دستاویز قرار دادن عملکردهای ورشکسته باند خامنهای و… فرصت را غنیمت میشمارند تا با باند خامنهای از طریق تاختن به سیاست گوبلزیاش بتازند.
این همواره از قانونمندیهای دوران در دست گرفتن اجرائیه خامنهای توسط اصلاحطلبان قلابی است که کاسه و کوزهها بر سر آنان شکسته شود.
اما اینان نیز چون فضایح باند خامنهای و کسانی چون احمدینژاد و رئیسی را پیش روی دارند و آن را بر سر باند خامنهای و کارگزارانش میکوبند.
در یک کلام در سیاست گوبلزی دو باند حاکمیت چیزی کم از یکدیگر ندارند.
[روحانی؛ رئیس جمهور یا گوبلز ناشی؟!]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.