فروپاشی؟

یک.آیافروپاشی سرنوشت حتمی سامان سیاسی است؟ به فروپاشی می توان چون یک احتمال وگزینه احتمالی فکرکرد.اماتحلیلی بخت انگارانه که قاطع و پیشگویانه از فروپاشی زودهنگام خبر می دهد رهزن است.

در تحلیل وضع موجود ،نخبگان و تحلیل گران با هرگرایشی، راست یاچپ،بر تداوم وتنوع بحران هاوناکارامدی نظام سیاسی توافق دارند.

تداوم بحران ها خطر زوال و فروپاشی را به دنبال دارد،به ویژه اگرمتغیر و عامل خارجی چون بازآمدن ترامپ آن را تشدید کند.

چکیده وضع موجود را می توان دریادداشت «خطر سرماخوردگی حکمرانان» از دکتر مسعود نیلی اقتصاددان دید.

فساد مزمن اقتصادی و ناترازی در همه ی حوزه های اجتماعی و سیاسی بذر ناامیدی به بهبود وضعیت موجود را پراکنده است.

تحلیل گرانی اماآرزواندیش در این میان، به ماگوشزد می کنند فرصتی باقی نمانده است. راه به روی اصلاحات چاره سازبسته است.سامان در احتضار سیاسی است و آنک باید خطابه ی تدفین را خواند.

می توان نشان داد این جزمیت در تحلیل که گویی گوی جهان نمادردست دارد،ره به بیراهگی نظری می برد.

دو.پنداشتی که فروپاشی راتقدیری محتوم می داند دست دردست سیاست توهم دارد به واقعیت پشت کرده و مدهوش آینده نیامده است. وقتی واقعیت را نتوان دید بدیل آن راهم نمی توان تخیل کرد.

پنداره فروپاشی،تاب آوری نظام سیاسی راناچیزانگاری می کند. ظرفیت ها،قابلیت ها و قدرت مانورسامان برای عبور از بحران هایا فاصله گرفتن از آنهانادیده می گیرد .سازمان و اراده سرکوب راازیاد می برد.عاملیتی برای حکومت قائل نیست و عقلانیت بقا رادرنظر ندارد.

سوم.نظام درصورت دیرهنگامی در انجام اصلاحات بنیادی باعاقبت خود روبرو خواهد شد.باانتخاب رویکردی معطوف به تغییردوراه قابل تصور است.

نخست بسندگی به اصلاحاتی بوروکراتیک و «التیام برخی از گسیختگی های درونی نظام» .به نظر می رسد جامعه از این مرحله عبور کرده است.

دومی گردش به سوی اصلاحات اساسی. 

اصلاحاتی برای مصالحه باجامعه و آمادگی حداکثری برای تغییرات اساسی.

درآینده نزدیک نظام انتخاب خود را خواهد کرد.آن چه مشخص است اینکه “جامعه دیگر به عقب بازنخواهد گشت.”

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)