radioghor1-جمهوری اسلامی در طول حیات چندین دهه ای خود به یک ماشین دین سازی تبدیل شده است؛که از یک سو با تولید بی وقفه ی نشانه ها و دال های دینی و از سوی دیگر با حک و ثبت این نشانه ها بر زبان ها و بدن ها به سرحدات« صنعت دین سازی»نزدیک شده است.ماشین الهیاتی جمهوری اسلامی با تولید انحصاری و روز افزون نشانه ها و کالاهای دینی و انباشت سرمایه ی دینی در نهاد دولت نشانه های دینی را متورم کرده است؛در نتیجه هرچه این ماشین بیشتر تولید می کند فقدان و همبسته ی ضروری خود را بیشتر«وضع» می کند و نتیجه ی این «وضع مقابل» قامتی سترون است که از چاقی مفرط و تن فرسوده رنج می برد.همچنان که کاپیتالیسم با تولید ثروت فقر همبسته ی خود را تولید می کند ،ماشین دینی نیز با تولید مدام و بی وقفه ی نشانه های دینی «عدم» خود را تولید می کند.تورم دین نام دیگر خصلت اتوکرتیک نظام دینی است که با گسترش «الهیات مرگ» به احتضار می رود و مرگ الهیاتش را به سوگ می نشیند.
2-مهمترین ساختار تولیدی آپاراتوس دینی جمهوری اسلامی کیش منجی پرستی است؛ که بدون آن ایدئولوژی جمهوری اسلامی هرگز نمی توانست به یک کمپانی بزرگ دینی تبدیل شود؛و این ساختار از آنرو قابل درک است که تمام تلاش های «نهاد رهبری»معطوف به تبدیل اصل اسطوره ای مهدویت به اصلی عرفی-حقوقی است.همان طور که متقدمین تئولوگ شیعه با ذهنی تشبیهی ،الوهیت به منزله ی خدای متعالی و غائب را بر«بدن» امام معصوم حک کردند و الوهیت را وارد تاریخ کردند؛ صنعت دین سازی جمهوری اسلامی بدن امام معصوم را بر بدن الهی –بوروکراتیک خامنه ای (ولی فقیه) حک کرده است.ولایت وفقیه آخرین فرم دگر گشت و استحاله ی تاریخی امر قدسی به امر ناسوتی در تاریخ الهیات شیعه است(پیوند نا همگون امر قدسی و بوروکراسی).مسجد جمکران سمپتوم این استحاله ی تاریخی است که به صورت نا متقارن هر دو جنبه ی الهی- بوروکراتیک این جوهر تاریخی را نشان می دهد.باری امام زمانی که در چاه ویل جمکران بر اساس نظمی بوروکراتیک، نامه های ارباب رجوعان (پیروان-مراجعین)را بررسی می کند.
3-دولت احمدی نژاد بی شک «حقیقت »جمهوری اسلامی است؛دولتی که حد نهایی تولید ماشین دینی و منطق منحط منجی پرستانه ی آن را نشان میدهد.دولت احمدی نژاد نشانگرآخرین تلاش نظام دینی برای رستگاری خود به میانجی گسترش مرزهای الهیاتیش ودرعین حال شکست و تورم معنا شناختی این نظام است.احمدی نژاد در هیچ سخنرانی داخلی و یا خارجی نیست که نام سیاست را به نام امام زمان پیوند نزند وتا آنجایی پیش میرود که طرح تورم زای هدفمندی یارانه ها را هم از برکات وجودحضرتش قلمداد می کند.اما همان طور که اشاره شد این تولید حداکثری نشانه ی دینی همان خصلت اتوکرتیک(خو تخریبی) ماشین دینی است؛یعنی همان بزنگاه بحران که تمامیت سیستم را به چالش فرا می خواند و تهدید به مرگ می کند.اما نکته قابل توجه واکنشی است که ایدئولوژی رسمی به بحران درون ماندگار خودش نشان می دهد.حاکمیت در ساحت ایدئولوژی نمی تواند این تناقض ساختاری و درون بود خود را بپذیرد و نام این تناقض ساختاری را «انحراف» می گذارد؛یعنی که این دولت تورم دینی اساساٌ ربطی به ساختار های ضروری سیتم ندارد و عارضه ای است که از بیرون (عناصر منحرف از انقلاب برگشته با محوریت دال اعظم مشایی) به کلیت سیستم وارد شده است و این ماشین الهیاتی فی نفسه هیچ مشکلی ندارد.اما گفتار حقیقی را احمدی نژاد به بیان می آورد که دولت نهم و دهم پاکترین دولت های جمهوری اسلامی هستند ؛واین گزاره را صرفاً با اینهمانی پاکترین با اسلامی ترین می توان فهمید.
4-براستی بعد از 8 سال تورم دینی آیا دولت بعدی می توانست نام دیگری به غیر از «اعتدال» را از آن خود کند؟باری «دولت اعتدال»نام دیگر صنعت دین سازی در دوران رکود و تورم است( مانند سیاست ریاضتی در کشورهای پر بحران حاشیه ی اتحادیه ی اروپا) و این دولت فرا جناحی قرار است تمام تلاش خود را بکند که از تورم نشا نه های دینی به شدت جلوگیری کند و این کار را با پیوند همه ی نام ها به نام «مقام معظم رهبری» انجام می دهد.یعنی با بازگرداندن نشانه به دوران ما قبل تورمش!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)