فیلترینگ و دولت بیدستاورد پزشکیان
پس از اعلام خبر رفع فیلترینگ از گوگلپلی و پیامرسان واتساپ، رسانههای اقماری حاکمیت و علیالخصوص باند اصلاحطلبان قلابی در پی آنند تا با دستاوردتراشی موهوم برای پزشکیان، حاکمیت رو به موت ملایان را زنده گردانند.
گاری چرخ شکسته حاکمیت ملایان در گل گیر کرده است. ابربحرانهای گوناگونی کشور را در بر گرفته است.
بحران حاملهای انرژی که قطعی برق روزمره یکی از عینیترین نمودهای آن است.
کسری بودجه هنگفت که دولت پزشکیان را وادار به آن ساخت تا با سیاست تکنرخی کردن ارز دوباره دست در جیب مردم کند.
این سیاست منجر به افزایش بیسابقه نرخ ارز در بازار آزاد شد. امری که تاثیر بلافصل بر قیمت کالاها و خدمات میگذارد.
در میانه بحرانهای پیدرپی، دولت پزشکیان اما دست به مانور فریب زد.
ابتدا از ابلاغ و اجراء لایحه عفاف و حجاب سر باز زد و سپس به فاصله چند روز، به صورت قطرهای، اقدام به رفع فیلترینگ کرد.
رفع فیلترینگ فقط در مورد اپلیکیشن گوگلپلی و پیامرسان واتساپ صورت گرفت.
بلافاصله رسانههای حاکمیت در کلیت و رسانههای اصلاحطلبان قلابی تبلیغات رسانهای گستردهای را به پا کردند.
آنان که خوب میدانند رفع فیلترینگ محدود و فقط به گوگلپلی و واتساپ است، کمر مار را گرفته و مانور میدهند.
در دهه ۳۰ قرن ۲۱ افکار و افواه عمومی به خوبی میدانند دسترسی به شبکههای اجتماعی و گردش آزادانه اطلاعات، از بدیهیترین حقوق شهروندان یک جامعه است.
از این رو جامعه ایران برای این اقدامات قطرهای به نام رفع فیلترینگ، «تره خورد نمیکند».
اما اصلاحطلبان قلابی که در ظاهر پزشکیان به آنها منسوب میشود، تبلیغات گستردهای را شروع کردند.
در این بین نکته آن است که در باند خامنهای نیز برخی که حواسشان به وضعیت وخامتبار حاکمیت است نیز به تلویح و تصریح از رفع فیلترینگ قطرهای دولت پزشکیان حمایت کردند.
یک ترفند و یک حقه پیرامون رفع قطرهای فیلترینگ
اما اینان نیز چون میدانند حقوق حقه مردم حالا به صورت قطرهای به آنها باز گردانده میشود، بالاتفاق، بر روی این گزاره انگشت میگذارد که خوب است اما کافی نیست.
در وهله این امر به ذهن مخاطب متبادر میشود که اینان به درستی، خواهان حقوق حقه مردم هستند.
اما این اصل ماجرا نیست. اصل ماجرای در مورد رفع فیلترینگ قطرهای چیز دیگری است.
اینان از اصلاحطلبان قلابی و آنان از باند خامنهای به خوبی میدانند که مطالبات مردم رفع کامل فیلترینگ است.
در نقطه مقابل این پدیده نیز به خوبی میدانند که رفع فیلترینگ قطرهای مزبور، به واقع قطرهای از دریاییست که باید تحقق یابد.
از این رو آنان سعی میکنند خود را با مردم «همدرد» نشان دهند که این خوب است اما کافی نیست.
در این بستر رسانههای اصلاحطلبان قلابی به مانند همیشه که نقش سوپاپ اطمینان برای دیگ در حال انفجار جامعه ایران را برای خامنهای بازی میکنند، اما گامی به فراتر نیز گذاشتهاند.
آنان در لفافه ماهیت موضوع که ذکر شد فراتر از اصولگرایان مرتجع، حال که آب گلالود است، در پی آنند تا ماهی «ماهی دستاورد» برای دولت بیدستاورد پزشکیان بگیرند.
در واقع سیاست و تاکتیکی که آنان پیش گرفتهاند مانند همیشه در تاریخ معاصر، کثیفتر از باند مقابل است.
یعنی در شرایطی که حاکمیت ملایان حقوق حقه و اولیه مردم ایران را در قالب فیلترینگ به چوب تضییع گرفتهاند، آنان میخواهند برگرداندن قطرهای از این حقوق را، در قالب دستاوردی برای دولت بیدستاورد پزشکیان به مردم ایران غالب کنند!
اما ذهن هوشیار و باذکاوت همیشه به پست پرده صحنه مینگرد. اولین سوال در پشت پرده این است که چه شده است که حاکمیت ملایان که در سالیان گذشته همواره به سیاستهای ارتجاعی حجاب اجباری و فیلترینگ «اجباریتر» مبادرت ورزیدهاند، در این برهه زمانی، حاضر به کوتاه آمدن از این امور، حتی در حداقلها هستند؟
پاسخ به یک سوال و برملاشدن سناریوی خوب است اما کافی نیست
این سوالی است که پاسخ به آن، هم ماهیت اصلاحطلبان قلابی و شرکاء اصولگرای مرتجع آنها را برملا میسازد و هم ماهیت عدم ابلاغ و اجراء لایحه حجاب و عفاف و رفع قطرهای فیلترینگ را.
پاسخ را نیز طبق معمول باید در شرایط حاکمیت ملایان و خامنهای جستجو کرد.
به دیگر بیان باید دید خامنهای و حاکمیت ملایان در چه وضعیتی قرار دارند که دست به چنین مانورهایی میزنند؟!
البته که پاسخ سوال در خود آن نهفته است.
نگاهی به شرایط حاکمیت ملایان، و پیش از همه سیاسی، بعد اقتصادی و اجتماعی، امر را بر ما روشن میسازد.
خامنهای در یک ماهه اخیر ضربات سنگینی را در ایران و کشورهای منطقه متحمل شده است.
اصلیترین گروههای نیابتی آن بزرگترین ضربات را متحمل شدهاند. عمق استراتژیک آن در سوریه فرو پاشیده است.
بسیاری از دومینوی تغییر و سقوط و تسری آن به تهران پس از دمشق صحبت میکنند.
در داخل ایران نیز وضعیت اقتصادی بینیاز از توضیح است. هر ناظر بیطرف و «باطرف» وضعیت بحرانهای اقتصادی و ناترازیها را در خاموشیها و گرانیهای روزمره میبیند و نمیتواند آن را انکار کند.
در این شرایط است که خامنهای و شرکاء از دو باند، که حرفی در زمینه سیاسی و اقتصادی برای گفتن ندارند، در زمینه اجتماعی، لاجرم رو به موضوعاتی مانند عدم ابلاغ لایحه عفاف و حجاب و رفع قطرهای فیلترینگ آوردهاند.
به عبارت دیگر بدین وسیله آنان میخواهند انفجار دیگ در حال انفجار جامعه را حتی شده چند صباحی به تاخیر بیاندازند.
اما این سیاستی عبث است. خامنهای پیش از این گفته است که یک گام عقبنشینی، به معنای عقبنشینیهای پیدرپی است.
[یک خروار وعده، یک قطره رفع فیلترینگ و هیاهوی فراوان!]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.