تکنرخی کردن ارز و تاثیر آن بر معیشت مردم
عبدالناصر همتی، وزیر اقتصاد دولت پزشکیان، با تأکید بر سیاست تکنرخی کردن ارز، آن را راهحل قطعی برای رفع بحرانهای ارزی معرفی کرده است. اما این سیاست از سوی کارشناسان اقتصادی بهعنوان راهکاری ناکام در اقتصاد حکومت ایران نقد شده است.
همتی بارها تصریح کرده که «هیچ راهی جز تکنرخی کردن ارز نداریم»، حتی اگر این اقدام فشارهای اقتصادی بر مردم وارد کند.
همتی باوجود هشدارها و تجربیات شکستخورده گذشته، بر اجرای این سیاست پافشاری میکند.
او بر این باور است که «هرچه سریعتر این سیاست عملیاتی شود، اقتصاد شفافتر و تولید رقابتیتر خواهد شد».
اصرار بر این سیاست در شرایطی مطرح میشود که شواهد موجود از آسیبهای گسترده به معیشت خانوارها و صنایع حکایت دارد.
این اقدامات همچنین منجر به تشدید تورم خواهد شد. به نظر میرسد وزیر اقتصاد، بهجای توجه به واقعیتهای اقتصادی وابسته به واردات، مسیر تکرار اشتباهات گذشته را انتخاب کرده است.
این سیاست بار دیگر مردم را قربانی راهکارهای آزموده و ناکام میکند.
«تکنرخی کردن ارز» سالها بهعنوان نسخه نجات اقتصاد حکومت ایران معرفی شده است.
دولتها مدعی بودهاند که این سیاست با وجود افزایش قیمت دلار، تأثیری مثبت بر معیشت و تولید خواهد داشت.
اما آیا این ادعا با واقعیتهای اقتصاد حکومت ایران همخوانی دارد؟
اقتصاد وابسته به واردات و ناکارآمدیهای گسترده در تولید، سالهاست از نوسانات نرخ ارز آسیب دیده است.
هر شوک ارزی به معنای افزایش هزینه تولید و رشد قیمت کالاهای اساسی است.
بررسیها نشان میدهد که افزایش ۱۰ درصدی نرخ ارز، هزینه مواد اولیه وارداتی را بهطور متوسط ۱۵ تا ۲۰ درصد افزایش میدهد.
این افزایش به رشد ۵ تا ۷ درصدی هزینه تولید کالاها منجر میشود.
پیامدهای تکنرخی کردن ارز در ساختار تولید
در نتیجه، کاهش تولید ناخالص داخلی یکی از پیامدهای این سیاست است.
براساس آمار، افزایش ۲۰ درصدی نرخ ارز باعث کاهش ۳ درصدی تولید ناخالص داخلی شده است.
اما بزرگترین آسیب این سیاست بر معیشت خانوارها وارد میشود.
بررسیها حاکی از آن است که افزایش نرخ ارز به میزان ۲۰ درصد باعث افزایش متوسط ۲۵ درصدی قیمت کالاهای وارداتی میشود.
این افزایش قیمت، قدرت خرید خانوارها را بهشدت کاهش میدهد.
فشار اقتصادی ناشی از این سیاست، مردم را به حذف یا جایگزینی کالاهای ضروری با اقلام کمکیفیتتر وادار کرده است.
«تکنرخی کردن ارز» با وجود تمام ادعاهای مثبت، پیامدهای اقتصادی سنگینی برای شهروندان و تولیدکنندگان به همراه دارد.
اصرار دولت پزشکیان بر اجرای این سیاست بدون در نظر گرفتن واقعیتهای اقتصادی وابسته به واردات، بار دیگر ناکامیهای قبلی را تکرار خواهد کرد.
کارشناسان معتقدند که بهبود معیشت و تولید در گرو کاهش وابستگی به واردات و حمایت از تولید داخلی است.
اما سیاست «تکنرخی کردن ارز» دقیقاً خلاف این اهداف عمل میکند.۳
گزارشها نشان میدهند که متوسط هزینه یک خانوار شهری در سال ۱۳۹۹ نسبت به سال ۱۳۹۶، بیش از ۱۸درصد کاهش یافته است.
در نتیجه، سفرههای خانوارها کوچکتر و کیفیت زندگی آنها به شکل محسوسی افت کرده است.
خانوادههایی که پیش از این در مرز فقر بودند در حال حاضر به زیر خط فقر و حتی فقر مطلق سقوط کردهاند.
با این وجود، تیم اقتصادی دولت پزشکیان به رهبری عبدالناصر همتی، نهتنها از تجربههای گذشته درس نگرفته، بلکه حالا در بدترین شرایط ممکن، سیاست تکنرخی کردن ارز را دوباره آزمایش میکند.
افزایش قیمت کالاهای وارداتی حیاتی، دیگر تاثیر افزایش قیمت ارز
تکنرخی کردن ارز و افزاش قیمت آن باعث افزایش قیمت کالاهای وارداتی حیاتی مانند مواد غذایی و دارویی میشود. این امر برای خانوارهای ضعیف تاثیر متقابلی دارد.
به عبارت دیگر پایینآمدن قدرت خرید منتهی به پایینآمدن سطح مصرف خانوادههای و عدم دسترسی به نیازهای ضروری مانند درمان، پوشاک، غذا و… میشود.
در نهایت، این روند کاهش کیفیت زندگی را به دنبال دارد.
تکنرخی کردن ارز و افزایش قیمت آن قطعا با رشد تورم همراه است. این امر هزینه تولید کالاها و خدمات داخلی را افزایش میدهد زیرا وابستگی به مواد اولیه وارداتی بالاست.
افزایش قیمت دلار میتواند پیامدهای اجتماعی عمیقی داشته باشد. کاهش قدرت خرید و افزایش هزینههای زندگی، بهویژه در خانوارهای کمدرآمد، منجر به افزایش فقر میشود.
این مساله علاوه بر کاهش سطح رفاه، باعث افزایش نارضایتی اجتماعی و بروز اعتراضات میشود.
خانوارهای کمدرآمد معمولا توانایی کمتری برای مقابله با افزایش قیمتها دارند زیرا منابع مالی محدودی در اختیار دارند.
درآمد این خانوارها معمولا ثابت است و افزایش هزینهها باعث کاهش مصرف کالاهای ضروری میشود.
سیاست تکنرخی کردن ارز، علاوه بر اثرات مستقیم بر هزینهها، میتواند توان رقابتی تولیدکنندگان داخلی را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
در بلندمدت، فشارهای ناشی از افزایش نرخ ارز به تضعیف ساختار تولید داخلی منجر میشود.
کاهش ظرفیتهای تولیدی نیز نتیجهای اجتنابناپذیر خواهد بود.
تضعیف ساختار تولید داخلی، وابستگی به واردات را افزایش میدهد. این وابستگی خود چرخهای از آسیبهای اقتصادی را ایجاد میکند.
خانوارهای شهری و کمدرآمد تحت فشار این سیاستها قرار میگیرند.
سیاست تکنرخی کردن ارز به جای بهبود شرایط، آسیبهای گستردهای به معیشت مردم وارد میکند.
[حذف ارز نیمایی یک تنگنای دیگر یا گشایش؟]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.