مناظره نصیری و عبدالکریمی ، چند نکته درباره براندازی
مناظره نصیری و عبدالکریمی ، چند نکته
- نقد بر نصیری: میزان برآورد سرمایۀ اجتماعی پهلویگرایان جای شک جدی است (برآورد زیر ۵۰% تا بیش از ۱۰% محتملتر است و شاید با میانگین ۳۰% در ردۀ اول است)، آنچه آقای نصیری میگوید سرمایه ۷۰% پهلوی، بنظرم در واقع پهلویدوستی است که با توجه به اینکه اکثریت ۸۰% از نسلهای آن دوران نیده اند، سمپاتیک دوستی و خوشآندی دارند به لحاظ مقایسه و البته تحت تأثیر شدید سلبی از ج.ا و ایجابی تبلیغات چند دهه ای پهلویگرایان. مجموع پهلویگرا (۳۰%) و پهلویدوست (۴۰%) است، در این صورت به برآورد ۷۰% احتمالی شاید رسید. این نکته مهم پهلویگرایان نادیده میگیرند ۸۰% متولدان از دهه ۱۳۵۰ تا امروز که زیر ۵۰ سال هستند، اساسا درک شخصی و ذهنی و خاطره زیستی مستقیم از دوران پهلوی ندارند.
تمام این برآوردها تخمینی و احتمالی است، و قطعی نیست.
اما در واقع نیروی پای کار بر اساس برخی برآوردهایی به یاد دارم، از جمله مقایسه تظاهرات تابستان تا بهمن ۱۳۵۷ ، معادل میانگین ۱۰% بوده است، یعنی نیروی پای انقلاب ۱۳۵۷ نیز ۱۰% بود، آنچه پیروزی مجموعۀ انقلابیون که طیفهای گسترده بوده که حتی شبه سکولارها و قومگراها و… بودند، تیرهای خلاص به حکومت پهلویها را همراهی وسیع غربیان و حتی شرق کمونیسم (به زعمشان سقوط دیکتاتوری سلطنت یک مرحله به سوسیالیزم و کمونیسم بود) و درنهایت اعلام بیطرفی قوای مسلح و در عمل مراهی قوای مسلح با انقلابیون بود.
– عبدالکریمی، تکراری از گفتمان غربستیزی و حتی شرقچپمارکسیستیستیزی تحت عنوان نظام سلطه در توجیه سیاستهای ج.اها (شاید ناخواسته) میآورد، اینجا مثال خوب نصیری از ماهاتیر محمد، که مالزیاییها پستان این به اصطلاح نظام سلطهگری گرفتند و انقلابیون ایران شاخش، مثالی نسبتا درست، زورگویی فرضی امریکا و غرب (که حتی من نوعی مردم عادی در حد یک انتشار مطلب ریسک و استرس سانسور و خطر است! و معلومست موجود است تا حدی)، اما این قضیۀ استعمار غرب و اروپایی (که روسیه هم شاملش بوده) را تمام جهان به اصطلاح غیر غربی و غیر اروپایی و غیر روسیه ای بوده، برزیل و افریقای جنوبی هم با همین نظام برخود داشته و اما پسا جنگ سرد و فروپاشی شوروی، بیش و کم تعامل کردند و نه مانند ج.اها به تعارض و اتلاف و خسارت مادی و انسانی.
برآورد مناظره، همین است که بحث دو نوع براندازی است، خودبارندازی بیشمطلوبتر و اما نامحتلتر و دیگربراندازی کممطلوبتر و محتملتر.
این چهار مورد توافق گفته نصیری، چنان بدیهی است که اگر واقعا دشمنی با موجودیت مردمان و کشور ایران نباشد، چیزی جز این نخواهد رسید.
فُرماسیونی آقا عبدالکریمی که میگوید، گیر در تاریخ است، دمکراسی نوعی معرفت و شبه علم است، مانند هر پدیدارشناختی معرفتی و شبه علمی، قابلیت آموختن و تقلید و با بومیسازی است. دمکراسی به مراتب از فرهنگ و دین اکتسابیتر است، دمکراسی (منظور سکولاردمکراسی) در پیوند مزیت اقتصادی ناشی گذار به دمکراسی است، پدیدارشناختی وقایع اخیر کره جنوبی و مقاومت عمومی و مردمان کره جنوبی حتی در حد اعلام حکومت نظامی، و مشاهده شد پارلمان در مقابل رئیس جمهور و حامیان حکومت نظامی ایسادند (بر اساس خبرهای از کره جنوبی منتشر شده و نگارنده بر اساس همین دیتای منتشر میگوید و امثالهم نیز مانند اکثریت قریب به اتفاق مردمان جهان و ایرانی، دسترسی منابع دست اول و پشت صحنه ندارم).
اما همان طور مطالب اخیر اکانتهای aaddii و free4irani و غیره درباره خودبراندازی شده، آنچه آچمز و یا به قول امثالهم منگنهجات مردمان درست است، اما در عرضۀ ممکنات مردم و اپوزیسیون داخل و خارج، ریسک و بختی در حملات قریب به یقین محور غربی و احتمالی عربی، دعوت از قوای مسلح برای همراهی و جلوگیری از فروپاشی کشور در رژیم چنج و حتی دعوت از آخوندهای حاکم برای کنارهگیری داوطلبانه و عدم مقاومت در برابر خاست تغییر رژیم. در این صورت گذاری در حال وقوع از نظر نصیری است، مسالمتآمیزتر و کم هزینهتر خواهد بود.
نصیری نقل قول خوبی از نصیحت الملوک کرده، مختصر با دشمنان مدارا و با دوستان مروت…
تاکید بر پیشنهادهای مبارزه با فساد از آموزشی بویژه مدرکگرایی تا اقتصادی و مالی و پولی و بانکداری و بویژه چاپ پول اعتباری و خلق نقدینگی کاذب و مصادره اموال غارت شده و موارد اقتصادی دیگر پسا گذار، از جمله سهام همگانی رایگان فوری و ایجاد سرمایه داری همگانی و… اینها ملزوماتی برای تضمین توسعه سریع و همراه عدالت توزیعی و حذف فقر و تبعیض و شکاف طبقاتی از کشور، مراجعه شود به مطالب متعدد ستودانی ها و نظایرش که کلیدواژگان و لینکهایش است با وجودی سانسور و حذف شدیدی شده است!
بنگرید چگونه دارند به سرعت با ساختن بالاچه های خالی از بالاچه ستودانی ها صفحه اول خارج میکنند!
https://www.balatarin.com/balachehs/recent
https://www.balatarin.com/b/setoodaniha
مناظره مهدی نصیری و بیژن عبدالکریمی – بخش اول | انقلاب یا اصلاح؟
پ.ن:
عبدالکریمی، شاید ناخودآگاه، آن القائات تا واقعیات رفتار ناخوشآیند غربیان (منظور دولتیان تا محافل شبه مخفی اصطلاحا!) و ایضا مدعیان اپوزیسیون در خارج مشاهده شد، در سالهایی که تحریمهای فشار حداکثری دور اول ترامپ آغاز شد و گویا باز هم تشدید خواهد شد، در قالب اقدام حمایتی از اکثریت مردم عادی تحت ظلم و فساد ج.اها، مکرر از دولتهای غربی و امریکا خواهان کانال بشردوستانه شده ایم، اگر دولتهای غربی، حکومت دیکتاتوری تئکوراسی (دین سالاری اسلامی شیعی) را محکوم به نقض حققو بشر میکند مانند اعدامها و زندانکردنها و سرکوب فعالان سیاسی و مدنی و غیره، این توقع بود در قبال چنین تحریمهای شخت، کانال بشردوتانه و انساندوستانه ایجاد کند، حتی اگر رژیم ج.ا نخواس باز آنها این کانال باز نگه دارند، اگر هر صادرکننده از ایران نفت و غیره به کشورهای غربی فروخت بتواند ازای آن کالاهای بشردوستانه (انساندوستانه) از خود غرب و تحت نظارتش وارد کند، این تقاضای زیادی نبود از جانب مردم عادی ایرانی، توقع از اپوزیسیون خارجنشین و حتی مدعیان فدرالیسم و یا جداییطلب قومی نیز انتظار بود به این درخواست حمایت، پاسخ مثبت دهند، این میتوانست یک برگ برنده حقوق بشری و سند صداقت همگی این خارجیان و اپوزیسیون خارج نشین باشد که صرفا منظور حقوق بشر، تامین منافع هوادارانشان مثلا در زمینه اعدام یا زندانی و انواع آزار و اذیت از سوی ج.ا نیست، و بلکه شامل همه موارد انساندوستانه مانند غذا و دارو میشود، نه اینکه هر گاه امثالهم تا دیگران در این چند سال این مسئله کانال کالاهای بشردوستانه و کمبود و گرانی مطرح شده ات، بر عکس میزان محدودیت و محرومیت و کمبود و گرانیها افزایش یابد، واقعا در تمام این سالها امثالهم و دیگران مانند ما، خواهان ایجاد کانال بشردوستانه بودیم تا مردم عادی صدمه نبینند در این نزاع بین غربیان و ج.اها، بسیار تلخ بود مشاهده شد مدعیان برنددار و سرنشاس و دارای رسانه اپوزیسیون و مخالفان دارای تریبون در خارج، از این درخواست حمایت نکرده و در حالی باید مرتبا و هر ماه این درخواست پیگیری میشد! عجبا که از کسانی مدعی دلسوزی و دوستداری مردمان عادی ایران داشند از ملیگرا و چپی و راستی و قومگرا و فدرالیست و جداییطلب، یک بار واضح و مشخص به این درخواست بشردوستانه پاسخ مثبت ندادند، و بدتر امثالهم و دیگران مانند ما را متهم به مزدوری و سایبری رژیم کردند و انتشار مطالبان را محدود و کامنتها را سانسور کردند بجای حمایت و بازنشر، حتی با وجودی اجازه بازنشر بدون ذکر منبع داده شد و درخواست استفاده کلمات کلیدی، برعکس عمل کردند!
وگرنه، عبدالکریمی، سخنانی هم زد در این مناظره، عجیب!، اینکه آلمانیها هزار سال پروسۀ دمکراسی طی کردند و بستر این پذیرش دمکراسی در ایران نیست، گویا خبر ندار از توسعه و پیشرفت فناوری مجازی و آی.تی و شبکههای آموزشی و مدارس و دانشگاههای مجازی، دمکراسی بخشهای فرهنگی و اجتماعی و تکنیکی دارد و قابل آموزش است و نیازی نیست حتما چند نسل بگذرد برای آموختن دانش و فرهنگ دمکراسی سکولار.
اینکه دهها سال است قومگرایان از آموزش به زبان مادری میگویند، اما با وجود احتمالا میلیاردها دلار کمک بدانه طی این سی سال از انقلاب ابنترنت و امکان مدارس و دانشگاههای مجازی و شعبات مجازی غیر حضوری مدارس و دانشگاههای غربی برای مردم عادی هم به زبان فارسی و هم زبانهای دیگر، چرا یک بار هم مشاهده نکردیم که اینان اقدام به این کارها فرهنگی آموزشی مجازی کنند؟!
اگر طی این چند سال، دولتهای غربی و اپوزیسیون غربنشین به این درخواستهای بشردوستانه اهمیت داده و اجرا میکردند، آقای مهدی نصیری لازم نبود چنین فشاری تحمل کند و بخواهد اثبات کند غربستیزی نبایست کرد، امروز میتوانست آقای رضا پهلوی تا آقای مهدی نصیری، با دستان پر از سابقۀ حمایت حقوق بشری در زمینۀ کالاهای بشردوستانه داشته و در عمل توانایی خود را برای رهبری نشان دادند، واقعا اجاب این درخواستهای حقق بشری، چه زیانی داشت؟!
اکنون ممکن است تحریمها بدر شود، چرا کانال بشردوستانه باز نمیشود و چرا اپوزیسیون از این درخواس حمایت نمیکنند تا در عمل مردم عادی که اکثریت هستند از حکومت و وابستگان حکومت ج.ا تفکیک قائل داده شوند؟
چرا اتحادیۀ اروپا در اوج احساسات و فعالیت مردم داخل برای میهندوستی و خواهان تغییر رژیم، چنین پالس منفی هولناک در زمینۀ تمامیت ارضی ایران به داخل کشور ایران میفرستد دربارۀ جزایر سهگانه؟!، آن گندکاری نام جعلی ضد خلیج فارس کم نبود؟!
آیا این اقدامات در حمایت از مردم ایران واقعا میدانند؟!، این چه کارهای ناپسندی است کشورهای غربی میکنند درحالی آقای رضا پهلوی از آنها خواسته کمک کنند مردم ایران را تغییر رژیم؟! (و هر چند توقع بود آقای رضا پهلوی، بعنوان کسی انتظار دارند لیدری کند، از درخواست کانال بشردوستانه حمای مکرر در این سالها میکرد)، واقعا آقای رضا پهلوی و بقیه اپوزیسیون از جمله جمهوریخواهان غربنشنی را اینگونه در منگنه قرار دهند و جردت چندان نکنند اعتراضی کنند بخاطر غربنشینی؟!
آیا کشور ایران بایست تاوان باختهایشان در اوکراین بدهند؟، آیا تاوان باخت پانعربیسم و دولتهای عربی که ۷۵ سال در منازعه با اسرائیل، اراضی ادعایشان باختند، تاوان و جورش از اراضی ایران پس داده شود؟!
این دیگر چه جو سیستم مسخرۀ عقلانیت و حقوق بین المل در غرب است، فلانی کار ناپسند میکند و اما مردم دیگری ثالثی تاوان پس دهد که خودش تحت دیکتاتوری ظالم و فاسدی است؟!
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.