تردید و دودلی قالیباف یا ترس در اردوی خامنهای؟!
با به تعویق افتادن ابلاغ و اجراء لایحه عفاف و حجاب از سوی پزشکیان، باقر قالیباف در چرخشی ۱۸۰ درجهای مدعی شده است که باید قانونی بنویسد که قابل اجراء باشد. این چرخش وی که پیشتر مدعی شده بود اگر پزشکیان این قانون را ابلاغ و اجرایی نکند خود وی این کار را خواهد کرد نشانه چیست؟
باقر قالیباف روز اول دی ۱۴۰۳ اخیرا گفته است «من بارها تاکید کردهام اجراییسازی قانون با ماست؛ قانونی ننویسیم که قابل اجرا نباشد اگر این کار را کردیم اولین قانونشکن خودمان هستیم…»
عصر چهارشنبه ۷ آذر ۱۴۰۳ بود که وی اعلام کرد که اگر مسعود پزشکیان قانون عفاف و حجاب را ابلاغ و اجراء نکند خود وی این کار را خواهد کرد.
[قالیباف از ابلاغ لایحه سرکوبگرانه «حجاب و عفاف» خبر داد!]
اما پس از امتناع پزشکیان، وی در روز شنبه اول دی ۱۴۰۳ چرخشمداری پیشه کرد و صحبت از اجراییسازی قانون و قانونشکنی کرد.
در فاصله این ۲۴ روز چه اتفاقی افتاد که قالیباف چنین چرخشی را اتخاذ کرد؟
این چرخشمداری و نرمش ذلیلانه از دید رسانههای حاکمیتی نیز پنهان نماند.
برخی نوشتند از ۷ آذر تا اول دی «چقدر زمان فاصله است که باز این سیاستمدار چرخش کرده و این گفتار و رفتار را باید به تزلزل تفسیر کرد یا خدای ناخواسته به تذبذب؟»
این رسانهها این سوال را مطرح کردند که «آیا هدف قالیباف امتیازگیری بود و مثلاً قرار بوده برخی مناصب به دوستان و همفکران او در قالب وفاق واگذار شود و چون نشده آن موضع را اتخاذ کرد یا به عکس، چون شده تجدیدنظر کرده است؟»
اما تغییر موضع قالیباف و دیگرانی چون او از این دست را باید در بستر وضعیت کلیت نظام و خامنهای بیین و تفسیر کرد.
به تعویق افتادن اجباری لایحه عفاف و حجاب که پس از ۲ سال کش و قوس قرار بود ابلاغ و اجرایی شود در چه شرایطی است؟
شرایط حال حاضر ایران و ترس قالیباف
در شرایطی است که جامعه ایران چون دیگی جوشان دارد به سوی قلیان پیش میرود.
خامنهای با از دست دادن رئیسی، که ضربهای مهلک به وی محسوب میشد، یکدست یا خالصسازی را باالاجبار کنار گذاشت.
از این نرمش ذلیلانه پزشکیان بیرون آمد.
در سوی دیگر معادله در انتخابات آمریکا کسی برنده انتخابات شد که خامنهای و اردویش پیش از این از رفتن وی بسی خوشحالیها کرده بودند.
حال او برگشته و نقطه مقابل آن خوشحالی، ترس و وحشت است.
اما این نیز تمامی شرایط را بازگو نمیکند. اصلیترین پارامتر را در جای دیگری باید جستجو کرد؛ در شرایط منطقهای که خامنهای بدان دچار شده است.
به بیان دیگر و کاملتر این موضوع را در بستر سقوط اسد، دیکتاتور سوریه که خامنهای آن را «عمق استراتژیک» ملایان مینامید، باید تبیین و تفسیر کرد.
این سقوط نیز در شرایطی رخ داد که خامنهای و چنگالهای نیابتیاش در منطقه در ماههای اخیر ضربههای جیرانناپذیری را دریافت کرده بودند.
از حماس تا حزبالله و… و اکنون زمزمههایی از عراق که شاهد آن هستیم. اما سقوط و فرار اسد تیر خلاص بر پیکر ناقص خامنهای بود.
اسد که سقوط کرد بسیاری به درستی از دومینویی سخن گفتند که از سوریه آغاز شده و به تهران پایان خواهد پذیرفت.
ترس خامنهای در خلال چند سخنرانی اخیر وی و سران دیگر نظام از این موضوع، عیان و بینیاز از بیان است.
در چنین شرایطی که تمامی مولفهها به زیان خامنهای و حاکمیت ملایان است، هر گام اشتباه میتواند اولین و آخرین باشد.
علی شکوریراد، از اصلاحطلبان قلابی گفته است: «شنیدم که پزشکیان به خامنهای گفته اگر قانون حجاب اجرا شود، نظام جمهوری اسلامی آسیب میبیند و به همین دلیل نمیتوانم آن را ابلاغ و اجرا کنم.»
ترس از فوران اعتراضات و قیام
حالا در شرایطی که رئیس مجریه ملایان از پذیرش و ابلاغ لایحه مذکور سر باز زده است، کار بر سران قوای دیگر نیز سخت میگردد.
با توجه به شرایطی که گفته شد ابلاغ و اجراء قانون معلقشده میتواند جرقهای بر بشکه باروت جامعه ایران باشد.
سپهر سیاسی ایران این موضوع را یک بار در سال ۱۴۰۱ تجربه کرده است.
حالا اما جامعه ایران جوشانتر است و در نقطه مقابل حاکمیت ملایان در منتهای ضعف است.
در چنین شرایطی با وجود انشقاق و افتراق بین سران قوه حاکمیت، که خامنهای از سال ۹۸ خیز یکدستسازی آن را برداشته بود، اگر اعتراضاتی در آینده عطف به قانون معلقشده رخ دهد، انگشت اتهام به سوی قالیباف نشانه میرود.
اما این نیز همه ماجراء نیست. حذف قالیباف از صحنه سیاسی حداقل آثار آن خواهد بود. اما پیش از این و مقدمتر از این، این واقعیت است که در صورت بروز قیام و اعتراضات، بود کلیت حاکمیت زیر علامت سوال نبود میرود.
به عبارت دیگر بروز قیام و اعتراضات داخلی که عنصر تعیینکننده است در کنار شرایط جهانی و منطقهای که همه علیه خامنهای و باند او است، میتواند آغاز پایان ملایان باشد.
در این بستر است که چرخشمداری قالیباف از عتاب «خودم ابلاغ میکنم» به نرمش «قانون باید اجرایی باشد» قابل تفسیر است.
به بیان دیگر در شرایطی که در بالادست سران قوا، خامنهای حاکمیت خود را در خطر میبیند، هر عقبنشینی قابل تصور است.
اما این عقبنشینیها به منزله اتخاذ تاکتیک نیست. چنان که خامنهای پیشتر نیز گفته بود هر گام عقبنشینی، گامهای بعدی عقبنشینی را به دنبال خواهد داشت.
به بیان دیگر موضع قالیباف نه تذبذب و تردید و دودلی، بلکه هراس و وحشت آشکار خامنهای و کل حاکمیت و نه تنها قالیباف، از سرانجام و فرجام چنین کاری است.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.