مطالب منتشر شده در این صفحه نمایانگر سیاست رسمی رادیو زمانه نیستند و توسط کاربران تهیه شده اند. شما نیز میتوانید به راحتی در تریبون زمانه عضو شوید و مطالب خود را منتشر کنید.
شباهت قانون حجاب اجباری و بستن زنگوله گردن گربه عبید زاکانی
از عبید زاکانی نقل است:
روزی همه موشها دور هم جمع شدند تا نقشهای بکِشند و جانشان را از دست دشمنشان گربه، بتوانند آزاد کنند. موشها آرزو داشتند دستِکم راهی پیدا کنند تا هنگامی که گربه به آنها نزدیک میشود، متوجه شوند و فرصت برای فرار داشته باشند. موشها که همیشه از پنجههای گربه میترسیدند و جرأت نمیکردند شب و روز از لانهشان بیرون بیایند، حتماً باید کاری میکردند. آنها نقشههای بسیاری کشیدند، اما هیچکدام خوب نبود. تا این که موش جوانی از جایش برخاست و گفت: «من نقشهی بسیار سادهای دارم و میدانم با انجام دادن آن پیروز خواهیم شد. تنها کاری که باید بکنیم این است که یک زنگوله به گردن گربه ببندیم. ما با شنیدن صدای زنگوله، بیدرنگ میفهمیم که دشمن میآید.» همهی موشها از این که چرا این نقشه به فکر آنها نرسیده بود، بسیار شگفتزده شدند. هنگام شادمانی موشها از این فکر و نقشهی خوب، موش پیری برخاست و گفت:«نقشهی موش جوان بسیار خوب و زیرکانه است، اما پرسشی دارم، چهکسی زنگوله را به گردن گربه میبندد؟!»
حال این داستان بسیار شبیه قانون حجاب اجباری است، حزب الهی های حکومت جمع شدن برای تحمیل حجاب اجباری قانون سفت و سخت حجاب اجباری را نوشتن، مجلس تصویب کرد، شورای نگهبان و تشخیص مصلحت تأیید کردند، رهبر گفت که حجاب واجب سیاسی و شرعی است، ولی هیچکدام از حزب الهی ها جرأت اجرای آنرا ندارند و ازاعتراضات گسترده مردم می ترسند.
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.