حسرت به دلی قالیباف برای قاسم سلیمانی
سرنگونی ناگهانی بشار اسد دیکتاتور سوریه بسیاری را در درون حکومت ایران آشفته ساخته و وادار به هذیانگویی ساخته است. از جمله باقر قالیباف، رئیس مجلس خامنهای، حسرت به دل قاسم سلیمانی معدوم شده است.
در پی سقوط ناگهانی بشار اسد، دیکتاتور سوریه آشفتگی در اردوی ملایان موج میزند.
بهت، تعجب، ترس، وحشت و… ملغمهای از صفات دیگر که شاید بر آن پایانی متصور نباشد.
خامنهای و حکومت ملایان به گفته خودشان «عمق استراتژیک» خود را از دست دادهاند.
پل ارتباطی آنان برای تسلیح حزبالله دیگر در دسترس نیست.
میلیاردها دلار از پولهای مردم ایران که هزینه سر پا نگاه داشتن دیکتاتور سوریه شد از بین رفته است.
گروههای نظامی حکومت ملایان و حزبالله را به صراحت دشمن مردم سوریه معرفی کردهاند.
در این بین حاکمیت ملایان که تا چند روز پیش از سرنگونی اسد از وی حمایت آشکار و علنی میکرد، به ناگهان تغییر موضع داده است.
تغییر موضعی سریعالسیر! البته پس از ۳۰ سال.
در این بستر چرخشمداری قالیباف و کشفیات هراسان وی پیرامون توجه به گروههای مسلح سوری حائز اهیمت است.
قالیباف نکاتی را گفته است که هر چند مخاطب را به خنده وا میدارد اما از بعدی دیگر حائز اهمیت است.
چرا که ترس ملایان از سرنوشت اسد را برملا میسازد.
قالیباف گفته است سلیمانی به بشار اسد میگفت شما نسبت به مردم توجه کنید!
وی افزوده «به هرحال یک تعداد گروههای مسلح هم بودند که آنجا معترض بودهاند. بههرحال مردم مسلح آنجا بودند اینها را دقت کنید ما به آنها کاری نداریم!»
وی سپس ترس خود پیرامون سقوط ملایان را آشکار کرده است.
سوابق ترس سرنگونی از زبان قالیباف
وی با اشاره به حمله نظامی مجاهدین خلق، جنبش مقاومت ایران، در سال ۱۳۶۷ و پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی خمینی به آن شرایط اشاره کرده است.
قالیباف پیرامون این موضوع گفته: «این فراز و نشیب بوده! مگر یک روز دشمن ما مجاهدین از غرب کشور گردنه پاتاق راه نیافتادند؟ تا آستانه کرمانشاه آمدند.»
وی در روز ۱۹ آذر ۱۴۰۳ در مجلس این اظهارات را ایراد کرد.
وی پس از پرداختن به موضوعات دیگر به موضوع سوریه و ترس حکومت ایران از وضعیت مشابه اشاره کرد.
قالیباف افزوده «امروز ما حتما دیگر قاسم سلیمانی جایگزینش برای همینطور که بهشتی جایگزینش نبود حتماً قاسم سلیمانی جایگزینش نیست ما منکر این نیستیم… من دیروز در صحن مجلس گفتم سال پنجاه و نه دوستان حالا که اینجا هستند ما تو کجا میجنگیدیم… مگر یک روز دشمن ما مجاهدین غرب کشور از گردنه پاتاق مگر راه نیفتادند تا آستانه کرمانشاه آمدند…»
قالیباف افزود «آن روزی که اینها دروازه بغداد آمدهاند دروازه دمشق آمدهاند این روشن هست ما حتماً نباید بگذاریم این کارو انجام بدهیم ولی حالا بههرحال همان زمان اگر یادتان باشد بارها حالا دیگه من اینجا با صراحت بگویم آن بارها دولت ما دوستان ما همین سلیمانی به اسد میگفت که خلاصه شما نسبت به مردم توجه کنید چون بحثهایی که آنجا داشتند. بههرحال یک تعداد گروههای مسلح هم بودند که آنجا معترض بودهاند بههرحال همان نشست آستانه روشن بود در آستانه چگونه بود همان گروههای مسلحی که داعش نبودن حرف داشتند حالا ممکن هست حرفشان هم مورد قبول آنها نبود ولی بههرحال مردم مسلح آنجا بودند اینها را باید دقت کنید ما هم به آنها کاری نداریم.»
سلسلهای از وقایع که باعص وحشت در اردوی خامنهای شده
قالیباف هر چند مجبور میشود سقوط ناگهانی اسد را سفیدسازی کند اما در همین بستر اعترافاتی را نیز میکند.
معدومشدن سلیمانی ضربه جبرانناپذیری به خامنهای بوده است.
قالیباف معترف میشود که چنین شرایطی در سال ۱۳۶۷ برای حکومت ملایان پیش آمد.
وی تلویحا ترس خود و حاکمیت را از تکرار چنین وضعیتی در ایران برملا میسازد.
چرا که وضعیتی که در مورد دیکتاتور سوریه وجود داشت، با ضریب بسیار بیشتری در مورد خامنهای و حاکمیت ملایان وجود دارد.
تنفر بیشتر مردم از حاکمیت ملایان، فقدان مشروعیت مردمی نداشته از اول، وجود یک مقاومت سازمانیافته، انزوای بینالمللی حاکمیت، ریزش بدنه نیروها که در اعتراضات ۱۴۰۱ مشهود و بسیاری از خودیهای ملایان به آن اذعان کردند و…
به دیگر بیان اظهارات قالیباف ترجمان دیگر سرنگونی در سوریه و ترس سرنگونی در تهران است.
از این روست که وی حسرت به دل دوران سلیمانی میشود!
[سرنگونی در سوریه، لرزه سرنگونی در تهران]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.