انتشار دو نوشته با مضامین نژادپرستانه و مهاجرستیزانه توسط خانم مژگان باقری، فعال صنفی معلمان و عضو انجمن صنفی معلمان فارس، در کانال رسمی این انجمن، نمونههایی نگرانکننده از گسترش فضای نفرت علیه مهاجران افغانستانی در ایران است. یادداشت اخیر ایشان، به بهانه نقد یک کتاب، نه تنها تعصبات نژادی را تقویت میکند، بلکه به تحریک انزجار عمومی علیه مهاجران افغانستانی پرداخته و آنان را بهطور ناعادلانه از جمله عوامل مشکلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ایران معرفی میکند. جملات و عبارات در ایننوشته به گونهای تنظیم شدهاند که با تعمیم دادن شرایط فردی، مهاجران افغانستانی را به عنوان افرادی معرفی میکند که حاضرند منابع ملی ایران را برباد دهند و حس شدیدا منفی نسبت به آنها ایجاد میکنند.
متأسفانه، این اولین بار نیست که خانم باقری با انتشار مطالبی نژادپرستانه نفرت علیه مهاجران افغانستانی را دامن زده است. بطور مثال در تاریخ ۶ اگوست ۲۰۲۴، ایشان در اکانت ایکس خود نوشتند: «بعضیا مهاجرت افغانها به ایران رو با مهاجرت ایرانیها به غرب مقایسه می کنن. این مقایسه از اساس قیاس معالفارق هست. اگر ایرانیها سرمایه و استعداد به غرب نبرن در بهترین حالت مجبورن سالها در کمپ پناهندگان بمونن. اما افغانها چه چیزی به ایران میارن جز افکاری طالبانی و خانوادهای پرجمعیت؟»
چنین نوشتارهایی از سوی فردی که خود را فعال صنفی یک تشکل غیر حکومتی معلمان معرفی کرده و عضو انجمنی است که بخشی از شورای هماهنگی تشکلهای فرهنگیان ایران به شمار میرود، تأثیرات مخرب بیشتری به همراه دارد. انتشار اینگونه نوشتهها در کانال انجمن صنفی معلمان فارس، علاوه بر آسیب به پرنسیپهای این انجمن و شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، میتواند همبستگی طبقاتی و حمایتهای بینالمللی از جنبش معلمان و تشکلات مستقل موجود را نیز تحت تأثیر قرار دهد. تصور کنید ترجمه و انتشار چنین مطالبی به زبانهای بینالمللی، چه واکنشهایی سرشار از ناباوری، تأسف و انزجار را از سوی تشکلهای معلمان دیگر کشورها و حتی فدراسیون بینالمللی معلمان (آموزش بینالملل) به دنبال خواهد داشت؛ تشکلهایی که همواره از معلمان ایرانی، از جمله خانم باقری و اعضای انجمن صنفی معلمان فارس، حمایت کردهاند.
در عصر حاضر، برای هیچ تشکل صنفی، معلمی، دانشجویی و کارگری معتبر، مستقل، آزادیخواه، برابریطلب و عدالت خواه در جهان انتشار چنین مطالب نفرت آلودی قابل تصور نیست. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، نهتنها فرد مرتکب این رفتارهای نژادپرستانه، بلکه انجمن صنفیای که این مطالب را منتشر کرده است، باید پاسخگو باشد و تدابیری برای جلوگیری از تکرار چنین مواردی اتخاذ کند.
دو یادداشت منتشرشده و نوشتههای دیگر ایشان، مهاجران افغانستانی را به طالبانی بودن، سوءاستفاده از منابع کشور و حتی به نحوی مقصر وضعیت معیشتی معلمان، بدتر شدن وضعیت آموزشی برخی کودکان «ایرانی» و حتی بحرانهای اقتصادی ایران متهم میکنند. این ادعاها، که کاملاً بیپایه و گمراهکننده هستند، نه تنها واقعیتهای اقتصادی و سیاسی ایران، افغانستان و خاورمیانه را تحریف میکنند، بلکه عامدانه یا ناآگاهانه باعث نرمالیزهکردن بکارگیری تمهای راسیستی و همچنین انحراف توجه جامعه از ریشههای واقعی و سیستماتیک مشکلات میشوند؛ مواردی چون مناسبات سرکوبگرانه، فساد ساختاری، اختلاسهای نجومی، سیاستهای خارجی جمهوری اسلامی، استثمار مضاعف، خصوصیسازی و سوءمدیریت حاکمیت.
کارگران و مهاجران افغانستانی، که اغلب تحت بدترین شرایط کاری و معیشتی زندگی میکنند، مسئول فساد گسترده در صندوقهای بازنشستگی، اختلاسهای کلان در صنایع نفت و گاز و دیگر صنایع، خصوصیسازیها (از جمله در آموزش و پرورش)، غارت منابع ملی ایران توسط حاکمیت و سرمایهداران، و سرکوب تشکلات صنفی و سیاسی در کشور نیستند. آنان نیز، مانند دیگر کارگران در ایران، اگر نه بدتر، قربانی نظامی هستند که برای بقای خود نه تنها بیرحمانه سرکوب میکند، بلکه کارگران و مردم محروم و زحمتکش را علیه یکدیگر میشوراند و از تعمیق شکافهای اجتماعی برای تسلط بیشتر بهره میبرد.
نژادپرستی علیه مهاجران افغانستانی در ایران، که به سطحی بیسابقه و هشداردهنده رسیده است، نیازمند واکنش جدی و مسئولانه از سوی تمام گروههای مترقی و عدالتخواه است. این روند، علاوه بر ریشههای ایدئولوژیک و اجتماعی، توسط جریانهای راستگرای افراطی، ناسیونالیستهای تندرو و سیاستهای جمهوری اسلامی ایران تشدید میشود. طبقات و نهادهای حاکم به طرق بسیار متفاوت و گوناگون از جمله با بهرهگیری از گفتمانهای افغان ستیزانه، تلاش میکنند توجه مردم را از شکاف عظیم طبقاتی در کشور، فقر گسترده، فساد ساختاری و ناکارآمدیهای همه جانبه خود منحرف کرده و خشم عمومی را متوجه گروهای آسیبپذیر و عوامل دیگر کنند.
تقویت این گفتمانهای خطرناک توسط برخی فعالین و حتی تشکلهای صنفی، برخلاف اصول عدالتطلبی و برابریخواهی است و در نهایت به ضرر همه طبقه کارگر، تشکلات مستقل صنفی و نیروهای آزادیخواه و عدالتخواه تمام خواهد شد.
انتظار میرود فعالان صنفی و تشکلهای فرهنگیان در چنین شرایطی با مسئولیتپذیری بیشتری عمل کنند و برای ایجاد فضایی مبتنی بر همبستگی، درک متقابل و احترام به کرامت انسانی تلاش نمایند. شورای هماهنگی تشکلهای فرهنگیان کشور و انجمن صنفی معلمان فارس میتوانند با اتخاذ مواضعی شفاف و روشن، نشان دهند که ارزشهای انسانی و عدالتخواهانه برای آنان اولویت دارد و بیگانههراسی و سیاستها و عملکردهای تبعیضآمیز را برنمیتابند. چنین رویکردی، نه تنها از تکرار رفتارهای تفرقهاندازانه جلوگیری خواهد کرد، بلکه احترام و حمایت مردم آزادیخواه و برابریطلب از این تشکلها، چه در داخل و چه در سطح بینالمللی، حفظ و تقویت خواهد شد.
فرید پرتوی
فعال اتحادیه کارگران خدمات عمومی کانادا و اتحاد بینالمللی در حمایت از کارگران در ایران
۱۰ دسامبر ۲۰۲۴ برابر با ۲۰ آذر ۱۴۰۳

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.