سوابق اعتراضات دانشجویی در دوران حاکمیت ملایان
اعتراضات دانشجویی در دوران حاکمیت ملایان یکی از محوریترین بخشهای تاریخ معاصر حکومت ایران است. نگاهی به سوابق اعتراضات نسل دانشگاهی ایران.
پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، دانشجویان نقش عمدهای در تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایفا کردند.
دانشگاهها همواره نقشی کلیدی در آگاهیبخشی و مقاومت داشتهاند. این نقش چنان برجسته بود که خمینی، آنها را «خطرناکتر از بمب خوشهای» توصیف کرد.
پس از استقرار حاکمیت ملایان، دانشجویان با محدودیتهای شدید روبرو شدند و اعتراضات آنها به یکی از نمادهای مقاومت در برابر سرکوب بدل شد.
در دهه شصت و سال ماقبل پایانی آن یعنی سال ۱۳۵۹، حکومت ایران به بهانه پاکسازی مراکز آموزشی از مخالفان حاکمیت ملایان، کودتای «انقلاب فرهنگی» را آغاز کرد.
دانشگاهها تعطیل شدند و تعداد زیادی از اساتید و دانشجویان تصفیه شدند.
این اقدام، اعتراضات دانشجویی را برانگیخت، اما سرکوب گسترده در آن وهله و موقتا اجازه رشد بیشتر اعتراضات دانشجویی را نداد.
کودتای «انقلاب فرهنگی» ضربه سنگینی به استقلال علمی و آزادی بیان در دانشگاهها وارد کرد.
بسیاری از دانشجویان و اساتید از دانشگاهها اخراج شدند و نظام آموزشی تحت کنترل شدید نیروهای حکومتی درآمد.
در دهه هفتاد، به دلیل سرکوب گسترده و با دستاویز جنگ خمینی با عراق عملا اعتراضات دانشجویان زیاد مجال بروز نیافت.
اما حقطلبی و عدالتخواهی و اعتراضات دانشجویی، موضوعی نبود که برای همیشه خاموش شود.
آتش زیر خاکستری بود که هر چقدر سرکوب بیشتر و گستردهتر میشد، حتی در زیر خاکستر بر قوه انفجاری آن افزوده میشد.
در آن دوران بسیاری از فعالان دانشجویی به اتهام همکاری با گروههای مخالف حکومت ملایان بازداشت، شکنجه یا اعدام شدند.
آتش زیر خاکستر دوباره شعله بر کشید
در سالهای پایانی دهه هشتاد، فضای اعتراضی در دانشگاهها دوباره شکل گرفت.
مهمترین رویداد این دوره، اعتراضات دانشجویی در سال ۱۳۷۸ بود.
این اعتراضات که با انتشار مقالهای در روزنامه «سلام» و تصمیم به توقیف این روزنامه آغاز شد، به خشونت گستردهای کشیده شد.
کوی دانشگاه تهران در تیرماه ۱۳۷۸ صحنه حمله نیروهای امنیتی و لباس شخصی به دانشجویان بود.
در این اعتراضات دانشجویی، تعدادی از دانشجویان کشته و زخمی شدند و سرکوب اعتراضات به نمادی از برخورد حکومت با مطالبات دانشجویی بدل شد.
دهه نود شاهد افزایش کنترل و فشار بر جنبشهای و اعتراضات دانشجویان بود.
در دوران ریاستجمهوری محمود احمدینژاد، فضای دانشگاهها با محدودیتهای بیشتری مواجه شد.
حکومت از ابزارهایی مثل «ستارهدار کردن دانشجویان» برای کنترل دانشگاهها استفاده کرد.
این ابزار، دانشجویان معترض را هدف قرار میداد و مانع ادامه تحصیل و فعالیت سیاسی آنان میشد.
این اقدامات، اعتراضات دانشجویی را سرکوب کرد، اما هرگز نتوانست شعله مقاومت را خاموش کند.
در دومین سال این دهه و در سال ۱۳۸۲، اعتراضات به حکم اعدام هاشم آقاجری، به یکی از بزرگترین اعتراضات دانشجویی بدل شد.
این اعتراضات، حکومت ایران را مجبور به عقبنشینیهایی کرد.
در دیگر اعتراضات دانشجویان در دهه نود و در سال ۱۳۸۸ و پس از اعلام نتایج انتخابات ریاستجمهوری ملایان، دانشگاهها یکی از کانونهای اصلی اعتراضات بودند.
دانشجویان نقش مهمی در اعتراضات گستردهای ایفا کردند که خیانت افراد موسوم به «رهبران جنبش سبز» منجر به توقف موقتی اعتراضات شد.
در جریان این اعتراضات، تعداد زیادی از دانشجویان بازداشت شدند و برخی از آنها به احکام سنگین محکوم شدند.
اعتراضات دانشجویی در دهه آخر قرن چهاردهم
در دهه پایانی قرن چهاردهم نیز، اعتراضات دانشجویی با موضوعات مختلفی همراه شد.
از اعتراض به مدیریت ناکارآمد دانشگاهها تا مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، دانشجویان همواره نقش فعالی در بیان نارضایتیهای عمومی ایفا کردند.
در سال ۱۳۹۶ نقطه عطفی در اعتراضات دانشجویان رقم زده شد.
این نقطه عطف شعاری بود که از سر در دانشگاه تهران به هوا برخاست و پایان بازی «اصلاحطلبی و اصولگرایی» ملایان را اعلام نمود.
شعار «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» در اعتراضات دانشجویی آن سال، خط بطلانی بر بازی و سناریوی ملایان برای فریب جامعه کشید.
در دیگر اعتراضات این دهه در سال ۱۳۹۸ نیز جنبش دانشجویی رادیکالتر از همیشه در صحنه ظاهر شد.
در سال ۱۳۹۸، دانشجویان در اعتراضات سراسری شرکت داشتند و برخی دانشگاهها به مراکز اصلی تجمع معترضان تبدیل شدند.
بازداشت گسترده دانشجویان، احکام سنگین برای فعالان دانشجویی و افزایش نظارتهای امنیتی از جمله واکنشهای حکومت ملایان به این اعتراضات بود.
پس از سرکوب خونین قیام آبان ۱۳۹۸، دانشگاهها به کانون اعتراضات تبدیل شدند.
دانشجویان با شعارهایی مانند «نه تاج و نه عمامه، آخوند کارت تمامه» و «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر» اعتراض خود را به جهان اعلام کردند.
این جنبش بازتابی از خشم عمومی و خواست تغییر حاکمیت در جامعه بودند.
اما این نیز پایان کار نبود و در اولین سال دهه اول قرن پانزدهم، اعتراضات دانشجویی به کیفیت بیبدیلی بالغ شد.
نقطه عطف اعتراضات دانشجویان پس از انقلاب ۱۳۵۷
اعتراضات دانشجویی در سال ۱۴۰۱ یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ معاصر دانشگاهها بود.
این اعتراضات در واکنش به کشتهشدن مهسا امینی و محدودیتهای گسترده بر آزادیهای اجتماعی آغاز شد.
در اعتراضات سال ۱۴۰۱، دانشجویان بار دیگر در خط مقدم اعتراضات قرار گرفتند.
این دوره، یکی از شورانگیزترین دوران اعتراضات دانشجویی بود.
دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، علامه طباطبایی، تهران و بسیاری از دانشگاههای دیگر، تجمعات گستردهای برگزار کردند و شعارهایی علیه حکومت سر دادند.
نیروهای امنیتی با حضور در دانشگاهها به سرکوب شدید این تجمعات پرداختند.
بازداشت دانشجویان، استفاده از خشونت و اعمال فشار بر خانوادههای آنها از جمله اقداماتی بود که حکومت برای مقابله با این اعتراضات انجام داد.
در تمامی این سالها، دانشگاهها به عنوان یکی از سنگرهای آزادی و مقاومت شناخته شدهاند.
نقش دانشجویان در اعتراضات ایران و اعتراضات دانشجویی همواره پررنگ و تاثیرگذار بوده است.
شانزده آذر امسال در شرایطی فرا میرسد که بحران اقتصادی سراسر جامعه را در برگرفته است. مردم تحت فشار شدید تورم، بیکاری و مشکلات معیشتی قرار دارند.
همزمان، حکومت ایران سرکوب مخالفان را با شدت بیشتری دنبال میکند.
بازداشتها، اعدامها و محدودیتها در سراسر کشور افزایش یافته است. تحولات خاورمیانه نیز فشارهای بینالمللی بر حکومت ایران را بیشتر کرده است.
شرایط کنونی نشان میدهد که ادامه بقای حاکمیت ملایان بهشدت در خطر است.
حکومت ایران با بحرانهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دستبهگریبان است و توان خروج از این وضعیت را ندارد.
در این بین امتداد اعتراضات دانشجویی در کنار اعتراضات سایر اقشار، میتواند به هدف نهایی یعنی حاکمیت ملایان دلالت کند.
[جنبش دانشجویی در ایران چه مسیری را طی کرده است؟]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.