غوغای زمین‌خواران در حاکمیت ملایان

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس خامنه‌ای، در روز جمعه ۱۸ آبان ۱۴۰۳ در «همایش سراسری بنیاد مسکن انقلاب اسلامی»، اطلاعات جدیدی در مورد وضعیت زمین در کشور ارائه داد. وی اعلام کرد که «سازمان ملی زمین و مسکن وزارت راه و شهرسازی دو برابر مساحت زمین‌های مسکونی کل کشور، زمین خالی در اختیار دارد.»

این خبر نشان می‌دهد که انحصار زمین در دست نهادهای دولتی و زمین‌خواران، یکی از بزرگ‌ترین موانع بر سر راه حل بحران مسکن در کشور است.

زمین‌خواران، دستگاه‌های دولتی و برخی نهادهای شبه‌دولتی سال‌هاست که اقدام به احتکار زمین کرده و با این کار مانع از عرضه زمین برای ساخت مسکن شده‌اند.

بر اساس آخرین آمار رسمی، هزینه زمین در قیمت تمام‌شده مسکن در سال ۱۴۰۰ در مراکز شهری کشور به ۴۷ درصد رسید و در پایتخت این نسبت به ۷۰ درصد هم رسید.

برای حل بحران قیمت مسکن نخستین قدم کاهش قیمت زمین است.

برای تحقق این هدف، باید راهی برای از بین بردن انحصار زمین‌خواران پیدا کرد.

انحصار زمین در دست زمین‌خواران و نهادهای دولتی، عامل اصلی گرانی زمین و در نتیجه گرانی مسکن است.

حالا آمارهای جدید رئیس مجلس خامنه‌ای نشان می‌دهد که مسئله زمین و تأمین اراضی برای ساخت مسکن به‌طور مستقیم به عملکرد وزارت راه و شهرسازی وابسته است.

طبق اعلام قالیباف، زمین‌هایی که در اختیار وزارت راه و شهرسازی و سازمان ملی زمین و مسکن قرار دارد، به مساحت ۱۸ میلیارد مترمربع، معادل یک میلیون و ۸۱۴ هزار هکتار، به ارزش حدود ۴۵ هزار میلیارد تومان است.

همچنین طبق ماده ۵ اساسنامه سازمان ملی زمین و مسکن، یکی از وظایف اصلی این سازمان، «تأمین، اداره و بهره‌برداری از زمین‌های کشور در چهارچوب سیاست‌های ابلاغی وزارت راه و شهرسازی» است.

احتکار زمین توسط زمین‌‌خواران عامل ۳۴۴۷ برابرشدن قیمت زمین در ۳ دهه!!!

این در حالی است که این سازمان خود به یکی از بزرگ‌ترین زمین‌خواران کشور تبدیل شده است.

این وضعیت خود به‌خوبی نشان‌دهنده این است که در عمل این سازمان به جای عرضه زمین برای ساخت مسکن، نقش عمده‌ای در انحصار و احتکار زمین دارد.

براساس آمارهای مرکز آمار ایران، سهم مسکن از سبد هزینه‌های خانوارهای شهری در سراسر کشور به ۴۲.۴ درصد و در استان تهران به ۵۵.۸ درصد رسیده است.

طبق استانداردهای جهانی سهم مسکن از سبد هزینه‌های خانوار نباید از ۳۰ درصد بیشتر باشد.

بر این اساس میزان زمان خانه‌دارشدن در شهرستان‌ها ۴۸ سال و در تهران به ۱۵۰ سال رسیده است.

این آمارها به وضوح نشان می‌دهد که در شرایط کنونی، تأمین مسکن مناسب برای قشرهای مختلف جامعه به یک چالش اساسی تبدیل شده است.

عباس صوفی، عضو کمیسیون عمران مجلس، اعلام کرده که ناترازی مسکن در کشور در حال حاضر به ۷ میلیون واحد رسیده است.

یکی از اصلی‌ترین دلایل این ناترازی، مصوبه شورای عالی معماری و شهرسازی در سال ۱۳۷۸ تحت عنوان «ضابطه جلوگیری از افزایش محدوده شهرها» بود که موجب انحصار زمین توسط زمین‌خواران و نهادهای دولتی شد.

بر اساس آمارهای رسمی، در سه دهه اخیر، قیمت دلار آزاد رشد ۳۶۶ برابری داشته است، در حالی که قیمت مسکن در این مدت ۱۶۰۰ برابر و قیمت زمین در تهران ۳۴۴۷ برابر شده است.

در حقیقت، قیمت زمین حتی بیشتر از تورم عمومی رشد کرده و این خود عاملی بوده است که به رشد افسارگسیخته قیمت مسکن در کشور دامن زده است.

در این شرایط، حکومت ایران به بهانه «کمبود زمین»، به سراغ تراکم‌افزایی و شهرسازی فشرده در کلانشهرها رفته است. این سیاست به‌گونه‌ای باعث شده که مردم به‌ناچار از شهرهای بزرگ به حاشیه‌ها رانده شوند.

با زمین‌های در اختیار وزارت راه و شهرسازی، می‌توان ۳۰ شهر به اندازه تهران ساخت!!!

طبق سند آمایش سرزمینی، ۱۶ درصد از مساحت کشور برای سکونت مناسب است. اما به دلیل تصرف و احتکار زمین توسط زمین‌خواران، تنها ۲ درصد از این مساحت برای سکونت در نظر گرفته شده است.

این وضعیت نشان‌دهنده این است که مشکل اصلی بحران مسکن کشور نه کمبود زمین، بلکه انحصار زمین توسط زمین‌خواران و نهادهای دولتی است.

برای درک اندازه این اراضی، کافی است بدانیم که مساحت یک میلیون و ۸۱۴ هزار هکتار معادل حدود ۳۰ برابری مساحت ۶۱۵ کیلومتری شهر تهران است.

این میزان زمین کافی است تا ۳۰ شهر به اندازه تهران ساخته شود.

اگر تنها ۶ درصد از این زمین‌ها برای ساخت مسکن عرضه شود، می‌توان ۱۰ میلیون خانوار را صاحب خانه‌های ۱۰۰ متری کرد و مشکل ناترازی ۷ میلیونی مسکن را برای همیشه حل کرد.

در نهایت، این آمارها به وضوح نشان می‌دهد که مسئله اصلی بحران مسکن کشور، نه کمبود زمین، بلکه انحصار زمین توسط زمین‌خواران و نهادهای حاکمیت ملایان است.

غارت و چپاول ثروت‌های عمومی کشور توسط زمین‌خواران ارگان‌های حکومتی به قیمت بدبخت‌کردن و بی‌خانمان‌کردن مردم ایران تمام شده است.

تا جایی که مردم ایران مجبور به گورخوابی، لوله‌خوابی، پشت‌بام‌خوابی، اتوبوس‌خوابی، و… شده‌اند.

بسیاری از خانوارها نیز مجبور شده‌اند به صورت اشتراکی یک خانه را برای زندگی اجاره کنند.

بسیاری دیگر نیز به دلیل احتکار زمین توسط حاکمیت ملایان در کانکس زندگی می‌کنند یا به حاشیه شهرها و قبرستان‌ها روی آورده‌‌اند.

در همین حال طبق اعلام رسانه‌‌های حکومتی تنها در تهران ۲ میلیون مسکن خالی در تهران هست که در مالکیت بانک‌ها و هلدینگ‌های اقتصادی ارگان‌های قدرت و ثروت است!

[افزایش قیمت مسکن در دولت رئیسی؛ چرا؟]

«خانه نخرید همه را صاحب خانه می‌کنیم» پایانش این بود!                                                              

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)