حزب دموکرات دغدغه و نگرانی های مردم آمریکا را قربانی سیاست خارجی جنگطلبانهی آمریکا کرد. قربانی جنگ افروزی های پرهزینه در اوکراین و خاورمیانه و آسیای شرقی. در شهر های آمریکا مردم شب در پارک ها میخوابند و نان خوردن ندارند، کارفرمایان حاکمیت بسته های میلیاردی از پول مالیات همان مردم را برای تصاحب چند وجب خاک روسیه و اوکراین تقدیم باند تبهکار زیلنسکی و نیونازی های اروپا میکند. دیدن این چیزها هر آمریکایی فقیر بیکار را خودبخودی به سوی شعارِ “اول آمریکا” می کشاند. حتی اگر پرچمدار چنین شعاری مردی باشد که با تمام مقیاس های عقلسلیم ناخوشایند و انتخابنکردنی است.
بی توجهی به مشکلات داخلی از یک سو و این وسواس دیوانهوار که اینها به جنگ در خارج از آمریکا نشان دادند، هم آبروی دولت آمریکا را در میان جوامع جهانی [جامعهی جهانی فقط چند دولت در اروپای غربی و آمریکای شمالی نیست] برد و هم اعتماد بخش وسیعی از مردم آمریکا به دولت شان، و توانایی حاکمیت آمریکا به حکومت دولتداری را تضعیف کرد. ترامپ مشخصا همین خالیگاه های استراتژیک را نشانه میگرفت و رویش کار کرد: شعارِ “اول آمریکا” علارغم طنین پوپولیستی اش تمامی ضعفها و کمکاری های دولت های آمریکا در داخل این کشور را به یاد مردم آمریکا میآورد.
البته این به معنی آن نیست که حزب جمهوریخواه به رهبری ترامپ دست از جنگ های پرمصرف در جهان برمیدارد و تمام پول و انرژی اش را مصرف مردم آمریکا میکند. اصلا. سیاست خارجه آمریکا هنوز وسیعا بدست یک کلاس از نخبگان سیاسی خواهد بود که در صنعت جنگطلبی و سلطهی جهانی کارکشته اند و عمر شان را پای آن گذاشته اند. نخبگان امپراتوری دنیا را تماما از اتاق های فکری وزارت خارجه و پنتاگون می بینند و هرگز حاظر نیستند چشم از هیژمونی آمریکا در خارج از مرزها بردارند و به مشکلات داخلی آمریکا نگاه بکنند. به اقرار خودِ آمریکایی ها، بخش وسیعی از زیربناهای اقتصادی آمریکا در حد کشور های شرق اروپا عقبمانده است. ولی نمایندگان شان به هزار اکراه حاضرند درصدی از پول های که خرجِ جنگ افروزی و سلطهگری در خارج آمریکا میکنند را خرج مردم خویش بکنند.
به هر حال، جمهوریخواهان توانستند هم این توهم (اول آمریکا) را برای کسانی که تشنهی چنین چیزی هستند بوجود بیاورند و هم خشم مخالفین جنگ (به ویژه آمریکایی های مسلمان و عرب) و به صورت کل، طرفداران شاکی حزب دموکرات را پاسخ بدهند.
چند شب پیش با پدرم صحبت میکردم و گفتم احتمالا ترامپ انتخابات را میبرد، ولی این بیشتر از آنکه پیروزی جمهوریخواهان باشد شکست دموکراتهاست. حزب دموکرات و کاملا هریس، کارزار انتخاباتی خود را بر نسلکشی بنا کردند. در یکی از این کارزارها کاملا هریس در واکنش به یک معترض به جنگِ غزه گفت: اگر میخواهی دونالد ترامپ ببرد، بگو، وگرنه بگذار من حرف بزنم.” چه کسی تصور میکرد این گفته (که اکنون بر سر زبان هاست) بتواند ماهیت مسله را به این خوبی در دل خود حمل کند. آمریکایی ها اعتراض کردند، ترامپ برد.
دموکرات ها دارند بهای حمایت بیقید و شرط از نسلکشی در غزه را میدهند. پاره ای از جامعهی آمریکا یک سال تمام گلوی شان را پاره کردند تا جوبایدن و کاملا هریس قدمی بردارد و حتی در حد یک واکنش سرسرکی و سرزنش ساده جلوی سگِ هار اش در خاورمیانه را بگیرد. بایدن و کاملا هریس دست از پا خطا نکردند و محکم و استوار پشت یک نسل کشی بیوقفه ایستاند. حالا هزینه اش را میدهند. زهرِ تلخ این شکست وحشتناک همه در کام جوبایدن و کاملا هریس و انتونی بلنکین باد. شاید وقتش رسیده که دموکرات ها با نسلکشی مخالفت کنند!

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.