صدایی که خاموش نمیشود: هنر، اعتراض، و شهادت جمشید شارمهد
صدایی که از قلب شب برخاست. مردی که در سایهها سرود اعتراض سر داد و آتشی در دل شبهای خاموش برپا کرد. جمشید شارمهد، صدای رهایی در میان دیوارهای تنگ دیکتاتوری، نمادی بود از هنری که تاب مقاومت دارد؛ مردی که نه فقط یک فرد، بلکه یک جریان بود. او به دست هنر مسلح بود و با سخن، سلاحی برانتر از شمشیرها در دست داشت. از زمانی که «رادیو تندر» را به صحنه آورد، هر برنامه به مثابه یک نمایش رهایی و یک صحنه مقاومت بود. در کنار فرود فولادوند، این صدای مشترک، شعری بود بر زبان آزادیخواهانی که هرگز خاموش نمیشوند.
رادیو تندر، جرقهای در شب تاریک، رسانهای بود که هر موجش چون نوری در دل سیاهی میدرخشید. این رادیو تنها یک رسانه نبود؛ بلکه تئاتر مقاومت و صدای اعتراض بود، جایی که جمشید شارمهد در آن به شعر آزادی، نقش میزد و هنرش را به خدمت مبارزه علیه استبداد میگرفت. چه کسی فکر میکرد صدایی از لسآنجلس بتواند لرزهای به پایههای نظامی بیندازد که از هر صدای آزادیخواهی واهمه دارد؟ شارمهد و فولادوند با این رسانه، به مردم نشان دادند که هنر میتواند زبانی گویا و پرتوان برای بیان حقیقت باشد؛ حقیقتی که جمهوری اسلامی از آن واهمه دارد.
رژیم جمهوری اسلامی ایران، برای خفه کردن هر صدای مخالف، سناریوهای تراژیک خود را میسازد. شارمهد را متهم به بمبگذاری و آشوب کردند، اما این اتهامات تنها بازیای دیگر در نمایشنامه تکراری دیکتاتوری بود. دستگیری او در امارات و انتقالش به ایران، گواهی است بر آنکه چگونه رژیمی که خود را «اسلامی» مینامد، از هیچگونه قانون و عدالت پیروی نمیکند و با زنجیرهای ترس و وحشت به جان آزادیخواهان افتاده است. این صحنهسازیها تنها پردهای در برابر جنایاتی است که در پشت دیوارهای زندانها و دادگاههای مخفی اتفاق میافتد. این همان پردهای است که جمهوری اسلامی هر بار با خون آزادیخواهان نقش میزند.
در آخرین پرده، جمشید شارمهد اعدام شد؛ اما صدای او در سکوت فروننشست. شهادت او پیامی است به تمامی کسانی که در خاموشی زیر بار ستم زندگی میکنند. او با جان خود ثابت کرد که صدای آزادی هرگز خاموش نمیشود. این صدا از میان هنرش برخاست، در امواج رادیو پخش شد، و حالا در فریادهای بیصدای تمام کسانی که در خفا مبارزه میکنند، زنده است. جمهوری اسلامی شاید گمان کند که با خاموش کردن شارمهد، به صدای آزادی پایان داده است، اما این صدا همچنان در جانها و خاطرات جاری است.
شما شاید قادر باشید جان انسانهای آزاده را بگیرید، اما نمیتوانید روح آنان را خاموش کنید. جمشید شارمهد رفت، اما این شعله هرگز خاموش نخواهد شد.

آرش توکلی ۲۹ اکتبر ۲۰۲۴ – یک روز پس از اعدام – دانشگاه هامبورگ
Arash Tavakoli

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.