دعوتی به قید ضرورت و فوریت

ملت غیور ایران

آیا دیگر کسی هست که از  سازش “نامقدس” سلطه گران خارجی و خائنین داخلیشان و خطرات سهمگین آنان که موجودیت ایران را تهدید میکند و همزمان در حال تخریب بی امان کشور هستند  اطلاع نداشته باشد ؟! ولی برای اتمام حجت به وطن پرستان مجددا به مواردی از این خطرات خارجی و داخلی اشاره مینمایم:

الف – خطرات خارجی :

۱ – تحمیل رهبران خائن و وابسته به بیگانگان تا حکومتی دست نشانده را بر سر کار آورند آنچنانکه تاریخ ۱۰۴ ساله ایران گواه زنده آن میباشد و اگر در قدیم بدلیل محدودیت وسایل ارتباطی برای شناخت رهبران وابسته نیاز به گذشت زمان بود تا افشا شوند امروز این وطن فروشان خود وابستگی خویش را رسما و عملا نشان میدهند بنابراین اگر ملت ما باز فریب این خائنین را بخورد  و نقشه آنان و اربابانشان را نقش برآب نکند فقط و فقط باید خود را سرزنش نماید.

۲ – خطر جنگ از سوی اسراییل با حمایت متحدانش به ویژه اینکه پایان جنگ نه تنها پایان قدرت نتانیاهو را رقم خواهد زد بلکه پیگرد قضایی او در اسراییل و نیز دیوان کیفری بین المللی را بدنبال خواهد داشت بنابراین ادامه و گسترش جنگ خواست قطعی او میباشد. 

۳ – خطر جنگ از منطقه شرق کشور توسط طالبان افغانستان که امریکا با بجا گذاشتن بیش از ۸۵ میلیارد دلار تجهیزات نظامی مجددا آنها را بر آن کشور حاکم کرد و نیز حضور جمعیت بزرگی از افغانها در ایران و نیز  با توجه به احتمال  قدرت یافتن طالبان پاکستان این خطر افزایش خواهد یافت.

۴ – احتمال تشدید تحریم ها.

۵ – احتمال ارجاع پرونده جزائر سه گانه به دیوان لاهه از طریق شورای امنیت سازمان ملل بویژه آنکه حتی “به اصطلاح “متحدین استراتژیک ایران یعنی چین و روسیه پیشتر حمایت خود از ادعای امارات راجع به جزایر سه گانه ایرانی خلیج فارس را اعلام کرده اند و اخیرا هم کشورهای اروپایی ایران را “اشغالگر “این جزایر خواندند و خواهان پایان دادن به “اشغال” آنها از سوی ایران شدند.

۶ – تغییر وضعیت خاورمیانه و خاور نزدیک که ورژن جدید طرح خاورمیانه بزرگ است که بر  تجزیه کشور تاکید دارد و پیش درآمد آن با مساله جزایر سه گانه ایرانی خلیج فارس کلید خورده است .

ب  – خطرات داخلی

۱ – حل بحران جانشینی از طریق سیستم موروثی و برکشیدن مجتبی یا تحمیل فرد سوپر بنیادگرایی مانند میرباقری که ورژن داخلی همان بند اول بخش الف می باشد.

۲ – تشدید سرکوب مخالفان نظام .

۳ – فروپاشی از همان نوعی که در شوروی  رخ داد که هر یک از اعضای دفتر سیاسی حزب کمونیست یا “پولیت برو “در کشور زادگاه خود که از شوروی سابق جدا شد قدرت را بدست گرفتند و شکل دیگری از دیکتاتوری را ادامه دادند.

۴ – تشدید بحران زیست محیطی کشور .

۵ – افزایش فقر و فلاکت.

۶ – خطر جدی در تداوم دولت ورشکسته “fail-stat” که از مدتها پیش در کشور وجود دارد زیرا علاوه بر غیرقانونی بودن نمی تواند وظایف ذاتی خود را حتی بعنوان حکومت “دوفکتو “ایفا کند.

۷ – افزایش احتمال خلا قدرت و انتقام گیری  و جنگ داخلی و تجزیه  و انحطاط کشور .

اگر شما ملت بزرگ باور دارید که یکی از مهمترین علل جنگ ۸ساله مواضع نابخردانه و متوهمانه خمینی بود ولی خسارتهای انسانی و مادی آن را شما ملت بزرگ تحمل کردید و اگر میدانید که وضعیت “فوق خطرناک “کنونی و سایه جنگی ویرانگر که بر سر ما گسترده است عمدتا بدلیل مواضع احمقانه و متوهمانه رهبر حقه باز غیرقانونی میباشد و طبیعتا هزینه های انسانی و مادی آن به شما تحمیل خواهد شد و اگر  باور دارید که جنگ اسراییل غایت خواست نتانیاهو میباشد زیرا پایان جنگ پایان قدرت او و آغاز پیگرد قضایی او در داخل اسراییل و نیز پیگرد وی توسط دیوان کیفری بین المللی خواهد بود، در وقوع آن تردید نخواهید کرد .

اکنون پرسش این است که در برابر این خطرات ایران برباد ده تماشاگر بی عمل خواهیم ماند تا بیگانگان برای ما رهبر تعیین نمایند و  با تحمیل جنگ زیرساختهای کشورمان را ویران کنند و ما را به “بردگی نوین “بکشانند و فرزندانمان را به مسلخ ببرند؟!

آیا نمیدانیم  که چه حکومت ما قانونی باشد وچه غیرقانونی ، در روابط بین الملل ما مسئول عملکرد آن هستیم ؟! آیا اگر در مقابل هوسهای ایدئولوژیک خمینی اعتراض میکردیم جنگ ویرانگر ۸ساله رخ میداد که اینهمه خسارت انسانی و مادی را تحمل کنیم؟!

برای نجات از وضعیت “فوق خطرناک” داخلی و بین المللی و پیشگیری از جنگ راهی جز  “دفع علت ” آن نیست و نیک میدانیم که “علت العلل” وضعیت “فوق خطرناک ” کنونی نظام جور و جهل و فساد و رهبر غیرقانونی و حقه باز آن میباشد اما “سرعت تحولات” فرصتی در اختیار ما قرار نمیدهد  تا با تمانینه و در روندی معمولی این “ماده نزاع “را از بین ببریم چنانکه ناکامی سالها گواه آن است.

آیا منتظر میمانیم تا مثل عراق و لیبی و لبنان افغانستان و… کشور ما را متلاشی و حامدکرزای‌ها و احمد چلبی ها و اشرف غنی ها و کسانیکه به دریوزگی به نتانیاهو کرنش کرده و میکنند را که در آب نمک گذاشته اند بر ما مسلط نمایند؟!

آیا نمیدانیم که بحران جزایر سه گانه هم یکی از خیانتهای اعلیحضرت بود که بحرین این گل سر سبد ایران را بدستور انگلیس از دست داد و پورتوکل ذلت بار مورخ ۱۳۵۰/۹/۳۰ راجع به ابوموسی را پذیرفت که ایران را “اشغالگر نظامی ” تعریف کرده و امروز این “خیانت “بهانه فشار های بین المللی به کشورمان شده ست؟!

آیا اگر اپوزیسیون معتبر و دارای قابلیتی وجود نداشته باشد منتظر میمانیم تا چنان اپوزیسیونی ایجاد شود و در یک روند طولانی به وحدت برسند تا سپس قیام ما را رهبری کنند و از فتنه گران خارجی و عوامل داخلیشان تا زمان مقرر استمهال خواهیم کرد و آنها تا زمان “آمادگی “کامل بما مهلت خواهند داد و از توطئه خودداری خواهند کرد؟!؟! آیا چنین ساده لوحی ای از ساحت ملتی هوشمند پذیرفتنی ست؟!

مگر صدها مرتبه فریاد نزدم که : ای ملت کشور در آستانه فروپاشی و ما در معرض یک انتخاب تاریخی قرار داریم؟!

مگر بارها و از جمله در نامه سرگشاده ۱۳۸۱/۹/۱۴  بعنوان مرد قانون با استدلال حقوقی اعلام نکردم که ولایت خامنه ای “باطل “و همه نهادهای منبعث از وی نیز بدلیل “بطلان ولایت ” او باطل میباشند ؟!

و مگر صد بار توضیح ندادم که اپوزیسیون و ناراضی دو مقوله جدا از هم  و متفاوت میباشند و ۹۹٪ کسانیکه ادعای اپوزیسیون بودن میکنند فقط ناراضیانی اند که هیچ مسئولیتی ندارند ولی اپوزیسیون مسئولیتهای بزرگی بعهده دارد که ایفای آن مسئولیتها مستلزم داشتن مهارتها و آگاهیها و اوصاف و ظرفیتها و شرایطی ست که آنها ندارند؟!

کسانی که میگویند جنگ اسراییل علیه ایران جنگ ملت ایران نیست و عملا و رسما از چنین جنگی استقبال میکنند  آیا نمیدانند زیرساختهایی که هدف قرار میگیرند متعلق به ملت ماست و مراکز نظامی یا صنایع نفتی و اقتصادی ملک طلق ملت ایران است و نیروهای مسلح که هدف متجاوزین قرار گیرند فرزندان ما میباشند؟!؟! ما با “دشمن خانگی” چه کنیم ؟!

و باز منتظر میمانیم؟ در حالی که این خانه آتش گرفته؟!

چون تنها راه نجات کشور و جلوگیری از جنگ ، دفع “ماده نزاع “یعنی جمهوری جور و جهل و فساد و رهبر منعزل آن میباشد و از خارج در تکاپوی تحمیل رهبران وابسته و وطن فروش از طریق وراثت و ” ژن مخصوص ” و در داخل خوابهایی برای حل “بحران جانشینی “از طریق وراثت ” و ” ژن خوب ” مجتبایی یا برکشیدن شیخ المرتجعین میر فلان و… دیده اند و در “تنگنای زمانی ” کنونی که سرعت تحولات “غافلگیر” کننده میباشد و در غیاب “اپوزیسیونی معتبر و دارای قابلیت ” و با عنایت به اینکه مبارزه با” استبداد و استعمار “نه نیازمند “وکالت “است و نه فقدان وکالت موجب “معافیت “از آن خواهد بود بلکه مسئولیتی ملی ،اخلاقی ،انسانی و قانونی میباشد بنابراین :

بنام ملت ایران  ، بنام اخلاق ، بنام انسانیت و بنام قانون و برای “نجات ایران ” که “سازش نامقدس” استبداد داخلی  و استعمار خارجی آن را به ” آتش “کشیده ست بقید “فوریت “و “ضرورت “همگان  را به “قیامی ملی “از طریق “اعتصابات ملی “فرا میخوانم و به پیشانی دانش آموزان و دانشجویان بوسه مهر و استمداد میزنم و انتظار دارم با پیشتازی خود در این مبارزه مشوق دیگر اصناف و اقشار شوند و گروه های مختلف که به اعتصابات و اعتراضات پراکنده  و جدا جدا دست میزنند را به “اتحاد در عمل “دعوت میکنم که با “همبستگی  “به اعتصابات خود ماهیت  “سراسری “و هویت “ملی “دهند.و صد البته دست کارکنان صنایع نفت و گاز و پتروشیمی و فولاد و حمل و نقل که بدلیل نقش “ممتازشان   ” در جامعه “مسئولیتی سترگ ” نیز بر عهده دارند را میفشارم و آنها را به یاری می طلبم.

سرافراز ملت ایران

پاینده ایران

قاسم شعله سعدی 

۱۴۰۳/۸/۳

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)