میهن آریائی – اسلامی در خطر است!
۴۲۵ دانش پژوه و دانش پرور و دانشمند و فیلسوف و نویسنده و مترجم و هنرمند و خردمند و نخبه و فرهیخته از داخل و خارج از ایران پای « فراخوان جمعی: علیه نظم «نوین» تحمیلی بر خاورمیانه » امضا گذاشته و نسبت به “نظم نوین” امریکائی – اسرائیلی در خاورمیانه و خطر جنگ علیه ایران هشدار و اخطار داده اند.
• فراخوان خطاب به کیست؟ فراخواندگان چه باید بکنند؟ در ابهام است.
• کانون و نقطه تمرکز فراخوان، بر تهاجم اسرائیل به فلسطین و نسل کشی درغزه است. هیچ اشکالی ندارد؛ اما جای پرسش است که این خطر و نیاز به اخطار چرا برای این جمع فراخوان دهنده در این سال ها و یک سال فاجعه بار گذشته وجود نداشته و تنها زمانی احساس شده است که « گفتارها و شواهد گویای آن است که ایران از اهداف بعدیِ تخاصم اسرائیل تحت عنوان “نظم نوین”خواهد بود»؟!
• جمهوری اسلامی ایران در چهارچوب فراخ تحلیل تاریخی – سیاسی فراخوان از وضعیت گذشته و حال و آینده ی خاورمیانه جائی ندارد. تاریخ خاورمیانه برای فراخوا ن دهندگان، فقط تجاوزات و جنایات آمریکا و اسرائیل در سوریه و عراق و فلسطین است، و در رابطه با ایران، تنها اشاره به ” کودتای ۱۹۵۳ بریتانیا و آمریکا علیه دولت دموکراتیک مصدق در ایران” محض خالی نبودن عریضه کفایت می کند.
• در رابطه با ایرانِ امروز، تنها هشدار و اخطار به این که ممکن است به ایران عزیزمان حمله شود، کافی است و این که جمهوری اسلامی ایران چه حمله ها و جنگ بی وقفه ای علیه کارگر و زن و ترک وکرد و بلوچ و عرب و آزادیخواه و حق طلب در داخل می کند و چگونه همین حق طلبی ها را با انتساب آن ها به اسرائیل و آمریکا سرکوب می کند؛ این که چه رابطه دوسویه و همپوشانی میان آن دشمن خارجی و این دشمن داخلی مردم در ایران وجود دارد و چگونه همدیگر را تقویت می کنند، این که جمهوری اسلامی در خاورمیانه چه نقشی داشته است، در قبال فسطین چه سیاستی و نقشی داشته است، چه نقش و سهمی در تکوین و تشدید این فضای خشونت و تهدید و جنگی در خاورمیانه و چقدر مسئولیت در آرایش جنگی کنونی علیه مردم ایران داشته است، لزومی ندارد! چرا؟
گویا انتقاداتی به یکسویه بودن فراخوان و سکوت آن در رابطه با جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است که سازمان دهندگان فراخوان مجبور به ” افزوده ای پس از دریافت امضاها” شده و نوشته اند ” برای ایستادگی در برابر هرگونه توجیه و زمینهسازیِ دخالت خارجی در اختلافات و مبارزات سیاسی درون مرزهای ایران ــ که تصمیمگیری دربارۀ آن تنها و تنها با مردم ایران است و نامربوط به مخاطبان نهایی این فراخوان- به مسائل داخلی نپرداختیم”.
عذر بدتر از گناه!
• مگر آنچه در باره فلسطین و غزه و لبنان و غیره نوشته اید برای توجیه و زمینهسازیِ دخالت خارجی در اختلافات و مبارزات سیاسی درون مرزهای داخلی آنان است؟! مگر مسائل داخلی آن ها به خودشان مربوط نیست؟! آیا مخاطبان فراخوان شما از قماشی اند که اگر در باره ایران بنویسید به دخالت خارجی در اختلافات و مبارزات سیاسی درون مرزهای ایران تحریک خواهند شد؟! سخن نگفتن از مداخلات و فتنه انگیزی های خارجی و تحریکات دولت جمهوری اسلامی در منطقه چه ربطی به “اختلافات و مبارزات سیاسی درون مرزهای ایران” دارد جز یک بهانه برای فرار از پاسخ به چرائی ی این سکوت؟ شما خاورمیانه را برای مخاطبانتان تحلیل می کنید، به ایران که می رسید، به آن ها ربطی ندارد و مسائل داخلی مان به خودمان مربوط است؟! چرا مسائل داخلی اسرائیل و فلسطین لبنان به شما و به مخاطبانتان مربوط است اما مسائل ایران به مخاطبان فراخوان شما مربوط نیست؟! کدام نشریه و نهاد مجاز در ایران برای نوشتن چنین فراخوان رسوای یک جانبه ی “محور مقاومتی” با اختتامیه ی ” مسائل داخلی ایران به خودمان مربوط است” با مشکل رو به رو می شود؟ خامنه ای هم آن را امضا می کند.
من دو مقاله ی اخیر ام با عناوین « سرنگونی رژیم برای صلح پایدار» و « چرا ایران بمباران می شود؟!» را بدون اطلاع از وجود ” فراخوان” مذکور نوشته بودم. این که آن دو مقاله گوئی که واکنشی به این ” فراخوان” بوده اند، تصادفی است اما بی زمینه نبوده است.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.