در آغازِ رزمِ رستم و اسفندیار، خوش‌ساختارترین و زیباترین تراژدی فردوسی و شعرِ کلاسیکِ فارسی، رستم به شاهزاده اسفندیار، که به سودای تاج و تختِ‌شاهی و جانشینی پدر و به خواستِ او، به جنگ رستم آمده‌است، پیشنهاد می‌کند‌ که به جای نبردِ تن به تن لشکریان آن‌ها با هم جنگ کنند.

رستم :

“بگو تا سوار آورم زابلی
که باشند با خنجرِ کابلی

برین رزمگه‌شان به جنگ آوریم
خود ایدر زمانی درنگ آوریم”

فرزانگی انسان‌مدارانه و حکمتِ‌ انسان‌دوستانه‌ی فردوسی از زبانِ اسفندیار پاسخ می‌دهد:

“چنین پاسخ آوردش اسفندیار
که چندین چه گویی چنین نابکار

مبادا چنین هرگز آیینِ من
سزا نیست این کار در دینِ من

که ایرانیان را به کشتن دهم
خود اندر جهان تاج بر سر نهم”

برای خمینی ادامه‌ی جنگ “برکت!”ی بود که به تثبیتِ نظامِ دوزخی او یاری رساند.

برای خامنه‌ای جنگ‌افروزی و دشمنی با اسرائیل و آمریکا ابزاری است برای دوامِ نظامِ ستم که جنگ‌افروزی، چون استبداد، سرکوب، تبعیض و فقر، از پایه‌های اصلی نکبتِ جمهوری اسلامی است.

اکنون نیز خامنه‌ای، نتانیاهو، حماس و حزب‌الله برای حفظِ‌ قدرت، منافعِ و دگم‌های ذهنی خود، پا بر جانِ و زندگی مردمان می‌نهند. اینان و آن‌ ایرانی که برای کسبِ قدرت به استقبالِ بمبارانِ کشور و جنگ و مرگِ مردمان می‌رود، در جهانی دور از خردِ انسانی فردوسی و گفته‌ی هوشمندانه اسفندیار، در کمینِ جانِ مردم نشسته‌اند.

 

****************

از این نویسنده:

 

یاس و داس، بیست سال روشن‌فکری و امنیتی‌ها، فرج سرکوهی

“…ما باید تمام قصه را روایت کنیم, از تمامی جوانب, که البته کار سختی است و کار یک نفر هم نیست….این کشتن مداوم که در فرهنگ ما نیز هی تکرار میشه, انگار یک کلیشه ی ثابتی است تو فرهنگ ما…..و اگر همه ی داستان روایت بشه, ما از جن درون خودمون خلاص میشیم. ما باید این جن را بیرون بیاریم, بزاریم جلو رومون, این جن را ببینیم, تا وقتی نبینمش از این جن درونمان خلاص نمیشیم”

 

مبارزه طبقاتی حول گذشته‌­ی حاضر و کشتار تابستان ۶۷

 

با دل­‌های شکسته!
به مردگان‌تان ایمان داشته باشید.
آنان تنها ریشه‌­هایی در زیر سنگ‌­های خون‌­آلود نیستند،
نه‌­ تنها استخوان­‌های ویران بینواشان
به یقین خاک را شخم خواهد زد
بل دهان‌­هاشان، هنوز باروت را می‌­جوَند
و چون اقیانوسی از پولاد یورش می‌­برند،
و هنوز مشت­‌های ناستوده­‌شان، مرگ را انکار می‌­کند
چرا که از این ­همه کالبد
حیاتی نامرئی بر خواهد خاست.

(پ. نرودا- ت. ف سلیمانی، ا. کریمی حکاک)

 

 

 

 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)