به نقل از کانال دیدن

در روز دوم از سفر سه روزه به عراق، وارد بغداد شدم، شاید تنها از دل یک سفر بتوان پی‌برد که دومین شهر بزرگ جهان عرب، نه تنها از جهت مقیاس‌های کمی، سراسر با شهرهای دیگر عراق متفاوت است، بلکه از جهات کیفی هم ثبات این شهر همچون باغ‌های معلق بابل که زمانی چند ده کیلومترآن طرفت‌تر در «حله» قرار داشتند، خالی از عجایبی متناقض نیست.برای نمونه جنوب بغداد را شهرهای شیعی کربلا، نجف، واسط، بابل، کاظمین و شمال آن را مناطق سنی دیالی، صلاح‌الدین و الانبار احاطه کرده‌اند.

با آنکه ۸۷ درصد جمعیت بغداد شهرنشین‌اند، اما در استان‌های شمالیِ سنی‌نشین،‌ هنوز بیش از ۵۰ درصد جمعیت در روستاها ساکن‌اند که خود از بافت ناهمگون پیرامون پایتخت عراق حکایت دارد، اگرچه در بافت جمعیتی بغداد شیعیان همواره در اکثریت بوده‌اند، اما به طرز عجیبی این شهر ۳۵ سال پایتخت حزب بعثی بود که اسلام در آن هیچ جایگاهی نداشت وصدام هم برآمده از شهر سنی‌نشین صلاح‌الدین بود که حتی امروز نیز با ۵۵ درصد جمعیت روستایی عقب‌مانده‌ترین استان‌ عراق به شمار می‌رود.

سنت فرهنگی و سیاسی کافه های بغداد

از سوی دیگر تلاقی سه سنت تمدنی سومر، آشور و ایران که از قرن پنجم با گسترش پایگاه فرهنگی حوزه نجف نیز تقویت شد، از ایران در مرکز عراق هژمونی خارجی ساخته که تا ‌اکنون نیز ادامه دارد.
به همه این‌ها باید سنت کافه‌های هزار و یک‌شبی خیابان‌ متنبی و الرشید را نیز اضافه کرد که با عنوان ثقافه المقهی البغدادیه (فرهنگ کافه نشینی بغداد)همواره از شهرتی تاریخی در جهان عرب برخوردار و قدمتی ۵۰۰ ساله دارند(متاسفانه بخش زیادی از آنها در جریان تهاجم سال ۲۰۰۳ آمریکا به عراق از بین رفتند)
در اهمیت فرهنگ کافه‌نشینی بغداد همین بس که بسیاری از سنت‌های نوظهور مدرن از جمله ناسیونالیسم عربی با حزب بعث، حزب کمونیست عراق و سنت‌های روشنفکری و ادبی از دل این کافه‌ها به سراسر عراق و جهان عرب سرایت کرد و جالب‌تر اینکه ظهور بسیاری از چهره‌های سیاسی شناخته‌شده این کشور محصول سنت فرهنگ کافه‌نشینی بغداد است.
برای نمونه نوری سعید، نخست وزیرِ هشت دوره پادشاهی هاشمی که هنوز هم پرتره‌اش در کافه‌های بغداد طرفدار دارد، سالیان متمادی نشست‌هایش‌ را در کافه الزهاوی خیابان الرشید برگزار می‌کرد ‏
یا معروف‌ترین کافه بغداد الشابندر(همان شاه بندر فارسی) در خیابان متنبی که یکبار در سال ۲۰۰۳ بر اثر بمب‌گذاری به صورت کامل تخریب شد، در ۱۹۰۷ توسط موسی الشابندر تاسیس شدکه در بین سال‌های ۱۹۴۱ تا ۱۹۵۸در دوران ملک فیصل دوم وزیر خارجه عراق بود.
حتی زمانی که حزب کمونیست عراق در ۱۴ جولای ۱۹۵۸ طی کودتایی آخرین پادشاهی عراق ( ملک فیصل دوم) را سرنگون کرد، به سرعت کافه‌ای را در خیابان الکفا با نام کافه ۱۴ جولای تاسیس کرد که بخشی از سیاست حزب کمونیست برای گسترش نفوذ خود در بغداد قلمداد می‌شد.
همچنان که معروف الرُصافی از بزرگترین شاعران ملی‌گرای عراق و یاسین الهاشمی و حکمت سلیمان دو تن از نخست وزیران عراق در دهه ۳۰ به کافه عارف‌آقا که درست روبروی کافه الزهاوی قرار داشت رفت و آمد می‌کردند.
اگرچه حمله آمریکا به عراق، بافت بسیاری از این کافه‌ها را دگرگون کرد، اما بسیاری از نخبگان عراقی که بواسطه تهاجم آمریکا مجبور به ترک وطن شدند، در سال‌های دور از وطن دست به احیای این کافه‌ها در سوریه و عمان زدند، که نشان می‌دهد، هنوز فرهنگ کافه‌های بغداد، فراتر از دورهمی‌های معمول در کافه‌هاست.هنوز در میان روشنفکران عراقی کافه حسن عجمی که در ۱۹۱۷ تاسیس شد، کافه‌ای با تصاویر کمیابی از تزارهای روس بر روی سماورها و تصاویری از شاهان قاجار بر قوری‌ها و قلیان‌ها، نمادی از تحول ادبی و مکانی برای تجمع نویسندگان تحول‌خواه عرب در دهه ۴۰ میلادی به حساب می‌آید، در واقع این کافه همان نقشی را داردکه زمانی کافه نادری در خیابان لاله‌زار داشت.
زمانی ساسون سامخ استاد ادبیات عرب در دانشگاه تل‌آویوکه یکی از مهمترین پاتوق‌هایش همین کافه حسن عجمی بود نوشت:

روزهای خود را در رفت‌وآمد میان کافه‌های متعدد خیابان الرشید سپری می‌کردم؛ کافه‌هایی که محل تجمع نویسندگان و هنرمندان جوان بود،بیشتر آنها مسلمان، سکولار، چپ‌گرا بودند. جهانی از فرهنگ در برابر من گشوده شد. بغداد در اواخر دهه ۱۹۴۰ مملو از فعالیت‌های ادبی بود و به نظر می‌رسید که در آستانه تبدیل شدن به مرکز ادبیات جهان عرب قرار دارد.

به این ترتیب در جامعه به شدت مذهبی با بافت جمعیتی ناهمگون عراق سنت نخبگانی کافه‌هایش بخشی از تضاد‌ها و عجایب ماندگاری بغداد است.

 

روزهای خود را در رفت‌وآمد میان کافه‌های متعدد خیابان الرشید سپری می‌کردم؛ کافه‌هایی که محل تجمع نویسندگان و هنرمندان جوان بود،بیشتر آنها مسلمان، سکولار، چپ‌گرا بودند. جهانی از فرهنگ در برابر من گشوده شد. بغداد در اواخر دهه ۱۹۴۰ مملو از فعالیت‌های ادبی بود و به نظر می‌رسید که در آستانه تبدیل شدن به مرکز ادبیات جهان عرب قرار دارد.

 

زندگی مدرن شهری در سایه ترس

اگرچه در بغداد احساس رضایت نسبی از امنیت وجود دارد و افراد بعضاً به آن اشاره می‌کنند، اما شاید شکننده‌ترین وضعیت در پایتخت عراق مسئله امنیت باشد، به طوری که حضور چشمگیر مأموران پلیس در سطح شهر و گیت‌های بازرسی که حتی در مقابل مراکز خرید هم با جدیت به کار خود مشغول‌اند، کاملاً چشم را آزار می‌دهد. با این‌همه، طبقه مدرن شهری بعضاً با پوششی متمایز با دیگر شهرها در مال‌ها و مراکز خرید، تصویری متفاوت از زندگی در عراق را به نمایش می‌گذارند؛ جایی که تقریباً زنان را بدون پوشیه و حجاب

شاید تنها در چنین مکان‌هایی بتوان دید، هرچند نه به شکل گسترده.
با اینکه به‌طرز مضحکی به‌سختی بتوان مطالعه یا نظرسنجی در خصوص دیدگاه مردم عراق درباره حمله آمریکا به این کشور یافت، اما بر اساس یک مطالعه موردی توسط یکی از مدیران موسسه گالوپ، اکنون تنها ۳۵ درصد کردها و ۲۹ درصد مسلمانان این تهاجم را مثبت ارزیابی می‌کنند. جالب اینجاست که ۳۶ درصد عراقی‌ها معتقدند زندگی‌شان در دوران صدام بهتر بود و ۳۳ درصد هم معتقدند که وضعیت‌شان به همان اندازه رژیم قبل بد است.

مغازه های مدرن بغداد

 

علی بابا و چهل دزد بغداد

موزه بغداد

متن کامل را در اینجا بخوانید

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)