سامان مهرابی

تاریخ آیین بهایی در ایران، تاریخ آزار و اذیت مداوم اقلیتی دگراندیش از طرف اقلیتی تندرو که فقط تفکر خود را بر حق می دانند، می باشد. آزار و اذیتی که از تبعید، زندان و قتل تا محرومیت از اساسی ترین حقوق شهروندی و قانونی مومنین به این آیین بوده است. این را باید طنز تاریخ دانست که بخش مهمی از باورمندان به آیین بهایی در ایران، سابقه مذهبی شیعی دارند و شاید بهاییان از معدود گروههای مذهبی هستند که کاملا اعتقادات شیعیان را محترم می شمرند؛ همچنین این آیین خواستگاه ایرانی دارد اما بیشترین آزار و اذیت ها از شیعیان1 و آنهم در کشورشان ایران بوده است.

نویسنده: سامان مهرابی

این مطلب قصد دارد به تخریب اماکن مذهبی مربوط به بهاییان بپردازد، جنبه ای از آزار ها که کمتر به آن توجه شده است؛ تخریب هایی که از خانه باب در شیراز، منزل دختر عمه بهاءالله در تهران2، مدفن قدوس از مومنین اولیه به باب در بابل، حتی خانه ای موسوم به خانه شمس که متعلق به فرد بهایی به همین نام در اسفند آباد ابرکو تا بسیاری از قبرستان های3 بهاییان در شهرهای مختلف ایران شامل شده است.
متاسفانه شیعیان که خود از جانب تخریب اماکن مذهبیشان صدمه دیده اند و تخریب اماکن مذهبیشان را محکوم می کنند، حال خود دست به این اقدام مذموم می زنند. از جمله تخریب قبرستان بقیع4 در مدینه که مراجع شیعه روز تخریب این قبرستان را روز عزا و مصیبت دانسته اند، از جمله آیت الله صافی گلپایگانی این روز را ” روز حزن اهل بیت”5 آیت الله سبحانی این روز را ” عاشورای دوم”6 و آیت الله امینی آن را ” مناسبتی تلخ”7 دانسته اند. حال که علمای شیعه و همچنین مسئولان جمهوری اسلامی از تخریب و اهانت به این قبرستان اینگونه برآشفته می شوند و این اقدام را محکوم می نمایند، چگونه است که خود به تخریب ده ها مکان مذهبی و قبرستان های بهاییان دست می زنند؟ مگر در باور مذهبیشان این جمله نقش نبسته است که ” آنچه برای خود نمی پسندی، برای دیگران هم مپسند”8 ؟ جواب این سوالات را باید در سلسله اقدامات و برنامه های این گروه برای محو جامعه بهایی ایران جست.
از جمله دلایل این تخریب ها می توان از بین بردن پشتوانه تاریخی و فرهنگی آیین بهایی در ایران دانست. به این صورت که محو اسناد، اماکن و آثار خارجی و عینی به مرور زمان جامعه بهایی ایران را از نظر تاریخی فاقد هویت می کند. به جرأت می توان گفت که هیچ تاریخ مکتوبی نمی تواند جایگزین این آثار گردد.
از دیگر دلایل می توان به محو تمام نشانه هایی که وجود این اقلیت مذهبی را در جامعه نمایان می کنند، اشاره نمود. اینطور جامعه یکدست تر دیده می شود همانگونه که سردمداران تمام حکومت های توتالیته می خواهند و همچنین به خیالشان اینگونه شیعیان با ندیدن این اماکن، سوالی در ذهنشان در مورد بهاییان نقش نخواهد بست همانطور که رهبران مذهبی افراطی هیچ سوالی را بر نمی تابند.
همچنین میتوان نابودی این اماکن را اعلامی علنی برای مبارزه ای خشونت آمیز با جامعه بهاییان ایران دانست. مبارزه ای که آینده روشن خواهد کرد که آیا نیروهای مخرب بر قصد خود نائل می شوند و یا اقلیتی بی دفاع این هجوم متعصبانه را پشت سر گذاشته و نیرومند تر از قبل وارد مرحله ای نوین می گردند. در صورتیکه پیشوایان تخریب چیره گردند، باید منتظر قربانی شدن دیگر اقلیت ها و خرده فرهنگ ها باشیم.
در پایان به عکس العمل در خور توجه بهاییان نسبت به این تخریب ها اشاره کنم، آیین بهایی را دینی صلح جو و خشونت پرهیز می شناسند و پیروان آیین بهایی این جمله عبدالبهاء را روش زندگی خود برگزیده اند که “فکر جنگ را با فکر قوی تر صلح مقاومت کنید. فکر نفرت را با فکر قوی تر عشق مقابله نمایید.” با آموزه هایی از این نوع، بهاییان هیچگاه در مقابل این ظلم ها دست به عکس العملی خشونت آمیز نزده اند و چون خود را ملزم به اطاعت از قانون کشورشان می دانند، برای جلوگیری و توقف تخریب اماکن مذهبیشان به مراجع قانونی مراجعه می نمایند8. همچنین دیدگاه آیین بهایی به حوادث دیدگاهی منحصر بفرد و نوین است، دیدگاهی که در بعد هر بحرانی، پیروزی می بیند9، فقط حال را نمی بیند بلکه فراتر از آن به آینده نظر دارد. بهاییان امیدوارند روزی بتوانند آثار تخریب شده شان را بازسازند، اماکن تصرف شده شان را بازیابند؛ این تخریب ها و مصادره ها نتوانسته است از شوق و اشتیاق مومنین به این آیین بکاهد و برای محو این آیین از جامعه ایران نیز ناموفق بوده است.

پانویس:
1- البته منظور از شیعیان در این جمله، هر باورمندی به مذهب شیعه نیست و همانطور که در جمله ابتدایی اشاره کردم اقلیتی تندرو اما نیرومند از شیعیان برنامه ای سیستماتیک برای تضعیف و نابودی جامعه بهایی ایران دارند. بیت العدل اعظم در پیامی به مومنین به آیین بهایی مورخ 12 اسفند 1391 اینگونه می نویسند: ” ایرانیان گرامی که خود قربانی مظالم فراوانند نه تنها بر بی‌عدالتی‌های وارده بر بهائیان واقفند بلکه در خدمات خالصانه و مستمرّ این جامعه نیرویی سازنده در جهت تغییر و احیای ایران عزیز مشاهده می‌کنند. با افزایش احساس هم‌دردی ملّت نسبت به هم‌وطنان بهائی خود، ندای مردم شریف آن سرزمین برای رفع موانعی که شما]بهاییان ایران[ را از مشارکت در عرصه‌های مختلف حیات اجتماع باز می‌دارد بلندتر می‌شود.”
2- منزل دختر عمه بهاءالله در تهران که بهاءالله مدتی در این منزل زندگی کرده بود و برای بهاییان قابل احترام می باشد.
3- قبرستان های بهاییان که به گلستان جاوید مشهورند نیز به تعداد زیادی در شهر های مختلف ویران شده اند از جمله میتوان به شهرهای : یزد، سنگسر، ویلا شهر اصفهان، قائم شهر، ساری، سمنان، جیرفت، دماوند آبادان و خرمشهر و… اشاره نمود.
4- وهابیان در ۸ شوال ۱۳۴۳ هجری قمری (فروردین ۱۳۰۵خ) آرامگاه امامان بقیع را ویران کردند، بقیع هم‌اینک مدفن ۴ امام شیعه (حسن مجتبی، سجاد، محمد باقر و جعفر صادق) ع)) است. همچنین قبر بیشتر زنان پیامبر و نیز عباس عموی پیامبر و فاطمه بنت اسد، مادر علی ابن ابی طالب، ام‌البنین (مادر ابوالفضل العباس) و برخی دیگر از بزرگان اسلام در این گورستان قرار دارد. قبرستان بقیع در چند قدمی مسجد النبی قرار دارد.
5- پیام آیت الله صافی گلپایگانی در پاسخ به نامه جمعی از مومنین : “… این روز را روز حزن اهل بیت علیهم‌السلام و روز مصیبت و حمله و هجوم به تاریخ اسلام دانسته و با اجتماعات با شکوه و اقامه مجالس عزاداری و عرض تسلیت به ساحت مقدس حضرت بقیه الله الاعظم ارواح العالمین له الفداء، این جنایتی را که علیه اسلام و قرآن و شخص پیغمبر اکرم و اهل بیت آن حضرت بوده، محکوم کنند و فراموش ننمایند که این جنایت، فراموش‌شدنی نیست و این روز را، روز بقیع اعلام کنند.”
6- آیت الله سبحانی : ” سالروز تخریب بارگاه ملکوتی اهل بیت نبوت(علیهم السلام) و هتک حرمت مراقد امامان معصومین در بقیع، عاشورای دوم است و باید مسلمانان جهان به ویژه شیعیان، مراتب نفرت و انزجار خود را از عاملان این جنایت به گوش جهانیان برسانند.”
7- آیت الله امینی : “مناسبتی تلخ است و آن حمله ننگین، کینه توزانه و وحشیانه عوامل سعودی نسبت به قبرستان بقیع و ائمه شیعه است. با این عمل ننگین خودشان کاری کردند که شیعیان حتی قبر ائمه را نبینند. واقعاً عمل ننگین و تفرقه انگیزی است”
8- علی (ع) در بخشی از نامه 31 نهج البلاغه خطاب به فرزندش اینگونه می نویسد: “پسرم! خود را میزان بین خود و دیگران قرار بده، بنابراین آنچه براى خود دوست دارى براى دیگران هم دوست بدار، و هرچه براى خود نمى خواهى براى دیگران هم مخواه، به کسى ستم مکن چنانکه دوست دارى به تو ستم نشود، و نیکى کن چنانکه علاقه دارى به تو نیکى شود، آنچه را از غیر خود زشت مى دانى از خود نیز زشت بدان، از مردم براى خود آن را راضى باش که از خود براى آنان راضى هستى، هر آنچه را نمى دانى مگو اگرچه دانسته هایت اندک است”
9- به همین شکل برای پیگیری حق تحصیل در دانشگاهها نیز ازمراجع قانونی پیگیری می نمایند.
10- در مورد دیدگاه بحران و پیروزی در این زمینه از جمله به پیام بیت العدل اعظم، عالی ترین مقام تصمیم گیری در آیین بهایی، در مورد تخریب بیت بغداد (منزل حضرت بهاءالله در شهر بغداد) مراجعه کنید: http://www.payamha-iran.org/2013-06-27

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)