داعیه مبارزه با فساد در حکومت ایران و فساد هر چه بیشتر
در حالی که سران حکومت ایران مستمرا داعیه مبارزه با فساد در ایران را دارند اما از چشم کسی دور نیست که این امر صوری بوده و با گذشت زمان، تنها بر ابعاد آن افزوده میشود. امری که رسانههای حکومت نیز به آن اذعان میکنند.
شرق در مطلبی با عنوان «تغییر نگرش به بحران فساد» خطاب به رئیس قضائیه خامنهای نوشته است: «ده بار از آن راه بدان خانه برفتید.»
رئیس قضائیه حکومت ایران با اشاره به اهمیت مبارزه با انواع فساد در حوزههای مختلف، تأکید کرده است: «بههیچوجه نباید از مقابله با این معضل در عرصههای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی غافل شویم؛ فساد مسری است و از درون تهی میکند.»
شرق افزوده محسنیاژهای بیش از چهار دهه در پستهای مختلف قضائی فعالیت کرده و با تمام پیچیدگیها و ظرایف دستگاه قضایی آشناست.
این تجربه طولانی به او این امکان را داده تا مشکلات و بحرانهای حکومت ایران در عرصههای فرهنگی، سیاسی، امنیتی و اجتماعی را بهخوبی بشناسد. قضات به دلیل مواجهات روزمره خود با مسائل مختلف جامعه، بهطور تجربی شناخت مناسبی از مشکلات اجتماعی پیدا میکنند.
بیان او اگرچه در ظاهر ملایم است، اما باید به عمق آن توجه کرد. وقتی فردی با این سابقه و تجربه چنین سخنی میگوید، نشاندهنده بحرانی بودن وضعیت این معضل و لزوم مقابله فوری با آن است.
مبارزه با فساد همواره در حکومت ایران مورد تأکید صوری بوده است. سازمانهای زیادی برای مقابله با این معضل فعال بودهاند و بودجههای کلانی در این مسیر هزینه شده است.
شرق مینویسد هدف حکومت ایران هرگز افزایش اعتیاد، کارتنخوابی، فقر، طلاق یا گسترش رانت نبوده است.
داعیه مبارزه با فساد و گسترش بیشتر آن!!!
این در حالی است که فسادهای مالی مانند اختلاس و رشوهگیری، تقلب در آزمونها، جعل مدارک برای نامزدی در انتخابات و افزایش جرائم مانند قتل و نزاع، آمار پروندههای جرائم مالی نظیر کلاهبرداری و چک بیمحل، قاچاق کالا، و ایجاد باندهای پنهان مبادلات غیرقانونی ارز و طلا، اقتصاد حکومت ایران را به چالش کشیده است.
شرق ادامه میدهد همچنین، مسائل اجتماعی مانند پوشش زنان در جامعه و سازمانهای حکومتی به معضلاتی جدی تبدیل شدهاند. زمینخواری، کوهخواری و جنگلخواری نیز محیط زیست حکومت ایران را بهسوی ویرانی برده است.
نیازی به آمار و ارقام نیست؛ همین وضعیت کنونی و سخنان مقامات ارشد قضایی کشور گواهی بر این ناکامیها هستند.
وقتی بعد از سالها تلاش، بیمار همچنان رنجور و ضعیف است و بیماری در حال پیشرفت، بهراحتی میتوان فهمید که برنامههای درمانی درست نبوده و شاید اصلاً بیماری بهدرستی تشخیص داده نشده است.
شرق سپس سوالاتی را در این زمینه مطرح میسازد. پیش از اینکه دیر شود، باید با شجاعت با پرسشهای بزرگ روبهرو شویم: چرا باوجود برنامهها و قوانین متعدد و بودجههای کلان، به نتایج مطلوب دست نیافتهایم؟ آیا روشهای تکراری که تاکنون به کار گرفته شده، مناسب بودهاند؟
چرا سازمانهای اجرایی و نهادهای عمومی در اجرای برنامهها و قوانین مقابله با این معضل موفقیت چندانی نداشتهاند؟ و مهمتر از همه، آیا سیاستگذاران و برنامهریزان توانستهاند علل اصلی ایجاد فساد در حوزههای مختلف را بهدرستی شناسایی کنند؟
شرق در پایان افزوده مسئولان ارشد حکومت ایران باید از احتمال اشتباه در سیاستگذاریها و برنامهریزیها نهراسند.
شاید تعریف مسئله فساد تاکنون نادرست بوده و علل اصلی این معضل بهدرستی تحلیل نشدهاند، و به همین دلیل برنامهها و قوانین نیز اشتباه بودهاند.
تشخیص نادرست بیماری منجر به درمان اشتباه میشود و درمان اشتباه، بیماری را مزمن، پیچیده و گاهی غیرقابل درمان میکند.
از ادعا تا واقعیت
وقتی در حکومتی که سانسور حرف اول را در رسانههایش میزند بدین روشنی بر فساد و شکست حاکمیت در مبارزه با آن اذعان وجود دارد، کلانی ابعاد آن هویدا میشود.
یکی از اصلیترین دلایل فساد در حکومت ایران، ساختار سیاسی آن است که بر اساس تمرکز قدرت شکل گرفته است.
هنگامی که قدرت در دست عدهای محدود قرار دارد، احتمال سوءاستفاده از قدرت و رانتخواری بیشتر میشود.
عدم شفافیت در تصمیمگیریهای حکومتی و نبود نهادهای مستقل برای نظارت بر عملکرد دولت، زمینهساز فساد است.
اقتصاد حکومت ایران بهطور عمده وابسته به منابع طبیعی مانند نفت و گاز است.
این وابستگی به منابع طبیعی، فرصتهای گستردهای برای رانتخواری و فساد ایجاد میکند.
دولت بهعنوان اصلیترین بازیگر در اقتصاد، کنترل زیادی بر توزیع منابع دارد و این باعث میشود که افراد و نهادهایی که به قدرت نزدیک هستند، بهراحتی بتوانند از این منابع سوءاستفاده کنند. رانتخواری و فساد در تخصیص منابع، مانع رشد اقتصادی عادلانه و توسعه پایدار شده است.
یکی دیگر از دلایل اصلی فساد در حکومت ایران، نبود شفافیت در امور مالی و اقتصادی است.
بسیاری از معاملات اقتصادی و قراردادهای دولتی بهصورت غیرشفاف انجام میشوند و امکان نظارت عمومی بر آنها وجود ندارد.
این عدم شفافیت باعث شده است که افراد و نهادهایی که به منابع دولتی دسترسی دارند، بتوانند بهراحتی از این منابع برای منافع شخصی استفاده کنند.
مبارزه با فساد نیازمند حضور رسانههای مستقل و نهادهای مدنی قوی است که بتوانند به افشای فساد و افزایش شفافیت کمک کنند.
در حکومت ایران، آزادی رسانهها محدود شده و نهادهای مدنی بهدلیل فشارهای حکومتی نمیتوانند بهطور مؤثر به فعالیت بپردازند.
نبود این ابزارهای نظارتی مستقل، به نهادینه شدن فساد در سطوح مختلف کمک کرده است.
[آیا میتوان با زالو به جنگ فساد رفت؟!]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.