قضیه حقوق بشر، باگ اصلی جریان‌ها از ایرانشهری تا غیر فارسی؟!

ممکن است اشتباهاتی در این نقد و تحلیل باشد، اما تا حد مطالعات متوجه شدم که باگ اصلی این جریان‌های ایرانشهری تا غیر فارسی یعنی آنهایی مشهورند به پان‌ترکیسم و پان کردیسم و غیره (درست یا غلط به این القاب متهم هستند)، واقعا باگ احساس می‌شود. به قدری اوضاع خراب است طی این سالها از بسیاری سران و فعالان رسانه ای چند باری جدی و واضح نخوانده و نشنیده در فضای مجازی مدعیان ایرانشهری و ایرنگرایی لفظ حققوبشر در حد همین تعریف بدیهی امثالهم ارائه دهند، و جریان‌ها متقابل ایرانشهری و ایرانگرایی نیز مشهور پان….ایسم، هر چند گهگاهی لفط حققوبشر می‌آیند، اما هر وقت امثالهم طی این سال‌ها به پستشان خوردیم، برخوردها از فحاشی و لمپنیسم تا سانسور و حذف مطالب و کامنتهایمان، پس مهمترین چیزی برای مردم عادی مانند امثالهم، حقوق بشر است، حقوق بشر ارجحیت دارد بر حتی دمکراسی یا سکولاردمکراسی و تمدن جهانی، سکولاردمکراسی و تمدن جهانی ذیل حقوق بشر و برای کمک بهتر به حقوق بشر از نظر امثالهم است، به عبارت دیگر، حقوق بشر منوط و مشروط به سکولاردمکراسی و تمدن جهانی نمی‌دانم، ممکن است کشوری (فرضی) دیکتاتوری و نچندان متمدن باشد، اما دست کم بدیهیات حقوق بشر را رعایت کند.

برای دانستن و درک قضایا درباره بدیهیات حقوق بشر، این تگ و کلمات کلیدی “بدیهیات حقوق بشر” دنبال کنید در اینترنت.

بدیهیات حقوق بشر، مثل کلیات و بقیه جزئیات حقوق بشر، مفهوم جهان شمولی است و برای همه ابنای بشریت است، اینجا نژاد و تبار و زبان و کشور و تابعیت (ملیت) و غیره نباید بهانه نقض حقوق بشر و بدیهیات حقوق بشر است.

این انتقادها نسبت به فعال مشهور به ایرانشهری و ایرانگرایی داشتیم درباهر اهمیت پذیرش و طرح و دفاع جدی از مفاهیم حقوق بشری و بدیهیات حقوق بشری. شای اندکی یا گوشه نگاهی داشته باشند اما بعنوان بنیان فکری و عقیدتیشان احساس نشد، بنظرم اگر سالها پیش حتی همین مقولات ایرانشهری و ایرانگرایی ذیل حقوق بشری تعریف و انطباق می‌دانند، دستاوردهای بیشتری میافتند، حقوق بشر و از جمله بدییهات حقوق بشر، باگ تقریبا همه ایدئولوژی‌ها و عقاید است در طول تاریخ تا اکنون. اینکه به خطوط قرمز واری رسیده، نگویند ما هیچ خط قرمزی نداریم (عملا حقوق بشر لفاظی و گاه ابزر سوئاستفاده و فریب باشد!، یعنی چه در صلح و چه در جنگ همگان و بویژه آنهایی ادعاهای تمدنی و دمکراسی و شایستی عقیدتی دارند به بدیهیاتی ار حقوق بشر در هر شرایطی از جمله در شرایط قدرت، متعهد باشد و حتی طرف مقابل متعهد نباش! این بدیهیات فراتر از دعواها و خشم و نفرت و انتقام جویی باشد، در این صوت شانس و بخت زیادی برای راه حل دائمی مشکلات خواهد بود، حی اگر فرضا آدم متقلب و دروغگویی بودم، بهانه نشود بگویند پس چون بر ما معلوم شده فلانی متقلب و درغگو است پس این نوع سخنانش مانند بدیهیات حقوق بشر نیز قبول نداریم!)، اگر این امر همگانی می‌شد در این چند قرن اخیر جنب‌های فکری، هدف اصلی رسیدن به حقوق بشر است وضع دنیا چه بسا به فجایع و تراژیک و استانداردهای دوگانه امروزی نمی‌رسید.

بجای لجبای با امثالهم و ژست شکست ناپذیری، یا وقعا اشتاه کرده وطرف مقابل اشتباه متوجه شده، باید در عمل این اشتباه خود یا طرف مقال را نشان دهی اگر حقیقتا حقوق بشر را قبول داری، حرف حق و دست قبول کنند و عقاید و اندشه و گفتار و کردارشان اصلاح کنند.

بای.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)