پزشکیان و تابوتی که انتظار دولت وی را میکشد!
اگر چه پزشکیان و دوستانش برای رسیدن به پاستور تقلاهای زیادی کردند اما هماینک و پس از در دست گرفتن دولت خود را در مقابل مرداب و ابر بحرانهایی میبییند که آنان را مانند کره در مقابل خورشید تموز آب میکند.
واقعیتهای ایران امروز، برای هرکسی که با دقت به زوایای مختلف جامعه نگاه میکند و به عمق واقعیتها پی میبرد، به شکل نگرانکنندهای ظاهر میشود.
در حال حاضر، دو جنگ بزرگ در خارج از مرزها جریان دارد که ایران به نوعی درگیر آنها شده است.
مقامات حکومت ایران نیز در مورد جنگ غزه خود را موظف به حضور فعال میدانند و به طرق مختلف در آن مشارکت دارند.
از سوی دیگر، روند رشد اقتصادی در بلندمدت کاهش یافته است. به عنوان مثال، رشد اقتصادی در برنامههای توسعه به ترتیب ۷.۳، ۶.۲، ۸.۵، ۸.۴، ۶.۱ و ۷.۱ درصد بوده است.
همچنین هدف رشد اقتصادی در برنامه هفتم توسعه نیز ۸ درصد تعیین شده است. میانگین رشد اقتصادی در دهه ۹۰ کمتر از یک درصد بوده است.
اقتصاد ایران در این دهه به دلیل ناکارآمدی مدیریت و شرایط ناشی از کرونا به شدت دچار انقباض شد. واضح بود که با یک بهبود نسبی، این اقتصاد میتواند به وضعیت بهتری برسد.
رشد اقتصادی تنها در صورتی ارزشمند است که نتیجه اصلاحات ساختاری، نهادی و بهبود بهرهوری باشد. اما در سالهای اخیر چنین پیشرفتی مشاهده نمیشود.
اصلیترین شاخص رشد اقتصاد، شاخص بورس
یکی از شاخصهای خوبی که شرایط رشد تولید در کشور را منعکس میکند، بورس است. در سالهای اخیر، حاشیه سود خالص شرکتهای بورسی به شدت کاهش یافته است.
در سال ۱۴۰۱ حاشیه سود خالص شرکتها حدود ۳۴ درصد بود، اما این رقم در سال ۱۴۰۲ به کمتر از ۱۴ درصد رسید.
همچنین در دوره ریاستجمهوری رئیسی، ارزش بازار بورس از حدود ۲۳۰ میلیارد دلار به ۱۳۰ میلیارد دلار کاهش یافته است.
میانگین رشد اقتصادی به قیمت ثابت سال ۱۳۹۰ در دوره ۱۴۰۲-۱۴۰۰ براساس گزارش مرکز آمار ایران ۵.۵ درصد بوده است.
با این حال، این آمار نیاز به تحلیل بیشتری دارد. به عنوان مثال، رشد بخش کشاورزی به قیمت ثابت سال ۱۳۹۰ در همین دوره معادل منفی ۳ درصد بوده که بسیار نگرانکننده است.
رشد بخش کشاورزی در دهههای گذشته همیشه مثبت و بالای ۴ درصد بوده است، اما در سالهای اخیر به دلیل نبود سرمایهگذاری و مشکلات مربوط به آب، رشد این بخش منفی شده است.
از سوی دیگر، رشد بخش نفت به قیمت ثابت سال ۱۳۹۰ در سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ به ترتیب ۷.۹ و ۷ درصد بوده است.
این رشد مستقیماً در رشد اقتصادی کشور تأثیر داشته و باعث افزایش صادرات و درآمدهای نفتی شده است. علت این افزایش صادرات نیز در معادلات پیچیده جهانی، به ویژه جنگ روسیه و اوکراین نهفته است.
در سالهای اخیر بخش خدماتی اقتصاد رشد بیشتری داشته
رشد بخش صنعت به قیمت ثابت سال ۱۳۹۰ در سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ به ترتیب ۶ و ۴.۶ درصد بوده است.
با این حال، این رشد مثبت ناشی از اصلاحات ساختاری و نهادی در بخش صنعت و معدن نیست، بلکه به طور غیرمستقیم به افزایش درآمدهای نفتی و واردات کالاهای اولیه و واسطهای در بخش تولیدی وابسته است.
در سالهای اخیر، بخش خدمات، به ویژه واسطهگریهای مالی، رشد بالایی را تجربه کرده است. این رشد بیشتر به دلیل پساکرونا و رونق سوداگریهای افراطی بوده و چندان ارزش اقتصادی پایدار و مولدی ندارد.
در پنجاه سال گذشته، از سه عامل پیشرفت کشور یعنی سرمایههای فیزیکی، انسانی و اجتماعی، تنها از سرمایه فیزیکی استفاده شده است، آن هم با حداقل بهرهوری و اتلاف بالا.
حالا با این وضعیت پزشکیان سکان دولتی به ارثماندهای را به دست گرفته است که شاید برای آن تقلا کرد، اما پس از رسیدن به آن با خودش را باخت و با آشفتگی فراوانی روبرو خواهد شد.
[دولت پزشکیان با الگوی مدیریتی دولت رئیسی چگونه خواهد بود؟]
حال آنکه دولت وی از انسجام و چنان که وی در بوق و کرنا میدمد «وفاق ملی» چندانی برخوردار نیست.
این تنشها و پراکنش در دولت در گامهای بعد خصوصا اینکه جنگ باندی جبهه پایداری با دولت پزشکیان پایان نیافته، آینده تنگ و تاریکی به اندازه تابوت را برای وی در چشمانداز قرار داده است.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.