فوران فقر غذایی یا ناامنی غذایی در ایران

بنا بر اعلام رسانه‌های و مسئولان امر در حکومت ایران فقر غذایی یا ناامنی غذایی در کشور بیداد می‌کند و برخی از استان‌ها از این حیث در معرض خطر بود و نبود قرار دارند.

محمداسماعیل مطلق، رئیس دبیرخانه شورای عالی سلامت و امنیت غذایی ایران، از وجود تهدیدهای جدی ناشی از ناامنی غذایی در هشت استان کشور خبر داده است.

وی تأکید کرده که ساکنان این استان‌ها نیازمند توجه بیشتری هستند. این استان‌ها شامل سیستان و بلوچستان، کهگیلویه و بویراحمد، ایلام، هرمزگان، بوشهر، خوزستان، کرمان و خراسان جنوبی هستند.

وضعیت اقتصادی ایران به حدی بحرانی شده که ناامنی غذایی و مشکلات مرتبط با سوءتغذیه به عنوان تهدیدی جدی برای ساکنان این مناطق شناخته شده است.

[گسترش فقر غذایی و خالی شدن سبد غذایی مصرفی ایرانیان]

اما امنیت غذایی چیست؟ امنیت غذایی به معنای دسترسی پایدار و همیشگی افراد به مواد غذایی سالم و کافی است، به طوری که افراد نیازی به نگرانی برای تامین غذای خود و خانواده‌شان نداشته باشند.

وقتی همه یا بخشی از افراد جامعه نتوانند به مواد غذایی کافی و سالم دسترسی داشته باشند، فقر غذایی رخ می‌دهد.

امنیت غذایی بر چهار رکن اصلی استوار است: در دسترس بودن فیزیکی مواد غذایی، دسترسی اقتصادی به غذا، چگونگی مصرف غذا که بر دریافت انرژی و مواد مغذی کافی از طریق مراقبت‌ها و شیوه‌های تغذیه مناسب تمرکز دارد، و ثبات این ارکان در طول زمان.

اگرچه ممکن است امروز غذای کافی مصرف کنید، اما اگر به صورت دوره‌ای دسترسی به غذای مناسب نداشته باشید، از نظر غذایی دچار ناامنی هستید. در نتیجه، تنها هشت استان ایران نیستند که در معرض خطر ناامنی غذایی قرار دارند.

مقامات ایران اعلام کرده‌اند که برنامه‌ای تحت عنوان «سبد حداقلی غذا» طراحی کرده‌اند که در آن حداقل نیازهای غذایی روزانه و ماهانه افراد برای حفظ سلامتی تعریف شده است.

سبد غذایی در ایران نه بر اساس نیاز، که بر اساس گروه‌های شغلی تعریف شده!

با این حال، برخی از گروه‌های مزدبگیر معتقدند که این سبد غذایی حتی نمی‌تواند حداقل کالری مورد نیاز خانواده‌ها را تأمین کند. یعنی اکثر گروه‌های مزدبگیر در فقر غذایی به سر می‌برند.

سبد غذایی سالم و درست باید به گونه‌ای تنظیم شود که تمام ریزمغذی‌ها و درشت‌مغذی‌های لازم برای بدن را فراهم کند.

درشت‌مغذی‌ها شامل چربی‌های سالم، پروتئین‌ها، کربوهیدرات‌های سالم، انواع مغزها، میوه‌ها و سبزی‌ها می‌شوند.

حداقل سبد غذایی برای گروه‌های سنی متفات با هم برابر نیست. مثلاً سبد نیاز غذایی نوزادان و کودکان زیر دو سال با کودکان دو تا هفت سال تفاوت دارد.

نوجوانان و جوانان نیازهای خاص خود را دارند. بزرگسالان و سالمندان نیز به همین ترتیب به گروه‌های جداگانه‌ای تقسیم می‌شوند.

سبد حداقلی غذایی که توسط حکومت ایران تعریف شده است، از نظر میزان مواد مغذی و سالم در مقایسه با استانداردهای جهانی بسیار پایین‌تر است.

گزارش‌های رسانه‌های حکومتی ایران نیز نشان می‌دهند که این سبد حداقلی غذایی نه بر اساس گروه‌های سنی، بلکه بر اساس گروه‌های شغلی تعریف شده است.

همچنین، وزارت بهداشت و درمان به دستور دولت، میزان کالری مورد نیاز و سرانه مصرف خوراکی‌هایی با نرخ تورم بالا مانند گوشت و برنج را در این سبد کاهش داده است.

در اسفند ۱۴۰۲، شورای عالی کار در جریان تعیین مزد کارگران، با در نظر گرفتن سبد حداقلی وزارت بهداشت، حقوق کارگران را تنها ۲۷ درصد افزایش داد که این میزان تنها حدود یک‌سوم سبد معیشت فعلی است.

مزد دریافتی کارگران با نرخ تورم فاصله زیادی دارد و حقوق ماهانه آن‌ها حتی برای پرداخت اجاره خانه‌هایشان هم کافی نیست. در نتیجه، فقر غذایی به شدت افزایش یافته و این موضوع اولین جایی است که کمبود دستمزدها تاثیر خود را بر آن می‌گذارد.

فقر غذایی بیشتر در استان‌های حاشیه‌ای بیداد می‌کند

مبلغ سبد حداقلی غذایی برای یک خانواده سه نفره بین یک‌ میلیون و ۲۰۰ تا دو میلیون و ۸۰۰ هزار تومان تخمین زده شده است.

برای افرادی که در گروه مزدبگیران حداقلی قرار دارند و حدود ۱۰ میلیون تومان دریافتی دارند، تهیه چنین سبدی امکان‌پذیر نیست.

این ناتوانی عمومی در تامین حداقل مواد و فقر غذایی، هشداری جدی برای جامعه فردای ایران است. اگر نسل فردا از نظر غذایی در امنیت نباشد، سلامت جسمی و روحیه آن‌ها به شدت تحت تأثیر قرار خواهد گرفت،

به‌ویژه در استان‌های غربی، شرقی و جنوبی ایران که اغلب مورد بی‌توجهی دولت‌ها قرار می‌گیرند. آینده سلامت این مناطق از نظر فقر غذایی در خطر جدی است.

در سال‌های اخیر با افزایش سختی در تامین معیشت، برخی گروه‌های غذایی به تدریج از سبد غذایی شهروندان ایرانی حذف شده‌اند.

میوه و سبزیجات از اولین گروه‌هایی بودند که مصرف‌شان کاهش یافت. خرید گوشت قرمز، مرغ، تخم‌مرغ، برنج، لبنیات و حتی حبوبات نیز به مرور در میان خانواده‌ها کاهش یافته است.

داده‌های رسمی نشان می‌دهند که تنها ۴۷ درصد خانواده‌ها در خراسان جنوبی از تغذیه ایمن برخوردارند. در سیستان و بلوچستان، ۳۰ درصد جمعیت از امنیت غذایی برخوردار هستند و ۷۰ درصد باقی در گروه تغذیه ناایمن قرار می‌گیرند.

آمار فقر غذایی در خوزستان ۵۸ درصد و در کرمان ۷۴ درصد اعلام شده است.

مطلق، رئیس دبیرخانه شورای عالی سلامت و امنیت غذایی کشور مدعی است که این شورا اقداماتی برای دسترسی جامعه به سبد غذایی حداقلی که تأمین‌کننده پروتئین و کالری مصرفی روزانه است، انجام داده است.

اما تاکنون هیچ جزئیاتی از این اقدامات منتشر نشده و هیچ نشانه‌ای از بهبود وضعیت در جامعه دیده نمی‌شود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)