اقتصاد کمرشکسته رئیسی میراث رسیده به دولت پزشکیان و آینده تاریک

بر خلاف تبلیغاتی که اصول‌گرایان مرتجع از جمله کیهان شریعتمداری در مطالبی چون «اسب‌زین‌شده» می‌کنند، بی‌نایز از توضیح است که اقتصاد ایران در زمان رئیسی کاملا ورشکسته بود حال این میراث به پزشکیان رسیده است که دولتی متشتت را تشکیل داده است. نتیجه این وضعیت آینده تاریکی برای اقتصاد ایران می‌باشد.

پزشکیان در جریان انتخابات نه برنامه‌ای ارائه کرد و نه، به گفته خود، «هیچ عدد و رقمی و وعده‌ای» داد.

با این‌ حال، برخی بر این باورند که او سه وعده مهم ارائه داده است: «ایجاد توازن در سیاست خارجی از طریق مذاکره برای لغو تحریم‌ها، رفع محدودیت‌های استفاده از اینترنت، و پایان‌دادن به استفاده از ابزارهای فیزیکی و تحمیلی در موضوع پوشش مردم».

هم‌میهن در تاریخ ۲۱ مرداد، در این مورد اشاره کرد پزشکیان حتی یک برنامه مدون نیز ارائه نکرده بود، درحالی‌که تهیه چنین برنامه‌هایی با کمترین نیروی ممکن با هدف، اغلب، فریب مردم و جلب آرای و بسیار ساده است

حالا اما با معرفی کابینه، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که کابینه پزشکیان، که بازی‌گردانان اصلی اجرائی کشور به شمار می‌روند، چگونه می‌توانند در این شرایط سخت زندگی و معیشت مردم کشور را بهبود ببخشند؟

آنها بر اساس چه نقشه‌ای در برابر دیدگان ۸۸ میلیون ایرانی نقش‌آفرینی می‌کنند؟ کدام طرح و برنامه این افراد را برای تأثیرگذاری واحد بر مخاطبان، هم‌ساز و هم‌آواز خواهد کرد؟

حتی اگر گردهم‌آیی حول شخصیت پزشکیان باشد، آیا می‌تواند جایگزین یک برنامه قوی و چیدمان درست صحنه شود؟

پزشکیان در تمامی انتصابات خود، علاوه بر تأکید بر برنامه هفتم توسعه که «نیازمند تدوین حدود ۲۰۰ آیین‌نامه و دستورالعمل است»، باید توجه داشته باشد که صد مورد از این آیین‌نامه‌ها باید در همین سال اول تکمیل شود.

ادعاهای و اهداف واهی اقتصادی برنامه‌ریزی شده، هیچ کدام به نتیجه نرسیده

این در حالی است که تنها یک سال و هفت ماه دیگر تا پایان اجرای این برنامه فرصت وجود دارد، درحالی‌که هیچ‌یک از اهداف آن محقق نشده و کشور همچنان از زمان آغاز اجرای این سند فاصله دارد.

از یک سو، اهدافی و ادعاهای واهی نظیر «قرار گرفتن در جایگاه ۱۰ اقتصاد برتر جهان، تولید ناخالص داخلی ۲۰۰۰ میلیارد دلاری، درآمد سرانه ۳۰ هزار دلاری، تورم تک‌رقمی، رشد اقتصادی ۸ درصدی و کاهش شکاف طبقاتی به ۳۵ درصد» محقق نشده‌اند.

اما واقعیت موجود کشور این است که کشور در تولید ناخالص ملی رتبه ۳۴ با حدود ۴۵۰ میلیارد دلار، درآمد سرانه حدود ۵۵۰۰ دلار (رتبه ۶۱ در سال ۲۰۲۲) و تورم ۴۰ درصدی قرار دارد و یک‌سوم جمعیت کشور در فقر مطلق به سر می‌برد. این آمارها بر اساس منابع رسمی اعلام شده‌اند.

با توجه به بودجه سال جاری که مهم‌ترین سند مالی کشور است، هیچ گونه امکان مانور برای دولت جدید و تغییر وضعیت فعلی وجود ندارد.

بلکه با احتمال وقوع موج جدید تحریم‌ها در دولت آینده آمریکا و افزایش نرخ ارز، شرایط به مراتب سخت‌تر خواهد شد.

 بودجه‌ای که به‌سختی کفاف پرداخت حقوق کارکنان دولت و بازنشستگان و یارانه‌های نقدی و غیرنقدی را می‌دهد.

بیش از ۸۳ درصد از هزینه‌های جاری دولت به پرداخت حقوق و دستمزد شاغلان و کمک به صندوق‌های بازنشستگی اختصاص دارد.

بنابراین، چیزی برای سرمایه‌گذاری و توسعه اقتصادی کشور باقی نمی‌ماند. از کل بودجه عمومی، ۳۷ درصد، حدود ۹۱۱ تریلیون تومان، به یارانه و کمک به صندوق‌های بازنشستگی اختصاص دارد. این رقم از ۱۱ درصد در سال ۱۳۹۷ به ۱۸ درصد در سال ۱۴۰۲ افزایش یافته است.

در این میان، حدود ۱۴۳ تریلیون تومان از یارانه‌ها مربوط به نان است که در مقایسه با سال گذشته ۱۵۰ درصد افزایش یافته است.

برهم‌کنشی پوپولیسم اقتصادی با پوپولیسم سیاسی عامل نابودکننده

با این‌حال، این یارانه‌ها نمی‌توانند مانعی برای افزایش روزافزون فقر و کاهش تعداد فقیرانی که یک‌سوم جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند، باشد.

اقتصاد ایران، بیشتر شبیه «اقتصاد سفره» است تا اقتصادی مدرن و فناورانه. این اقتصاد نیازمند اصلاحات عمیق و ساختاری است که تنها با یک برنامه مشخص و اراده سیاسی کل حاکمیت و مجریان شایسته قابل دستیابی است.

با نبود برنامه مشخص و اسنادی که زمان آن‌ها به سر آمده یا آرمان‌هایی دور و دراز که فاقد الزامات اجرائی هستند، سیاست‌ها و اقداماتی به اجرا درمی‌آیند که قبلاً امتحان شده‌اند و نتیجه مطلوبی به‌بار نیاورده‌اند.اقتصاد و معیشت مردم نمی‌توانند منتظر تحقق آرمان‌های مدینه فاضله‌ای بمانند.

اکنون، پوپولیسم اقتصادی در پیوند با پوپولیسم سیاسی، در کمین است تا با سیاست‌های به‌ظاهر عدالت‌طلبانه، مانند ارائه خدمات به جامعه بدون دریافت هزینه، اما با تحمیل هزینه‌های سنگین از طریق استقراض از بانک مرکزی، چاپ پول، مالیات تورمی، حراج منابع زیرزمینی یا اصرار بر نرخ‌های چندگانه ارز و قیمت‌گذاری دستوری بهره، انرژی و کالاها و خدمات به بهانه حمایت از طبقات محروم، خود را به نمایش بگذارد.

وقتی پوپولیسم اقتصادی با پوپولیسم سیاسی ناشی از فقدان نظام حزبی و احزاب و نهادهای مدنی قدرتمند، به‌ویژه در بزنگاه‌هایی مانند انتخابات و تعیین دولت گره می‌خورد، وضعیتی پیچیده ایجاد می‌شود.

خروجی آن نیز، علیرغم تلاش‌ها برای نادیده‌گرفتن واقعیت‌ها، کمتر نتیجه‌بخش است. در نظام ملایان، هیچ راه‌حلی برای این وضعیت وجود ندارد، زیرا این روندها به یکدیگر وابسته‌اند و تغییری در دولت‌ها نیز نمی‌توانند ایجاد کنند. دولت‌ها نیز اساساً قدرت لازم برای این کار را ندارند.

[سردرگمی بیشتری اقتصاد ایران را فرا خواهد گرفت؟]

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)